رمان سکوت قلب پارت 16

ترانه کنارش می‌نشیند.
– اما تو وضعیت من بهترین کاره.
اگه ازت بخوام وکالتم رو قبول کنی توقع زیادیه؟

– نه نیست.
موضوع منو هاکان کلا یه چیز دیگه است.
فردا بیا دفتر راجبش حرف می‌زنیم.

ترانه قدردان تشکری می‌کند.
– ممنونم.
برم چایی بیارم من می‌خوری؟

نفس بلند می‌شود.
– نه ممنون اومدم یکم با هاکان حرف بزنم اگه وقت داره!

گوشی و کلیدم را روی میز می‌گذارم.
– بریم تو اتاق حرف بزنیم. ترانه اگه میشه یه قهوه برای نفس درست کن.

روی تختم می‌نشیند.
– خوبی؟

صندلی را برمی‌دارم و روبرویش می‌گذارم تا بشینم.

– حقیقتا نه خوب نیستم داغونم خستم.

نیشخندی می‌زند.
– کی قراره از این بدبختی خلاص شیم. به هر حال من با مامان و خاله حرف زدم.

– متاسفم واقعا نمی‌دونم چی بگم.

– نگفتم تو نمی‌خوای گفتم خودم نمی‌خوام.

خیره نگاهش می‌کنم.

نفس عمیقی می‌کشد.
– اگه می‌گفتم تو یه مشکل به مشکلات دیگه ات اضافه می‌شد اينجوری انگار من نمیخوام هیچی گردن تو نمی‌افته!

دیگر حس حرف زدن را هم ندارم.
لبان خشک شده ام به زور از هم جدا می‌شود.

– چرا داری اینکارو می‌کنی؟

لبخندی می‌زند.

– خودمم نمی‌دونم. فقط نشستم خوب فکر کردم دیدم این وسط همش تقصیر تو نیست تقصیر منم نیست.

از وقتی خودمو شناختم بهم گفتن هاکان هاکان!
از همون موقع به خودت تلقین کردم که باید دوست داشته باشم انقدر گفتم گفتم که بلاخره شد.

تلاش کردم برای بهتر شدن وضعیتمون.
تو هم کردی اما نشد دیگه. نشد که بشه.

بهشون گفتم یکی دیگه رو دوست دارم.
هر چند می‌دونم مامان ولم نمی‌کنه، اما خب حالا تا اون روز وقت زیاده.

نمی‌خوام مقصر بدونی خودتو یا عذاب وجدان داشته باشی چون میدونم چقدر داری عذاب می‌کشی.

تو از همون اولم گفتی حسی بهم نداری اما خب من لجباز بودم و یک دنده.
ما قبل اینکه نامزد باشیم دو تا دوست خوب بودیم.

می‌خوام برگردیم به همون دوران!
نمی‌گم دوست ندارم دیگه چون هنوزم داره عادته!
کم کم درست میشم. زمان به هممون کمک می‌کنه .

دستی به صورتم می‌کشم.
ناتوانم در ادا کردن کلمات!

– نفس موجی از کلمات توی مغزمه اما هیچ کدوم رو نمی‌تونم کنار هم بچینم و حرف بزنم.

صدایش بغض دارد؟!
چگونه می‌تواند خوب باشد؟

– چیزی نگو فقط بچسب به زندگیت و حل این همه مشکل. خوشحالم تنها نیستی فعلا بازم خوبه.

منم درست میشم نگران نباش.

ولی خب به قول یه بنده خدایی همیشه بخشی از آدم جایی جا می‌مونه.

آدم می‌ره

اما بخش مهمی از اون جایی جا می‌مونه

در اتاق کودکی

زیر درختانی

یا در چشم‌های عابری

آدم نمی‌دونه چی گــم کرده!

همیشه بخشی از او نیست…

تقه ای به در می‌خورد و ترانه با سینی در دستش وارد می‌شود.

نفس بلند می‌شود.

– مرسی عزیزم ولی خیلی وقت ندارم باید برم خونه دیر وقته. فردا منتظرتم.

نمی‌فهمم کی می‌رود.

من می‌مانم و خودم!

با افکاری که دورم تنیده است!

