رمان عشق صوری پارت 238

5
(1)

 

بازیگر خوبی بود اما ذاتش دستش رو، رو میکرد!
مشخص بود از اون هفتخطهای روزگاره.
شهره دستش رو گرفت و نگهش داشت.
مظلومانه گفت:

-بزارید برم و نمونم تو خونه ای که همچین آدم حسودی هست!

وقتی حسود خطابم میکرد دلم میخواست بلند بلند بزنم زیر خنده!
حسود ! هه !
درو رها کردم و یک قدم از قاب فاصله گرفتم و پرسیدم:

-میشه بهم بگی من چرا باید به دختری که سر چهار راه سوار ماشین یه غریبه میشه تا پول بگیره و ترتیبش داده بشه و بعد برای اینکه خودشو به اون غریبه بچسونه ازش باردار میشه حسادت کنم !؟

چون اینو گفتم گر گرفت از خشم.
اما قبل از اینکه خودش واکنشی نشون بده این شهره بود که داد زد:

-دهنتو ببند دختره ی آسمون جُل یه لاقبا! مثل اینکه یادت رفته خودت کی هستی هااان؟
یادت رفته دختر مستانه ی مرد بازی و تو فلاکت زندگی میکردی !؟
باید حتما یهت یاداوری کنم تا دست از اراجیف گفتن برداری؟
مگه بهت نگفتم کسی تو این خونه حق نداره به مادر بچه ی من توهین کنه هاااان ؟
خوب گوش کن ببین چی بهت میگم…ما میریم بیرون که عصرونه بخوریم و وقتی اومدیم بالا میخوام اتاق رو خالی کرده باشی.وسلام…

با گفتن این حرفها از م رو برگردوند و با عجله سمت پله ها رفت.
خدمتکارها هم پشت سرش رفتن و من موندم و اون دختره.
لبخندی زهر دار روی صورت خودش نشوند تا اثبات کنه گریه ها و مظلوم نمایی هاش همه محض بیگناه نشون دادن خودش بوده و بعد هم گفت:

-اگه تورو از این خونه ننداختم بیرون دختر بابام نیستم.
کاری میکنم محل سگ هم بهت ندن…اینجا جای یه نفره اون یه نفر هم منم!

مثل جادوگرها بود.
جادوگرها و سحرگرها…
پشت چشمی نازک کرد و با عجله ازم دور شد تا به شهره ملحق بشه.
نفس عمیقی کشیدم و برگشتم تو اتاق و درو محکم پشت سر خودم بستم…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4 (8)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (9)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
149260 799

دانلود رمان سالوادور به صورت pdf کامل از مارال میم 5 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:     خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تال طم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و مابین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، می جنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید… از سختی هایش جوانه…
اشتراک در
اطلاع از
guest

15 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
aram
aram
1 سال قبل

جییییییییییغغغ
الان میبینی از خونه میندازنش بیرون بعد فرزاد میاد شیدا رو با خودش میبره شیدام ک ذوق مرگ عشقش اومده میبرش بعد دیگه از فرهاد طلاق میگیره با فرزاد ازدواج میکنه😐🙄

roza graphi
roza graphi
1 سال قبل

سلام
مرسی بابت رمان خوبتون
کاش فقط مثل قبل همه چی قشنگ باشه و پارتا طولانی

بر خلاف بقیه نظرات
من میگم ای کاش شیدا عاشق فرهاد شه و بیخیال فرزاد شه

فرهادم از شهره پیروی نکنه
اصلا شهره بمیره
اینا رو میتونم تحمل کنم ولی رزا رو نمیتونم تحمل کنم
ی بلایی سر خودش و بچش بیار
هر پارت رمانتو میخونم از لحاظ روحی اذیت میشم چون آدمایی مثل رزا یعنی خونه خراب کن ، خیلی آدمای کثیفی هستن
کاش سر رزا و بچش یه بلایی بیاد
زنیکه نیومده اتراق کرده به قول شیدا

و اینکه زوج شیوا و شهرامو خیلی دوست دارم
و دلم میخواد این رمان فصل دوم هم داشته باشه

