رمان سکوت تلخ پارت 55

4.3
(183)

 

 

 

ده دقیقه ای از رفتن هاکان میگذشت و او هم چنان در خانه بود

 

استرس داشت

 

خجالت می کشید

 

تمام ده دقیقه در خانه دور خود قدم رو رفته

 

این مدت توانسته بود به بهترین شکل خود را از دید او مخفی کند

 

چطور حالا گول خورده بود

 

نفس عمیقی میکشد

 

صدای زنگ تلفن همراهش که بلند میشود از جا میپرد

 

گوشی را از داخل کوله بیرون میکشد

 

نام هاکان را که روی صفحه می بیند ، لب میان دندان میکشد و به سمت در خانه راه می افتد.

 

راه فراری نداشت

 

باید میرفت

 

کنار دست هاکان می نشست و به دانشگاه می رفت

 

همانطور که دستی به سر و شکل خود میکشید

 

از جاکفشی کفش هایش را بیرون میکشد ، به سرعت آنها را می پوشد و از خانه بیرون میزند .

 

#پارت_صدوهفتادوچهار

 

در ماشین را باز میکند و به محض نشستنش به روی صندلی هاکان می گوید

 

– نمیومدی دیگه

 

نیم نگاه گذرایی سمت او می اندازد

 

چهره برزخی و درهمش را از نظر می گذراند و سپس جواب میدهد

 

– کار داشتم …

گفتی منتظر میمونی …

 

قرار نبود چون خجالت میکشید جواب او را ندهد

 

اصلا چرا باید خجالت میکشید؟

 

مرد کنار دستش هر چند که حالا غریبه بود شوهرش به حساب می آمد .

 

دلیلی نداشت اینطور رنگ به رنگ شود .

 

چند دقیقه ای که در سکوت سپری میشود

 

صدای هاکان را میشنود

 

– فردا شب دعوتیم

 

نگاه سوی او می چرخاند و میپرسد

 

– دعوت کی؟

کمال خان؟

 

با تایید سر او قیافه اش درهم می رود

 

– توام قبول کردی؟

 

– نپرسید که بخوام قبول یا رد کنم

 

#پارت_صدوهفتادوپنج

 

– کی زنگ زدن؟

 

نگاه هاکان به روبرو بود

برخلاف او که چشم از نیم رخ مرد کنار دستش برنمی داشت

 

– دو روز پیش؟

 

– بعد تو الان داری بهم میگی؟

 

از شاکی شدنش تک خنده ای رو لبهای هاکان می نشیند

 

-خواستم بگم اما ندیدمت …

 

از طعنه کلام او گر میگیرد و نفسش را میان حبس میکند

 

مردک چرا بیخیال نمیشد

 

هر چند که

بیخیال چه میشد وقتی خود شاکی شده بود که چرا به او نگفته است؟

 

– فقط ما دعوتیم؟

 

حین آنکه پشت چراغ قرمز می ایستاد جواب میدهد

 

– نمیدونم ، فرقی داره؟

 

– اره خب ، میخوام بدونم واسه چندنفر باید نقش همسرعزیزت رو بازی کنم .

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 183

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۱ ۰۷۱۹۰۴۲۳۰

دانلود رمان آوای جنون pdf از نیلوفر رستمی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       سرگرد اهورا پناهی، مأموری بسیار سرسخت و حرفه‌ای از رسته‌ی اطلاعات، به طور اتفاقی توسط پسرخاله‌اش درگیر پرونده‌ی قتلی می‌شود. او که در این راه اهداف شخصی و انتقام بیست ساله‌اش را هم دنبال می‌کند، به دنبال تحقیقات در رابطه با پرونده، شخص…
1

رمان عصیانگر 2 (2)

4 دیدگاه
  دانلود رمان عصیانگر خلاصه : آفتاب دستیار یکی از بزرگترین تولید کنندگان لوازم بهداشتی، دختر شرّ و کله شقی که با چموشی و سرکشی هاش نظر چاوش خان یکی از غول های تجاری که روحیه ی رام نشدنیش زبانزد همه ست رو به خودش جلب میکنه و شروع جنگ…
Romantic profile picture without text 1 scaled

دانلود رمان طهران 55 pdf از مینا شوکتی 2 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زنهای قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۶ ۱۰۵۱۳۷۹۰۸

دانلود رمان زندگی سیگاری pdf از مرجان فریدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان : «جلد اول» «جلد دوم انتقام آبی» دختری از دیار فقر و سادگی که ناخواسته چیزی رو میفهمه که اون و به مرز اسارت و اجبار ها می کشونه. دانسته های اشتباه همراز اون و وارد زندگی دود گرفته و خاکستری پسری می کنه که حتی خدا…
567567

دانلود رمان بید بی مجنون به صورت pdf کامل از الناز بوذرجمهری 5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان: سید آرمین راد بازیگر و مدل معروف فرانسوی بعد از دوسال دوری به همراه دوست عکاسش بیخبر از خانواده وارد ایران میشه و وارد جمع خانواده‌‌ش میشه که برای تحویل سال نو دور هم جمع شدن ….خانواده ای که خیلی‌هاشون امیدی با آینده روشن آرمین نداشتن…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۹ ۲۱۰۲۱۸۰۲۹

دانلود رمان سقوط برای پرواز pdf از افسانه سماوات 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   حنانه که حاصل صیغه ی مریم با عطا است تا بیست و چند سال از داشتن پدر محروم بوده و پدرش را مقصر این دوری می داند. او به خاطر مشکل مالی، مجبور به اجاره رحم خود به نازنین دخترخوانده عطا و کیامرد میشود. این در…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۴۳۹۱۱۴

دانلود رمان ستی pdf از پاییز 2 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   هاتف، مجرمی سابقه‌دار، مردی خشن و بی‌رحم که در مسیر فرار از کسایی که قصد کشتنش را دارند مجبور به اقامت اجباری در خانه زنی جوان می‌شود. مردی درشت‌قامت و زورگو در مقابل زنی مظلوم و آرام که صدایش به جز برای گفتن «چشم‌»…
Romantic profile picture 50

دانلود رمان ما دیوانه زاده می شویم pdf از یگانه اولادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :       داستان زندگی طلاست دختری که وقتی هنوز خیلی کوچیکه پدر و مادرش از هم جدا میشن و طلا میمونه و پدرش ، پدری که از عهده بزرگ کردن یه دختر کوچولو بر نمیاد پس طلا مجبوره تا تنهایی هاش رو تو خونه عموی…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Mobin
Mobin
1 ماه قبل

سلام فاطی چرا آسکور و گردابو نمیزاری؟

تارا فرهادی
تارا فرهادی
1 ماه قبل

چرا نمیشه واسه رمان بگذار اندکی برایت بمیرم کامنت گذاشت یعتی کلا بخش کامنت گذاشتن نمیاد بالا

Sara
Sara
1 ماه قبل

مسخره

مهناز
مهناز
1 ماه قبل

چرا اینقدر دیر میزارید

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x