تنها نیستم؟
منظورش ترانه و هامون است؟

” وﻗﺘﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ میﻧﺎﻟﻨﺪ

ﻣﻨﻈﻮﺭﺷﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ

ﮐﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﺸﺎﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﺍﺳﺖ

ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺷﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

هیچکس ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﺪ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ

به کدام تنهایی خندیدم که تنها ترینم…”

چراغ اتاق را خاموش می‌کنم و روی تخت دراز می‌کشم.

فراموشی!

فقط یک واژه است برای کسی که گذشته‌اش

بخشِ بزرگی از زندگی اکنونَش شده است.

نمی‌شود فراموش کرد

خیلی از کارها

و آدم‌های گذشته را …

شاید آدم بتواند کمتر به آنها فکر کند

خیلی کم …

امّا

نمی‌تواند فراموش کند!

دروغ است که می‌گویند:

دوری و ندیدن فراموشی می‌آورد…!

ساعت چهار صبح را نشان می‌دهد و من هنوز پلک روی هم نگذاشتم.

بلند می‌شوم و چراغ را روشن می‌کنم.
اميدوارم هامون و ترانه را بیدار نکند!

پارچه را از روی بوم کنار می‌زنم.
چند شبانه بیدار ماندم تا تمام شد اما ارزشش را داشت.

خیره چشمانش می‌شوم.

فکرش حتی یک ثانیه دست از سرم برنداشته است!

چقدر سکوتت آشناست.
ما در کدام تنهایی باهم بوده ایم؟

لیوان آب و قرص را از میز کناری برمی‌دارم و روی صندلی می‌نشینم.

حاضرم هر کاری بکنم، اما یک بار دیگر آن چهره معصوم را ببينم!

” کس دیگه ای رو دوست داری هاکان؟”

صدای نفس در سرم اکو می‌شود.
و بعد هم پیمان!

دوست داشتن؟
نمی‌دانم چه هست!

بلد نیستم دوست داشتن را.
من بچه ای بودم که هفت سالگی بزرگ شدم.

با شنیدن جیغ های مادرم بزرگ شدم.

با دیدن پدرم وقتی که فهمید مادرم به آمریکا رفته است بزرگ شدم!

از همان وقتی که به خاطر مادرم تمام اقوامم از من رو برگرداندند.

همان وقتی که پدرم قیدم را زد.
دلیل هیچکدام از اینها من نبودم اما آتشش مرا گرفت!

محبتی ندیدم.
عشقی ندیدم.
علاقه ای ندیدم که بلد باشم یعنی چه!

من هم چیزی از هیچ کس انتظار ندارم

انتظارات همیشه آسیب می‌زنند
فکر‌میکنم به روزایی که چه بیهوده از دستشون دادم بخاطر افکار آدمها.

بخاطر ترسم از برداشت ادمها.

چه روزهایی که میتونستم شاد باشم و از ته دل بخندم ولی به راحتی ذهنمو درگیر”حالا راجبم چی فکر میکنه” کردم…

چه اهمیتی داره که فلان روز فلان ادم از فلان حرف من چه برداشتی کرده و ناراحت شده؟

چه روزایی که شب تا صبح به یه حرفم فکر کردم و بعد ها فهمیدم ادمها اصلا یادشون نیست من چی گفتم و من فقط لحظات زندگیمو تو غصه و فکرای بی سر و ته از دست دادم…

حالا میدونم من نباید بخاطر هر رفتار و حرفم به کسی جواب پس بدم.

حالا میدونم اونی ارزش داره تو زندگیم بمونه که اگرم ناراحته بیاد و حرفش و بزنه نه که با رفتارش بخواد به من چیزی بفهمونه…

چقدر داریم فکرامونو درگیر مسائل پوچ و بی سر و ته ميکنيم.

چقدر داریم ادمهای بی ارزش رو برای خودمون بزرگ می‌کنیم و بهشون ارزش و بها می‌دیم بی اینکه اونها لیاقتشو داشته باشن حتی تو ذهنمون جایی داشته باشن…

معلوم نیست سهم هرکدوم از ما از این دنیا چقدره اما تا اخرین روزی که زنده ایم بدهکاریم…

ما به خودمون بدهکاریم بخاطر تمام لحظه هایی که خرج فکر کردن به ادمهای اشتباه کردیم

ما به خودمون بدهکاریم بخاطر تمام خنده هایی که دریغشون کردیم و جاشونو دادیم به اشک‌های بی دلیل!

