4 دیدگاه

رمان آتش شیطان پارت88

4.2
(5)

🔥♥️♥️♥️🔥«آتش شیطان»🔥♥️♥️♥️🔥

 

 

 

 

 

 

 

انگار صدای باز و بسته شدن در رو شنید که پرسید:

 

– صدای ماشین بود!؟

کجایی این موقع شب تابش؟!

مگه خونه دایان نبودی؟!؟؟

 

قبل از جواب دادن به آزاد، به راننده گفتم راه بیوفته فعلا تا مسیر رو بهش بگم‌.

 

 

– تو هنوزم منو تعقیب میکنی؟!

خجالت نمی‌کشی؟!

 

پشت خط سکوت شد، انگار تازه متوجه سوتی دادنش شده بود.

 

 

– تو با این کارا کاری نداشته باش.

نه مزاحمتی برات داره نه آسیبی میرسونه.

یه وقت دیدی لازم شد از یه جایی نجاتت بدم!

 

 

چشمام رو تو کاسه چرخوندم‌‌.

الان واقعا حوصله سر و کله زدن با این بشر رو نداشتم.

 

 

حرفش رو بی جواب گذاشته و پرسیدم:

 

– آدرس خونت کجاست؟!

 

– با خونم چیکار داری این وقت شب؟!؟!

 

 

– میخوام بیام اونجا باهم جعبه رو باز کنیم؛ حس میکنم تنهایی از پسش بر نمیام‌.

 

بعد از مکثی جواب داد:

 

– اینقدر بهم اعتماد داری!؟

 

– مجبورم!

تنها کسی که تو بطن ماجراست، مثل اینکه تویی.

در نهایت هم که میفهمی پس چه فرقی داره؟!

اگه منظورت واسه آخرشب بودن و خونه خالی بودنه، باید بگم که واقعا منتظرم کوچک ترین حرکت مشکوکی ازت ببینم تا حرص امشب رو سرت خالی کنم!

در ضمن تو کیفم هم اسپری فلفل دارم هم چاقو!

 

 

 

– کاملا قانع کننده بود دیگه احتیاجی به این کولی بازیا نیست!

آدرس رو برات تکست می‌کنم زودتر بیا.

در ضمن لوکیشنت رو هم روشن کن.

اگه حس کردی یارو مشکوک میزنه و داره میپیچه، یه تک به من بزن جینگی خودمو میرسونم.

 

 

– خیله خب بروس‌ لی، منتظر تکستم‌.

 

 

بعد از اومدن پیام آزاد، آدرس رو به راننده داده و به پشتی صندلی تکیه دادم.

 

 

تازه نگاهم به ساعت افتاد.

ساعت ۳ صبح بود!

 

 

لوکیشن گوشیم رو روشن کرده و برای آزاد فرستادم.

صندوق رو از کیفم خارج کرده و تو دستم چرخوندمش.

 

درش قفل نداشت.

انگار مطمئن بود که کسی پیداش نمیکنه!

 

 

 

 

 

 

 

بالاخره به جایی که آزاد آدرسش رو فرستاده بود رسیدم.

یه ساختمون ۳طبقه تو مرکز شهر بود.

 

کرایه راننده رو حساب کرده و به سمت آیفون رفتم.

قبل از زنگ زدن، چراغش روشن شده و صدای آزاد از پشتش بلند شد.

 

– بیا طبقه سوم تابش.

 

در با صدای تیکی باز شد.

ساختمون قدیمی ساز بود و آسانسور نداشت.

 

سعی کردم با کمترین صدایی از پله ها بالا برم تا مزاحم بقیه نباشم.

 

به پاگرد طبقه سوم که رسیدم، آزاد در خونش رو باز کرد و به داخل دعوتم کرد.

 

می‌خواستم با کفش وارد بشم که جلوم رو گرفت و گفت:

 

– ما مثل شما بالا شهریا باکلاس نیستیم خوشگله، کفشاتو در بیار.

 

 

کفشام رو دم در دراورده و وارد خونه شدم.

جلو تر از من حرکت کرده و راهنماییم کرد.

 

 

بعد از یه راهرو کوچک به خونه جمع و جورش رسیدیم.

البته بیشتر یه سویست کوچک بود!

 

تخت خواب یه گوشه خونه و یه کاناپه سه نفره رو به روی تلوزیون یه سمت دیگه.

 

یه آشپزخونه کوچک هم داشت که دو نفر به زور توش جا میشدن.

 

انتهای خونه هم یه در بود که احتمال دادم دستشویی و حمام باشه.

 

سر تا سر خونه پر از لباس و رگال های لباس بود.

حتی پایین تختش، بالاتنه یه مانکن رو هم تونستم ببینم که دورش چنتا پیرهن آویزون شده بود.

 

پایین مبل هم ظرف های یبار مصرف غذا، جعبه های پیتزا و پوست تخمه و چیپس ریخته بود.

 

حتی تلوزیون رو هم بی نصیب نذاشته و روش حوله انداخته بود.

 

واقعا یه آدم چقدر می‌تونست شلخته باشه!؟

درسته یه مرد مجرد بود، اما دیگه این وضع؟!؟!

