50 دیدگاه

رمان خان زاده پارت آخر

4.4
(16)

 

با دیدن اشکی که توی چشماش حلقه بسته بود تعجبم دوچندان شد.
باورم نمیشد این اهورا که داره گریه می کنه!
بهت زده به سمتش رفتم و نگران پرسیدم
_چی شده اهورا؟ درد داری؟!
با اندوه چشماش و باز و بسته کرد که ادامه دادم
_پاهات درد می کنه!؟ می خوای بریم دکتر؟
به سختی بغضش و قورت داد و نالید
_درد من خودمم…خوده احمقم!
متعجب لب زدم
_چی داری میگی؟
دستی به چشماش کشید و اشکاش و پاک کرد.
عمیق به صورتم زل زد و گفت
_من و ببخش آیلین! ببخش که بهت شک کردم و با حرفام آزارت دادم…من به زنم…به کسی که از برگ گل پاک تر بود تهمت هرزگی زدم…آخه من چه جور آدمیم؟
بغضم گرفت.
پس بالاخره فهمید که من بهش خیانت نکردم.

لابد سامان همه چیزو اونشب توی باغ بهش گفته بود.
دستم و روی گونش گذاشتم و با دلخوری پچ زدم
_مهم نیست!
پوزخند زد.
_مهم نیست؟ اتفاقا خیلی هم مهمه…می دونم که نمی بخشیم چون لیاقتش و ندارم…چون خیلی بدی در حقت کردم…خیلی حرفا بهت زدم و قلبت و شکوندم.
لبخند تلخی زدم و گفتم
_من جز بخشیدن تو کاره دیگه ای هم بلدم؟؟ وقتی اون تهمت ها رو بهم می زدی و باورم نمی کردی من همون دقایق بعدش می بخشیدمت چون دوستت داشتم و دارم! اولش به این فکر می کردم که اگر پی به حقیقت بردی مثل خودت با بی رحمی رفتار کنم اما میبینی که! از من همچین کاری بر نمیاد.
خم شد و محکم پیشونیم رو بوسید.
_بهت قول میدم آیلین…قول میدم که دیگه آزارت ندم.
چیزی نگفتم که تند بغلم کرد و جیغم به هوا رفت.
_اهورا پااااااااااات! مراقب باش.
بی توجه به پاهاش من و در آغوش گرفت و در حالی که داشت گونم رو می بوسید گفت
_کل وجودم فدات…این دوتا پا که قابل تورو ندارن.

 

* * * * *
”دو سال بعد”

چشمام و بستم و برای دقایقی به صدای آرامش بخش امواج دریا گوش سپردم.
اولین بار بود که به مازندران میومدم و همه چیز برام یه تازگی خاصی داشت.
دریا…
جنگل…
امواج پر تلاطم…

با صدای خنده ی مونس آروم لای چشمام و باز کردم و نگاهم و به سمت صدا چرخوندم.
کناره اهورا توی شن و ماسه ها نشسته بود و مستانه می خندید.
لبخند ملیحی زدم و به سمت شون رفتم.
توی این دوسال چنان آرامشی رو تجربه کرده بودم که هیچ وقت توی زندگیم طعمش و نچشیده بودم.
کنارشون نشستم که اهورا نگاهش و به سمتم سوق داد و گفت
_به به خانوم جذاب خودم! خوب من و با این وروجک تنها گذاشتیاااا.
دستی میون موهای خوش حالت مونس کشیدم و گفتم
_این بچه مگه چیکارت داره؟
و بعد در آغوشش گرفتم و روی موهاش و بوسیدم.
اهورا با لذت نگاه مون کرد و بی مقدمه گفت
_راستی ارباب زنگ زد.
دیگه هیچ ترسی نداشتم.
دیگه وقتی اسم ارباب رو می شنیدم تن و بدنم یخ نمی بست.
یه تای ابروم و بالا انداختم و لب زدم
_خب؟
_خب به جمالت…گفت تکلیف این وارث من چی شد؟ اگه آیلین خانوم تمکینت نمی کنه و قصد نداره یه پسر برات بیاره برات یه زن دیگه بگیرم.
با حرص نگاهش کردم که بلند زد زیره خنده!
_حسووووود.
با غیظ گفتم
_تو فقط جرعت داری یه زن دیگه بگیر…چشمای تو و اون زنیکه رو از کاسه در میارم.
خندش شدت گرفت…
این خنده ها بهترین چیزی بود که من داشتم.
این مرد!
این خانزاده ی مغرور!
کسی بود که براش میمیردم و زنده میشدم.