ما به خودمون و زندگی با وجود تمام سختی ها خنده های از ته دل بدهکاریم!

هیچ کدوم از ما از یک لحظه بعدمونم خبر نداریم

پس

تا میتونیم

تا وقت هست

بدهی هامونو به خودمون پرداخت کنیم!

دیگر نمی‌ترسم.

می‌خواهم یاد بگیرم دوست داشتن را.

هچیوقت هیچوقت به هیچ چیز

و هچیکس تو زندگیم تکیه نکردم و الان هم نمی‌کنم

منتظر نیستم هیچکس کنارم وایسه دستمو بگیره
هيچوقت!

شروع می‌کنم درست کردن زندگی ام را.
از فردا نه
از امروز نه

از همین حالا…!

” اوینار ”

کتابم را کنار و سرم را روی میز می‌گذارم.

فقط دو ماه مانده به کنکور و من بارها و بارها کتابهایم را مرور کرده ام.

سه سال را مرور کردم و باز هم مرور!

هر روز مرور!

از طرفی روزشماری می‌کنم و از طرفی دیگر استرس می‌گیرم.

هر چه می‌خوانم بیشتر استرس می‌گیرم.

تقه ای به در می‌خورد.

به هوای اینکه آرشین هست، می‌گویم بیاید، اما با دیدن آرتین سریع از جایم بلند می‌شوم.

داخل میشود و در را می‌بندد.
– من که در زدم پس چرا یهو برق گرفتت؟

چیزی نمی‌گویم و صاف در جایم می‌نشینم.

نگاهی به دور تا دور اتاق می‌اندازد و روی تختم می‌نشیند.
– درسا خوب پیش می‌ره؟ مشکلی نداری؟

آرتین است دیگر!
با تمام جدیتش باز هم حواسش به همه هست.

لبان خشک شده ام را تر می‌کنم.

– نه داداش مشکلی ندارم.
درسا هم خوب پیش میره فقط یکم استرس دارم.
تو خوبی؟ احساس می‌کنم خسته ای.

دستی به صورتش می‌کشد.
– خوبم.

فقط همین؟
آن همه حرف زدم و در یک کلمه جوابم را داد!

هيچوقت مسائلش را به کسی درمیان نمی‌گذارد. دقیقا مثل پدرم نمیخواهم خانواده‌اش را درگیر کند.

– با عمو صحبت کردم.

سرم را بالا می‌آورم و نگاهش می‌کند.

– بهش گفتم تا درس اوینار تموم نشده ازدواج نمی‌کنن. منتهی اون اصرار داشت که تو این مدت یه صیغه موقت خونده بشه. نمی‌دونن هدفت دانشگاه‌ سنندج نیست.

امان از دست این دخالت های بی‌جا.
هر چقدر هم بگویم به دیاکو علاقه ندارم هیچکس گوش نمی‌دهد.

مادرم فقط با شنیدن حرفهایم گفت علاقه هم نداری عیب نداره مگه ماها از اول عاشق هم بودیم!

اما پدرم خودش هم از دیاکو خوشش نمی‌آيد. فقط به‌خاطر حرف آقاجون است و بس.

کیست که نداند چقدر به پدرش علاقه دارد و تا به حال حرف روی حرفش نياورده است!

– داداش اگه همون دانشگاهی که می‌خوام قبول شم نمی‌زارید برم؟ يعنی به خاطر حرف کسی که از من هیچ نمی‌دونه من باید بگم چشم؟

نگاهش ساکتم می‌کند.
این علاقه پدرم به آقاجون به آرتین هم به ارث رسیده است.

او دقیقا کپی پدرم است.
شاید هم بدتر از او!

– حواست باشه چی میگی اوینار.
می‌دونی چقدر آدم رو یه حرف همون که داری می‌گی حساب می‌کنن نه نمی‌گن.

تمام سعیم را برای نشکستن بغضم می‌کنم.
– اما داداش…

میان حرفم می‌آید.
– اما من امروز به عمو هم گفتم اوینار دانشگاه تهران می‌خواد.

