رمان دل دیوانه پسندم پارت 83

4
(4)

 

 

یکم بهت زده نگاهش کردم.

لبخند زدم و گفتم :

 

ممنون آقای موسوی.

چه زود همه چیز یادتون رفت.

 

چه زود فراموش کردید روز و شب هایی که من اینجا سپری کردم.

 

اذیت هایی که شدم. فشار هایی رو که تحمل کردم.

 

چه زود همه چیز فراموش میشه.

البته این عادیه

تعجب نمی کنم. الان رسم روزگار اینه.

 

کم پیدا میشن آدم هایی که تا آخر خط مرام بذارن و کنارت باشن

 

ببخشید. بد موقع مزاحم شدم. با اجازه.

بلند شدم و رفتم سمت در.

 

و حتی دیگه توجه نکردم که می خواد شروع کنه به صحبت کردن.

 

همشون دستشون با هم تو یه کاسه بود. باید می رفتم سراغ استاد شفیعی

 

ببینم اون چیزی بهم میگه یا نه.

نمی شد که اون در جریان نباشه

 

توی خیابون شمارش رو گرفتم. توجه هم نکردم که بد موقع هست یا نه

 

یکم که گذشت جوابم رو داد.

 

_ بفرمایید.

_ سلام استاد.

 

یکم مکث کرد تا جوابم رو بده

 

 

 

_ یاقوتیان شمایی؟

 

_ بله استاد.

_ سلام دخترم

حالت چطوره؟ خوبی؟

 

_ ممنون استاد. شما خوبید؟

 

_ الحمدلله. می گذرونیم

چه خبر؟

 

_سلامتی.

_ کار و بار. درس چطوره.

 

_ هی می گذره…

_خیر باشه دخترم

کاری داشتی؟

 

_ بله استاد. ببخشید مزاحم شدم

 

می خواستم بدونم شما خبر دارید که مازیار سروش رو می شناسه؟

 

_ سروش؟

 

_ همون بیماری که تحت درمان من بود.

 

_ همو می شناسن؟!

 

_ بله. امروز پیش هم بودن.

_ جل الخالق.

 

_ من خودمم تازه فهمیدم. پس در جریان نبودید

 

_ نه والا. در جریان چی؟

 

آخه چرا. چه جوری؟ پس بگو این همه اصرار می کرد تو پیشش نری برا چی بود

 

 

 

_ خب من هنوز دلیلش رو نمی دونم.

 

نمی دونم دلیل اون همه اصرار چی بود.

و چه ارتباطی با هم دارن.

 

_ خب باهاش صحبت کن. نمیشه؟

کلافه هوفی کشیدم و گفتم :

 

صحبت کردم. نمیگه. میگه به وقتش می فهمی.

 

_ بذار من خودمم باهاش صحبت می کنم.

 

نمی گم شما به من زنگ زدی. ببینم اگه حرفی زد بهت میگم.

 

_ ممنون استاد. لطف می کنید. نمی خواد زحمت بکشید.

 

_ زحمتی نیست. اگر چیزی دستگیرم شد به همین شماره زنگ می زنم.

 

_ خیلی ممنون.

باشه.

 

تلفن رو که قطع کردم قدم زنون رفتم سمت خونه.

 

ولی فکرم یک لحظه هم آروم نبود.

***

_ می خوایم بریم سفر.

 

بی حوصله به مامانم نگاه کردم و گفتم :

سفر؟ چه سفری؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4 / 5. شمارش آرا 4

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
aks gol v manzare ziba baraye porofail 43

دانلود رمان بانوی رنگی به صورت pdf کامل از شیوا اسفندی 4 (4)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۲ ۱۲۰۱۲۴۶۴۹

دانلود رمان بی دفاع pdf از هاله بخت یار 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :       بهراد پارسا، مردی مقتدر اما زخم خورده که خودش و خانواده‌ش قربانی یه ازمایش غیر قانونی (تغییر ژنتیکی) توسط یه باند خارجی شدن… مردی که زندگیش در خطره و برای اینکه بتونه خودش و افراد مثل خودش رو نجات بده، جانان داوری، نخبه‌ی…
porofayl 1402 04 2

دانلود رمان آرامش پنهان به صورت pdf کامل از سمیرا امیریان 3.3 (9)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:       دلارا دختری است که خانواده خود را سال ها پیش از دست داده است و به تنهایی زندگی می گذراند. روزی آگهی استخدام نیرو برای یک شرکت مهندسی کامپیوتر را در اینستا مشاهده می کند و برای مصاحبه پا به این شرکت می گذارد…
دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی

دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی خلاصه رمان: داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار، روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری می‌کنند؛ آروکو در ایران و دیاکو در دبی! آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و…
10043162 4 Copy

دانلود رمان یکاگیر 0 (0)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:         ارمغان، تکنسین اتاق عمل که طی یه اتفاق مرموز از یک دختر خانواده دوست و برونگرا، تبدیل به دختر درونگرا که روابط باز با مردها داره، میشه. این بین بیمار تصادفی توی بیمارستان توجه‌اش رو جلب می‌کنه؛ طوری که وقتی اون‌و چند…
IMG 20230127 013512 6312 scaled

دانلود رمان می تراود مهتاب 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       در مورد دختر شیطونی به نام مهتاب که با مادر و مادر بزرگش زندگی میکنه طی حادثه ای عاشق شایان پسر همسایه ای که به تازگی به محله اونا اومدن میشه اما فکر میکنه شایان هیچ علاقه ای به اون نداره و…
رمان ماهرخ

دانلود رمان ماهرخ به صورت pdf کامل از ریحانه نیاکام 4.2 (17)

2 دیدگاه
  خلاصه: -من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم…. ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد.. دخترک عاصی از نگاه مرد،  با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین…!…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۴ ۲۳۲۳۳۵۳۱۳

دانلود رمان دژبان pdf از گیسو خزان 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :   آریا سعادتی مرد سی و شیش ساله ای که مدیر مسئول یکی از سازمان های دولتیه.. بعد از دو سال.. آرایه، عشق سابقش و که حالا با کس دیگه ای ازدواج کرده می بینه. ولی وقتی می فهمه که شوهر آرایه کار غیر قانونی انجام…
nody عکس های شخصیت بهار و کامران در رمان ازدواج اجباری 1626111507

رمان ازدواج اجباری 0 (0)

1 دیدگاه
  دانلود رمان ازدواج اجباری   خلاصه : بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده… پایان خوش  
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۳ ۲۳۱۴۰۶۳۸۵

دانلود رمان طلایه pdf از نگاه عدل پرور 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       طلایه دخترساده و پاک از یه خانواده مذهبی هست که یک شب به مهمونی دوستش دعوت میشه وتوراه برگشت در دام یک پسر میفته ومورد تجاوز قرار می گیره دراین بین چند روزبعد برایش خواستگار قراره بیاید و.. پایان خوش
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
یاسی
یاسی
1 سال قبل

ناموسا چه قدرمیگیری کل داستانو بدی :/

آسمان
آسمان
1 سال قبل

جیییییییییییییغ چراانقد کم مینویسی جیییییییییییییییییییییییییییغ

دسته‌ها

2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x