*پایان فصل اول*

 

اینم پارت اخــر رمــان خانزاده طی چن روز اینده فصــل دوم هیجانی خانزاده شروع میشه همینجا جا داره از شما بابت کم کاری هایی ک شده از تک تک شما عزیزان عذر خاهی کنم ایشالا در ادامه فصل جدید و رمان عشق ممنوعه جبران کنم
از شما عزیزان دلم خیلی ممنونم ک مارو قابل دونستید تا اینجا مارو همراهی کردید با تشکر فروان

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.4 / 5. شمارش آرا 16

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۹۲۰۰۷۰

دانلود رمان من به عشق و جزا محکومم pdf از ریحانه 5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       یلدا تو دوران دبیرستان تو اوج شادابی و طراوت عاشق یه مرده سیاه‌پوش میشه، دختری که حالا دیپلم گرفته و منتظر خواستگار زودتر از موعدشه، دم در ایستاده که متوجه‌ی مرد سیاه‌پوش وسط پذیرایی خونه‌شون میشه و… شروع هر زندگی شروع یه…
Romantic profile picture without text 1 scaled

دانلود رمان طهران 55 pdf از مینا شوکتی 2 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زنهای قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با…
InShot ۲۰۲۳۰۳۱۲ ۱۱۱۴۴۶۰۴۴

دانلود رمان پنجره فولاد pdf از هانی زند 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         _ زن منو با اجازه‌ٔ کدوم دیوثِ بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟   حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد.   _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار…
IMG 20240622 231247 222

دانلود رمان هیچ ( جلد دوم) به صورت pdf کامل از مستانه بانو 5 (1)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان :   رفتن مرصاد همان و شکستن باورها و قلب ترمه همان. تار و پودش را از هم گسسته می دید. آوارهای تاریک روی سرش سنگینی می کردند. “هیچ” در دست نداشت. هنوز نه پدرش او را بخشیده و نه درسش تمام شده که مستقل…
IMG 20210815 000728

دانلود رمان عاصی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         در انتهای خیابان نشسته ام … چتری از الیاف انتظار بر سر کشیده ام و … در شوق دیدنت … بسیار گریسته ام …
دانلود رمان بوی گندم

دانلود رمان بوی گندم جلد دوم pdf از لیلا مرادی 5 (1)

11 دیدگاه
      رمان: بوی گندم جلد دوم   ژانر: عاشقانه_درام   نویسنده: لیلا مرادی   مقدمه حالا چند ماه از اون روزا میگذره، خوشبختی کوچیک گندم با یه اتفاقاتی تا مرز نابودی میره   تو این جلد هدف نویسنده اینه که به خواننده بفهمونه تو پستی بلندی‌های زندگی نباید…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۲۲۱۱۲۰۷۸۶

دانلود رمان دریچه pdf از هانیه وطن خواه 0 (0)

بدون دیدگاه
خلاصه رمان :       داستان درباره زندگی محياست دختری كه در گذشته همراه با ماهور پسرداييش مرتكب خطايی جبران ناپذير ميشن كه در اين بين ماهور مجازات ميشه با از دست دادن عشقش. حالا بعد از سال ها اين دو ميخوان جدای از نگاه سنگينی كه هميشه گريبان…
porofayl 1402 04 2

دانلود رمان آرامش پنهان به صورت pdf کامل از سمیرا امیریان 3.3 (9)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:       دلارا دختری است که خانواده خود را سال ها پیش از دست داده است و به تنهایی زندگی می گذراند. روزی آگهی استخدام نیرو برای یک شرکت مهندسی کامپیوتر را در اینستا مشاهده می کند و برای مصاحبه پا به این شرکت می گذارد…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۸ ۲۲۴۰۴۴۱۴۷

دانلود رمان دنیا دار مکافات pdf از نرگس عبدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     روایت یه دلدادگی شیرین از نوع دخترعمو و پسرعمو. راهی پر از فراز و نشیب برای وصال دو عاشق. چشمانم دو دو می‌زند.. این همان وفایِ من است که چنبره زده است دور علی‌ِ من؟ وفایی که از او‌ انتظار وفا داشته‌ام، حالا شده…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