با تعجب نگاهش می‌کنم که ادامه می‌دهد.

– اولش خندید اما وقتی فهمید جدی ام عصبی شد.

میگه چه معنی داره یه دختر به این جونی بفرستیم شهر غریب اونم تهران مگه خود سنندج دانشگاه ندارد.

لبم را گاز می‌گیرم.
خیلی خودم را دارم کنترل می‌کنم زیر گریه نزنم در حال ترکیدن ام!

می‌خواهم چیزی بگویم که صدای در می‌آید و قامت آرشین نمایان می‌شود.

– اه آرتین تو هم اینجایی دنبالت می‌…اوینار چیشده دختر چرا این شکلی شدی؟

نگران کنارم زانو می‌زند.
– چی بهش گفتی آرتین؟
ببینمت اوینار!

4.5/5 - (4 امتیاز)
پارت های قبلی همین رمان

دسته‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest
182 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
1 سال قبل

اره آیلین خودمم!
.
.
یاسی اون عکسی برات فرستادم آرایش نداشتماااا
بعدشم چشام بزرگه!
همه برا چشام فحشم میدن😂
پری بهم میگه چشات مث چشای گاو درشته😂 و قهوه ای خیییلی سوخته که به مشکی میزنه

(:
(:
پاسخ به 
1 سال قبل

من ندیدم من ندیدمممم
اومدم شاد نشونم بده😄

Niayesh
Niayesh
1 سال قبل

سلام الناز جونم خوبی اجی؟ عالی بود هاکان و خیلی دوست دارم شخصیتشو . افرین اجی همین جوری ادامه بده ارزوی موفقیت تو دارم گل

(:
(:
پاسخ به  Niayesh
1 سال قبل

خوبم عزیزم تو خوبی
مرسییییی
با شماها انرژی می‌گیرم برای نوشتن😊

ayliiinn
عضو
1 سال قبل

امروز خیلی به من فوش دادین!
با همتون قهرم!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

تا کی قهری حالا؟؟؟؟🤔😅

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

چون قهرم جواب نمیدم!
آینه آينه!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

باشه تو فقط قهر باش😅😅

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

مرصاد کوجاست!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

خونشون😁

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

کی فحش داد؟
مگه بچه ای ک قهر کنی؟!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

هوم!
من یه گوگولیه نازم!

ayliiinn
عضو
1 سال قبل

تو دستم را نوازش کرده بودی
بعد از این حتما،
تب یک عشق بی پایان همیشه با تو خواهد بود…

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

هعیی!

!!!
!!!
1 سال قبل

اعصابم درد میکنه🤠!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

تو اصلا اعصاب داری ک درد کنه🤣

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

پس اینی ک درد میکنه چیه؟!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

توهم زدی😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

ن توهم نی!
میخوام بکوبونمش تو دیوار ولی نمیدونم کجاس!پیداش نمیکنم🥺

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

هعیییی
خو پشت هم بکوب دیوار بلاخره میفهمی کجاس😅
.
البته اروم بزن
دیوار دردش میگیره☹

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

مرسی از راهنماییت حتما انجامش میدم!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

منم موهام میخاره!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

بیا بخارونم!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

دست به من بزنی جیغ میکشم!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

مگه زامبیم!؟☹

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

نه من حساسم!
مث برگ گل!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

خو بیا با روغن اسطوخودوس مالش بدم!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

روغن اسطوخودوس چه کوفتیه!
خودتي!
چرا فوش میدی؟!!!!!!!!!!!!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

دهنت سرویس ایلین🤣👊

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

ن مگه به گل فحش میدن؟
ی روغنه بوش خیلی خوبه!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

عاه گلبم!
مرسی فوش ندادی!
بو دوست!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

کجاتو بخارونه؟؟

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

اونجاااا!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

هوم واسه اونجاعم روغن خراطین دارم!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

عاه!
یاد دختر حاج اقا افتادم بچه!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

پخخخخ فکر وسطش خوابت ببره بعد احسان بیاد خونه!
عجب صحنه خفنی!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

عاه احسانم!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

من خراطین لازمم
خیییلی لازمم ها
خیییلی🤣🤣🤣

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

واااااااااااای لنتییییییییی!