 

 

نگاه متعجبم رو که دید، پشت سرش رو خاروند و گفت:

 

 

– یکم بهم ریخته است اینجاها ببخشید!

بخاطر سفری که دو هفته پیش رفتم، نرسیدم اینجا رو یکم مرتب کنم.

 

به سمت کاناپه رفته و روش رو یکم خلوت کردم تا بتونم بشینم.

 

آخرین تیکه لباسی که رو نوک انگشت برداشتم، یه شورت مردونه بود.

 

به سمتش پرت کرده و گفتم:

 

– آره واقعا فقط یکم بهم ریخته ‌است!

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.2 / 5. شمارش آرا 5

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۷ ۱۱۳۳۳۹۵۳۱

دانلود رمان جایی نرو pdf از معصومه شهریاری (آبی) 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان: جایی نرو، زندگی یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد، دو زندگی متضاد وقتی کنار هم قرار بگیرند، چی پیش میاد، گاهی اوقات زندگی بازی هایی با آدم ها می کند که غیرقابلِ پیش بینی است، کیانمهر و ترانه، برنده این بازی می شوند یا بازنده، میتونند…
IMG 20230123 235605 557 scaled

دانلود رمان معشوقه پرست 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         لیلا سحابی، نویسنده و شاعر مجله فرهنگی »بانوی ایرانی«، به جرم قتل دستگیر میشود. بازپرسِ پرونده او، در جستوجو و کشف حقیقت، و به کاوش رازهای زندگی این شاعر غمگین میپردازد و به دفتر خاطراتش میرسد. دفتری که پر است از…
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۸ ۱۷۴۷۲۵۸۴۲

دانلود رمان نقطه سر خط pdf از gandom_m 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :       زندگیم را یک هدیه می دانم و هیچ قصدی برای تلف کردنش ندارم هیچگاه نمی دانی آنچه بعدا بر سرت خواهد آمد چیست… ولی کم کم یاد خواهی گرفت که با زندگی همانطور که پیش می آید روبرو شوی. یاد می گیری هر…
520281726 8216679582

رمان باورم کن 0 (0)

بدون دیدگاه
دانلود رمان باورم کن خلاصه : آنید کیان دانشجوی مهندسی کشاورزی یه دختر شمالی که کرج درس میخونه . به خاطر توصیه ی یکی از استاد ها که پیشنهاد داده بود که برای بهتر یادگیری درس بهتره کار عملی انجام بدن و به طور مستقیم روی گل و گیاه کار…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 43

دانلود رمان بانوی رنگی به صورت pdf کامل از شیوا اسفندی 4 (4)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم…
IMG 20240425 105233 896 scaled

دانلود رمان سس خردل جلد دوم به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 4.4 (7)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان :   ناز دختر شر و شیطونی که با امیرحافط زند بزرگ ترین بوکسور جهان ازدواج میکنه اما با خیانتی که از امیرحافظ میبینه ، ازش جدا میشه . با نابود شدن زندگی ناز ، فکر انتقام توی وجود ناز شعله میکشه ، این…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۹۱۷۶۲۱

دانلود رمان انار از الناز پاکپور 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       خزان عکاس جوانی است در استانه سی و یک سالگی که گذشته سختی رو پشت سر گذاشته دختری که در نوجوانی به دلیل جدایی پدر و مادر ماندن و مراقبت از پدرش که جانباز روحی جنگ بوده رو انتخاب کرده و شاهد…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۴۵۴۰۱۳۵

دانلود رمان کد آبی از مهدیه افشار 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         همه می‌گن بزرگترین و مخ ترین دکتر تهرون؛ ولی من می‌گم دیوث ترین و دخترباز ترین پسر تهرون! روزبه سرمد یه پسر سی و چند ساله‌ی عوضی نخبه‌س که تقریباً تمام پرسنل بیمارستان خصوصیش؛ از زن و مرد گرفته تو کَفِش…
IMG 20230123 230820 033

دانلود رمان با هم در پاریس 5 (1)

10 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستانی رنگی. اما نه آبی و صورتی و… قصه ای سراسر از سیاهی وسفیدی. پسری که اسم و رسمش مخفیه و لقبش رباته. داستانی که از بوی خونی که در گذشته اتفاق افتاده؛ سر چشمه می گیره. پسری که اومده تا عاشق کنه.اومده تا پیروز…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۸۱۶۶۸۶

دانلود رمان پرنیان شب pdf از پرستو س 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :       پرنیان شب عاشقانه ای راز آلود به قلم پرستو.س…. پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست ، دنیایی از ناشناخته های خیال و … واقعیت .مینو ، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی روی کتفش رو به رو میشه خالکوبی که دنیای…
اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
×××
×××
9 ماه قبل

مسخرشو درآوردی با این پارت دادنت

خواننده رمان
خواننده رمان
9 ماه قبل

ندا عشقم دیگه داری میری رو اعصاب یا روزی دو پارت بده یا پارتا رو طولانیتر کن 😋

Mobina Solite
Mobina Solite
9 ماه قبل

ننه ندا این چلا کم و اینکه الان فقط درباره خونه آزاد بود 🥺🥺پس جعبه چی

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x