فقط رزا بره گورشو گم کنه
حالم از خودش و شخصیتش بهم میخوره
مرسی نویسنده

سمیه
سمیه
پاسخ به  roza graphi
1 سال قبل

عزیزم یه نفر بیاد هی شمارو بزنه تهمت بزنه حرف گوش کنه مامانش باشه و یه دیوانه که هووهم میاره….وقتی سی سالش باشه دیگه درست نمی شه اون همنوطور شکل گرفته…حتی اگه تغییرم کنه تو اگه جای شیدا باشی میتونی ببخشیش؟!میتونی فراموش کنی؟!مخصوصا اگه عاشقم باشی …اونم کسی مثل شیدا که تازه به زور زنه فرهاد شده…البته چیزی که شما میگینم بعید نیست چون نویسنده از جهشا تو داستان زیاد رفته

رقیه
رقیه
1 سال قبل

بابا الان دوسال میشه که این رمان تمومش نکردیم نه به اول پارتاش نه حالا قبلنا خیلی بود ولی الان خیلی کم 😐😑یکم بیشتر بزار نویسنده یا حداقل هروز نه یه روز پارت میزاری ده روز باید منتظر بمونیم 🙄

رقیه
رقیه
1 سال قبل

بابا الان دوسال میشه که این رمان تمومش نکردیم نه به اول پارتاش نه حالا قبلنا خیلی بود ولی الان خیلی کم 😐😑یکم بیشتر بزار نویسنده یا حداقل هروز نه یه روز پارت میزاری ده روز باید منتظر بمونیم 🙄🥴

سمیه
سمیه
1 سال قبل

شیدای احمق …باید میرفت باهمین صیغهه اصلا دست به یکی میکرد میگفت من فرهاد و دوست ندارم نمی خوامش همش عذابم میده کمکم کن طلاقم بده اونوقت داستان خیلی سریعتر پیش میرفت

سمیه
سمیه
1 سال قبل

خود شیدا که عرضه نداره…..بره بزار یه نفر بیاد بنزاتش بیرون…حتما اخر داستانم میفهمن که بچه فرهاد نبوده..فرهاد دوبارهمیوفته دنبال شیدا ولی خب شیدا هم حتما رفته زن فرزاد شده…و چون مادرشوهره اونقدر که روفرهاد حساسه رو فرزاد نیست پس میشه گفت که داستان تمامممممم….باورکن نویسنده اگه بخوای باز تین جریان مسخره و ادامه بدی داستانت و کش واقعا پشیمونت میکنم

نیلو
نیلو
1 سال قبل

شنیدین میگن خدایا شری رو بیار ک خیرمون توش باشه همینه ها رزا اومد ب اسم شر در حق زندگی شیدا اگه بخاد کاری کنه ک فرهاد طلاقش بده تو خیرش تموم میشه😂❤👏🏻

حالا چرا اینقد کم😂💔

سمیه
سمیه
پاسخ به  نیلو
1 سال قبل

الان فقط لازمه که شیدا خانوم سرکشی کنه مطابق حرف مادر شوهر عزیز رعایت نکنه….دیگه حل شدد….وای خدا داره حل میشه بالاخرهههههه

...
...
1 سال قبل

حالم از این قسمت رمان بهم میخوره وقتی میرسیم به شیدا

Bahareh
Bahareh
1 سال قبل

درو بست و دوباره شروع کرد به فکر کردن و غصه خوردن اه اه اه بابا شیدا یه حرکتی بزن برای نجات جون و زندگیت دیگه دختره ی به عرضه. بر بمیر اصلا از این زندگی بهتره.

سمیه
سمیه
پاسخ به  Bahareh
1 سال قبل

همه چی حل شد…..کجاست مشکلش….خود فرهاد با حرفای مامانش میره شیدا رو طلاق میده…دیگه حل شد رمان اخرشه

Nahar
Nahar
1 سال قبل

چ بهتر رز اگه ی کار خوب میکنی همینه بندازش بیرون تا این شیدا هییی چسناله و گریه نکنه

sanaz
sanaz
1 سال قبل

کمه کمهههههههههه پارت🤦‍♀️

ارزو
ارزو
1 سال قبل

ایشالله بیرون بندازتش راحتتت شه از این زندگی و اون فرهاد دیوووث…

دسته‌ها

15
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x