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

ن تو از جوراب استفاده کن!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

عوضیییییس🤣🤣🤣🤣

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

عوضیس؟!
چی هس؟

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

خودتی😎

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

فعلا ک دارم از پد و اسفنج استفاده میکنم 😅😅😅😅😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

اسفنج بدتر میکنه!
نصیحت خواهرانه!
از اسفنج استفاده نکن بدتر جوش میشه!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

کاش حداقل جوش بودش لهنتی😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

وای خاک تو سرم!
نگو ک آفته!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

چی میگی تو😅
من چی میگم😅
بیا تل برات شفاف سازی کنم😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

موهاشو!

ayliiinn
عضو
1 سال قبل

مائی واقعا پروفت خودتی؟؟؟؟؟؟؟؟
چه تیکه ای هستی!
خوشگلللللللل!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

خودشه
با این تفاوت ک چشاش قهوه ای سوخته هست و یکم کوچیکتر😅

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

اوه مای گاااااااد!

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

پدرسوخته!

!!!
!!!
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

ینی چی؟!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

خوبی آبان؟!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

هومم
تو خوبی آیلین!؟

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

مرسی!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

فقط مای بیبی داریم!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

لاناتیه جذاب!

!!!
!!!
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

مای بیبی؟!

ayliiinn
عضو
پاسخ به  !!!
1 سال قبل

اره اره!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

جانم پدر صلواتی😅
.
خو خودش گفت دیه😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

کی چی گفته!؟
.
پدر صلواتی ینی چی؟!
پدر سوخته ینی چی؟!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

ماهی گفته چشاش مشکیه ولی اینجا ابیه🤣
.
نومودونم خودمم😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

آها!
.
عجب!

ayliiinn
عضو
1 سال قبل

دروغ است که می‌گویند:

دوری و ندیدن فراموشی می‌آورد…!

.
.
عالی بود الی کوچولو!
عاشق اوینارم!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

منم عاشق شخصیت اوینار و هاکانم😍👌

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

خیلی خوبن!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

آیلینی بعد از کنکور حتمااا تل بنصب بیا با یاسی و نفس و الی اوقاتی رو کنار هم بگذرونیم تلافی خستگیا و غمارو در بیاریم🤗

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

باشه حتما!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

آیلینی عشقم خوشحال شدم از همصحبتی باهات عزیزم از ته ته تههه قلبم برات آرزوی موفقیت میکنم😘❤🙏🤗

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

عاه منم خیلیییییییییییییییییییییی خوشحال شدم عشقم!
مرسی مرسی!
منم برات آرزوی موفقیت دارم

(:
(:
پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

مرسی آیلینی 🤗
خوبی
.
فدای تو خدیجه جان

ayliiinn
عضو
1 سال قبل

خجانم من اینجام عشقم!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

سلام عزیزم خوبی😍

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

مررررررسی عشقم
خودت چطوری فرفریه من؟؟؟؟؟

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

فدااتشم منم خوبم عزیزه دل😘❤
نخبر؟

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

سلامتی!
هیچی!
خودت چیکارا میکنی؟

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

منم هیچی درگیر درس و مشاور راستی بلاخره مشکلم حل شد😅
برای توام آرزوی موفقیت میکنم عزیزم یادت نره باورت به خودتو هرگز از دست ندی یاسی به جفتمون ایمان داره که میتونیم🥺😍❤

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

خداروشکر که مشکلت حل شد و حالت خوبه

.
.
مرسی خجانم
این روزا خیلی به دعا احتیاج دارم!
منم واست دعا میکنم

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

فداتشم مرسی😘

من همیشه به یادتم عزیزم سر نماز و دعای قبل از خواب
امیدوارم بیای همینجا خبر قبولیتو بدی باهم کلی عررر بزنیم از خوشحالی 🤩😭

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

عرو خوب اومدی!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

آره👌😅

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

خداوندا …
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام…
خدا گوید :
تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان !
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن …
یك قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من …

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

یک قدم باتو
تمام گام های مانده اش بامن..

.
.
چقد زیبا بود عشقم!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

منم دقیقا عاشق همین جمله شدم کلی حرف توشه👌😍

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

اره هعیی!