50 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ناز
ناز
2 سال قبل

سلام خسته نباشید
میشه رمان خان زاده رو به صورت pdfهم ارائه بدید ممنون میشم

Shahla
Shahla
2 سال قبل

عالی بود بی نظیر 👌😍 تنها رومانی بود که اینقدر مشتاق خوندنش بودم .پر استرس هم آخرش و خیلی دوست داشتم ممنون

فقط فصل بعدشو پر استرس و خیانت نباشه 😂😂دیگه طاقت نداریم

مبینا
مبینا
4 سال قبل

میشه بگید چند پارت چون من ی نفر واقعا کلافه شدم

ترانه
4 سال قبل

سلام پارت جدید کی میزارید

صنم
صنم
4 سال قبل

همه رمان های به اصطلاح زرد اول با زور ازدواج میکنن کلی بد بختی و اینا…..
آخرش بهم میرسن
واقعا حیف وقتی که پاش گذاشتم
میشد یه کتاب درست و حسابی و تو این مدت تموم کرد

Bijg2006
Bijg2006
پاسخ به  صنم
1 سال قبل

خب نمیخوندی مگع مجبورت کرد😐¿

فاطمه
فاطمه
4 سال قبل

خداوکیلی چه حوصله ای داشتیم نشستیم این رمانو خوندیم تازه با چه بدبختی ای…من ک هر بار پارتش میومد باید از دو پارت قبل تر میخوندم ببینم جی ب چی بود اصن🤦🏽‍♀️🤦🏽‍♀️خداروشکر که تموم شد کاش فصل دوم دیگه نداشت🤦🏽‍♀️😕😑

نگین
نگین
پاسخ به  فاطمه
4 سال قبل

اتفاقا فصل دوم داره 😐💔

Negar
Negar
پاسخ به  نگین
6 ماه قبل

فصل سوم هم داره

....
....
4 سال قبل

پس فصل دو چیشد؟؟

نگار
نگار
4 سال قبل

فصل جديدش تو كانال خوندم دوباره معشوق پنهانى اريا و اومدن يه زن جديد خيلى مسخرست حداقل يه موضوع جديد ميوردين اه اه حالم بهم مى خوره

نگار
نگار
پاسخ به  نگار
4 سال قبل

ببخشيد اهورا

ترانه
4 سال قبل

ببخشید متاسفم من کانت بچه ها نخونم جواب سوالم گرفتم ببخشید ❤❤💚💚ادمین

ترانه
4 سال قبل

سلام بچه ها ادمین فصل دوم اینجا میزاری ؟

دخی گلی
دخی گلی
4 سال قبل

سلام ببخشید فصل جدیدش کی میاد

Rad
Rad
4 سال قبل

پارت بعدی هم توی همین سایت گذاشته میشه؟

مُحَنا
مُحَنا
4 سال قبل

ملت چه از دست ترنم شاکی ان

TiNA
TiNA
4 سال قبل

زینب تو مال گرگانی؟

TiNA
TiNA
4 سال قبل

اسم فصل جدیدش چیع؟

لیلا
لیلا
پاسخ به  TiNA
4 سال قبل

اسمش همین خان زاده اس

maryam80
maryam80
4 سال قبل

من ک حوصله یه فصل چرت دیگه رو ندارم
والا
همش حرص و بدبختی!

فرى
فرى
4 سال قبل

مارو بگو رماناى كيو دنبال مى كنيم
عذر خاهى ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟يا خود خدا

ayliin
ayliin
4 سال قبل

خخخخخخ زینب!!…

Ati
Ati
4 سال قبل

رمان خیلی خوبی بود ولی ای کاش فصل دوم هیجانی تر باشه من تو این فصل هی دنبال ی اتفاق جدید بودم که دیدم نه خیر خبری نیس امیدوارم فصل بعد محکم تر باشه 🤗

زینب
زینب
4 سال قبل

یا خدا
لابد تو فصل دو ماجرای وارث زاییدن آیلینه😐😐😐

Bijg2006
Bijg2006
پاسخ به  زینب
1 سال قبل

مگع چیز دیگعی هم دارن راجبش بنویصن خدایی😐¿

دسته‌ها

50
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x