پاسخ به 
1 سال قبل

چه خوب بود این🥺
.
👌👍👌👍

پاسخ به 
1 سال قبل

آرره خیلی🥺😍

پاسخ به 
1 سال قبل

بیا در قهوه ای….. فالت بگیرم
کمی با شیطنت…. حالت بگیرم
جواب فال تو هی بوسه باشد
و هی لب از لب…. کالت بگیرم
😁😁😁😁

پاسخ به 
1 سال قبل

اووو لالالالا یاسی شعرای یاسی از مال منم خفن تره😉😅

پاسخ به 
1 سال قبل

اینو همونی ک بهم گفت لبات شبیه آنجلینا جولیه گفت😅😅😅😅

پاسخ به 
1 سال قبل

اوه شعراشم همه در وصف لبه
متخصص لب 👌😂

پاسخ به 
1 سال قبل

اره اره😅

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

ایلین دیدی لامصب چقد موهاش خوشگله🥺
.
ابریشمییییییی
ادم دلش میره براااش🥺😅

پاسخ به 
1 سال قبل

یس یسسس
اصن مورد داشتیم بخاطر موهام هلاک شده👌😂
یاسی ایلینی اون عکسه قبل از کوتاهی موهامو ندیده اگه ببینه میگرخه مثه خودت❤😅

پاسخ به 
1 سال قبل

وااایی ننه
اون ک خوووب بود
عکسه بود داشتی شونه میکردی
تا صبح میگفتم خدایا شکرت موهام فر نشد😅
وااایییییی😅😅😅😅😅😅😅😅

پاسخ به 
1 سال قبل

آره آره اون خیلی بد بود تو اوج ابریشمی😂
دوستم گیر داده بود تو موهات نرمه باید شونش کنی صاف میشه بعدم که خودت دیدی چیشد😂🤦🏻‍♀️
از خنده ریسه میرفتن دیگه پیچوندمش گوجه اییش کردم بیجورا😪☹

ayliiinn
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

اره خیلی گوگولیه نانازه!
من موی فر خیلی دوست میدارم!

پاسخ به  ayliiinn
1 سال قبل

اوهوم منم موی فر خیییلی میدوست🥺😍☹

پاسخ به 
1 سال قبل

قربونتووون برمم من آخه 🥺❤
منم موی صاف شماهارو دوس دارم😍😍کاش میشد موهارو عوض کرد😪

1 سال قبل

و باز هم دیدگاه دختر رو چه به فلان کار 😐
خسته نباشید
مسیر رمانتون جالبه

(:
(:
پاسخ به 
1 سال قبل

متاسفانه این دیدگاه همه جا وجود داره و هنوز از بین نرفته 😕
مرسی عزیزم
امیدوارم تا اخر همین طوری خوشت بیاد

پاسخ به  (:
1 سال قبل

بله متاسفانه هست :/
خواهش میکنم
🙂

پوریا
پوریا
1 سال قبل

جونم سرعت عمل.
چه زل عکس پارت عوض وابی🤣🤣🤣🤣
دستت طلا اعلا حضرت پاچوگیر.
خیلی عالی بود❤️❤️

(:
Elnaz
پاسخ به  پوریا
1 سال قبل

مرسی پوری
خوبی
چه خبر

پاسخ به  Elnaz
1 سال قبل

قربون یو الی جون
سلامتی شما

(:
(:
پاسخ به 
1 سال قبل

مرسی😊
سلامتی من که دست خودمه حال تو رو پرسیدم بچه😂

1 سال قبل

خوشملی که ژیگر!
چشمات چ رنگیه؟
نمنم چرا آبان و یه چیزایی تو مایه های خودم تصور کرده بودم😅😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

تو ک خوشگل تری!😍
قهوه ای😀😅
مگه مایه های خودت چ شکلیه ک منو اونجوری تصور کرده بودی؟😆
توعم بزار ببینمت

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

اینی که رو پروفمه خودمم! ولی با آرایشه😅 چشامم مشکیه ولی اینجا آبی دیده میشه!
اهم اهم
من صورتم گرده گونه دارم (ینی صورتم تپله😅 ) ولی خودم اندامم خوبه
چشم و ابرو هام مشکین
لپ چپم چال دارم🙈
دیگه نمنم چی بگم😂
ولی اومدم روبیک عکسم و میرفستم برات😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

ووییییی جون بابا!
ندیده چ جیگری هستی!😍

!!!
!!!
1 سال قبل

ای خدایاا منو ببخش این مائده منو اغفال کرد😪
.
ماعد زود ببین برش دارم!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

چه اغفالی بی تر ادب😂

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

اغفال ب گناه دخترم گناهه گناههه!😪😂😂

I AM VERY VERY VERY SINGLE
I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

نمیدونم به کدام تنهایی خندیدم که تنها ترینم… چقدر سکوتت آشناست . ما در کدام تنهایی با هم بودیم ؟؟؟
بچها برای بابایی من خیلی دعا کنید فردا آنژیو داره دعا کنید تو را خدا دعا کنید خیلی محتاجیم به دعای خیر تون
خدایااااااااااااااا من به غیر از تو کسی را ندارم بابا مو سالم بهم برگردون آمین
عالی بود خسته نباشی دختر کرد زیبا بوس رو لپات
مر مر جان من فقط یه پیمان می خوام اونم توی رمان الناز جونه و بس

پاسخ به  I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

عزیزم🥺
ایشالا ک بابات زودی خوب شه گلکم🥺

I AM VERY VERY VERY SINGLE
I AM VERY VERY VERY SINGLE
پاسخ به 
1 سال قبل

ممونم ازت یاسی جان

!!!
!!!
پاسخ به  I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

ایشاال خیلی زود بابات خوب میشه شیرینی🥺
دعا دعا

پاسخ به  I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

انشالله خوب بشن عزیزم💙

مهرناز
عضو
پاسخ به  I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

عزیزم نگران نباش بابای منم آنژیو کرده خطرناک نیست
ایشالا خوب خوب میشه 😊

شیرین
شیرین
پاسخ به  مهرناز
1 سال قبل

وای بچها ازتون ممنونم امید وارم کردید دوستای خوب همیشه لازم میشن خدایا شکرت که اگه تنهام دوستای خوبی دارم خدا جونم نوکرتم

ayliiinn
عضو
پاسخ به  I AM VERY VERY VERY SINGLE
1 سال قبل

حتما عزیزم
انشالله زود تر خوب بشن

1 سال قبل

آبان شاد که نداری
روبیکا تو نگه دار عید نصب میکنم عکست و برفستی ببینمت کنجکاوم😅💙

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

اوهههه تا عید ک پیر میشم!
خدارو چ دیدی! شاید گذاشتم پروف سایت!😅

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

بدو بدو تل
عکستو بفرس برام

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

عاااا ن دیگه شد
من تلان سر کلاسم
دارم فیزیک میخونم!🤣🤣🤣

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

معلومه چقد میخونی😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

پخخخ معلمرو دیوونه کردم🤠

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

من و تحریک نکنا😢😂
الان حسش نیس نصب کنم خو
یا بزلر پروف سایت
یا بده یاسی بده بهم😢
یا که پیر نشو تا بیام
یام شاد نصب کن😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

گزینه ها زیاد شد
هول کردم!😂

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

دیگه اختیار با خودته!
ولی میخوای الان خلوته بزلر پروف من و یاسی ببینیمت بردار😅😂

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

خو بزار پروف اینجا الان ببینیمت بعد بردلر

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

خو آخه چیو میخوای ببینی!؟😂
منم ی آدمم مث بقیه آدما😅

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

نه بابااااا😂😂
راس میگیا!
آبان توم مماخ داری؟ یا سهمیه مماخ تو رم دادن یاسی مماخش بزرگه😂😂

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

ن اتفاقا مماخ یاسیو دادن ب من😅چشامم اندازه وزقه😂لبامم عین چوب کبریته🙄لپامم عینهو سیاه چاله های هواییه🤣
خلاصه یه سومالیایی‌ام که نگو و نپرس🤣🤣🤣🤣🤣

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

شدی کابوس شبام لهنتی🤣

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

آها کابوس حوری و پری دیگه!؟؟🤣

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

عاره عاره
همون ک تو میگی😅😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

میخواستم بزارم پروف ولی مائده رف!😪😂

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

شب کابوس نبینم!
حالا بزار ببینیمت خو
هرکی یه مدله مدل همه ام گشنگه

پاسخ به 
1 سال قبل

اااا
اون عمم بود به من میگفت مماخ عروسکی😅

پاسخ به 
1 سال قبل

نااااه!
کی؟
کِی؟
کجا؟
من نبودم که!
اونجا قرار بود زنداداشت شم یه چی گفتم باور نکن😂
برو خدیج بهت بگه مماخ عروسکی شوور مو دادی بهش😢💔

پاسخ به 
1 سال قبل

ماهی تو که هزارتا شوور داری حالا یکیشو یاسی داده بمن تازه شوهر دومیم هم شریکیم😪بخیل نباش درضمن یاسی خیلی هم ناناس و تو دل برو و مماخ عروسکیه🥰

پاسخ به 
1 سال قبل

چاکریم خدیج جونم
چشای خوشگلت منو ناناس میبینه😘

پاسخ به 
1 سال قبل

چه بده تو بده ای شد😅

پاسخ به 
1 سال قبل

😂😂
تو روحت یاسی
من ذهنم کجه!

پاسخ به 
1 سال قبل

مدیونی فک کنی چیز دیگه منظورم بود😅😅

پاسخ به 
1 سال قبل

😂😂😂😂
بود بود…!

1 سال قبل

رفتم کانال دیدم
نمیخواد کسی توضیح بده😅
.
.
اعتماد بسقفو….😅

پاسخ به 
1 سال قبل

عاا
پس چی😅
.
گفتم چشم میزنی برداشتم😁

پاسخ به 
1 سال قبل

بیزو من چشام به این شیرینی!
بیا عمت و چشم کنم😂

پاسخ به 
1 سال قبل

اره خدااایی
بیا چششون بزن
دعات میکنم😅

پاسخ به 
1 سال قبل

تو فقط دعا کن😂😂

پاسخ به 
1 سال قبل

دعا
دعا
دعاااا
😅😅😅😅😅

1 سال قبل

عه!
عکسش چی بوده؟
الان که مرده😐
.
.
یاسی فقط عکس پروف تلگرامت!😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

پروف تلش بود!

پاسخ به 
1 سال قبل

همونو گذاشته بودم😅😅

مهرناز
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

یاسی عکس روی رمان که تو نیستی 🙄
تولگا ساریتاشه
.
ولی اگه منظور قادر تویی، تو خیلی خوشگلی😍

پاسخ به  مهرناز
1 سال قبل

مهری عکسو عوض کردم😅😅
.
.
قربونت
چشات خوشگل میبینه🤓

مهرناز
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

چرا عوض کردی بیشور 😆
میزاشتی بمونه ☹

پاسخ به  مهرناز
1 سال قبل

آقامون گفت چشت میزنن😁🤪

مهرناز
عضو
پاسخ به 
1 سال قبل

وووییی جون 😄

پاسخ به  مهرناز
1 سال قبل

😁🤭

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

اوفففف جون بابا😄

پاسخ به 
1 سال قبل

دیدم عشخم😂

!!!
!!!
پاسخ به  ghader
1 سال قبل

اه قادر توعم فهمیدی عمم چقد زشته!😄

پاسخ به  ghader
1 سال قبل

اصلا باهات قهرم☹

پاسخ به  ghader
1 سال قبل

اههه
پس چرا به ادم زشت لاو میدی و واسه قیافه زشتش پر پر میزنی🤪🤪
.
.
حالا منو حرص میدی بیشوور😅

!!!
!!!
1 سال قبل

عه یاسی چرا عکس پارت شدی؟!!😍🤔😂

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

عهه زهرماار
به روت نیار
این من نیستم😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

اوکی!
عمه منه!

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

بازم کوووفت😅

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

عه نگوووو
دور از جون عمه‌ی زشتمممم😝😂😂

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

یاسیی جذابه من دیدمش!!!

پاسخ به 
1 سال قبل

جاکریم جیگر🥰😘
..
..
ابان خودشم منو دیده😊

پاسخ به 
1 سال قبل

قربونت عشق جان …

چخبر چه میکنی ؟!

!!!
!!!
پاسخ به 
1 سال قبل

عارع!
لهنتی خوشگل زشت جذاب!😅❤

پاسخ به  !!!
1 سال قبل

نههه ابان جذابه !

!!!
!!!