رمان حلقه آویز پارت سیزدهم

3 دیدگاه
قسم می‌خورم اولین بار بود برای خاموش کردن قلیان احساسات ضد و نقضیم که الان فرمانرواشون عذاب وجدان بود، از این جسم لوله‌ای شکل پر شده از توتون استفاده می‌کردم.…

رمان حلقه آویز پارت دوازدهم

9 دیدگاه
صدای زنگ توی گوش‌هام اکو می‌شد. صدای زنگی که من رو وادار به یادآوری می‌کرد. یادآوری روز‌هایی که سد احساساتم رو شکستم و راز رو غرق در عشق کردم. نفس‌هام…

رمان حلقه آویز پارت یازدهم

17 دیدگاه
حلقه اویز: در رو پشت سرم بستم و بهش تکیه دادم. دیوار روبه‌روم پر از برگه بود، برگه‌هایی که من رو به قاتل ماهم می‌رسوند. فرد مجهولی که نزدیک به…

رمان حلقه آویز پارت دهم

10 دیدگاه
خسته در اتاق رو باز کردم و وارد شدم. بریده بودم، خسته بودم، هر چقدر به جلو پیش می‌رفتم و معمایی از این پرونده رو حل می‌کردم، بازی جدیدی شروع…

رمان حلقه آویز پارت نهم

5 دیدگاه
حلقه اویز: خم شدم و از داخل کیف اداری چرمم، پرونده‌ی اصلی رو خارج کردم و حالا با قدم‌های استوار محکم با درونی قرص به سمت میز قاضی رفتم. هم…

رمان حلقه‌آویز پارت هشتم

14 دیدگاه
حلقه اویز: خدا نکند یادت بیاد خدا نکند قلبت بخواد مرا هر زمان هر جا ببیند خدانکند عشقت بمیرد، عشقت بمیرد… -راز نگاهم نکن حواسم پرت می‌شه. با تخسی گفت:…

رمان حلقه آویز پارت هفتم

18 دیدگاه
  *** چمدونم رو زمین گذاشتم و زنگ در رو زدم، چشم به انتظار ایستادم تا مامان سرمه در رو باز کنه. -صبر کن مادر، صبر کن الان میام… لبخند…

رمان حلقه آویز پارت ششم

29 دیدگاه
در باز شد و رفیعی، در حالی که تا کمر به داخل خم شده بود، گفت: -رضا یکی اومده ادعا می‌کنه قتل کرده، چیکارش کنم؟ رضا موهاش رو با دستش…

رمان حلقه آویز پارت پنجم

10 دیدگاه
سر سنگینم رو به صندلی تکیه دادم و چشم‌هام رو بستم، فکر و خیال خواب رو از چشم‌هام دزدیده بود. صدای در خدشه‌ی بر روی افکارم که بوی مرگ می‌داد،…

رمان حلقه آویز پارت چهارم

13 دیدگاه
دستی توی‌ مو‌هام کشیدم و بهمشون ریختم. دنیا روی سرم آوار شده بود و من با تمام توانم داشتم از مصالحی که نابود شده بود زندگیم رو روی خرابه ها…

رمان حلقه آویز پارت سوم

14 دیدگاه
-چرا می‌نالی؟! از سنت خجالت بکش! خودتو جمع کن مرد حسابی. به دست‌های گرم رضا که روی بازوم بود و بعد هم به چشم‌هاش نگاه کردم؛ بغض کردم و خودم…
رمان

رمان حلقه‌ آويز پارت دوم

19 دیدگاه
  -رضا نمی‌تونم… سخته… اجازه‌ی حرف دیگه‌ای رو بهش ندادم، با اعصابی متشنج و حرکاتی متحرص، گوشی رو قطع کردم. نگاهم میخ اسم شد، اسمی که قبر روبه‌روم رو به…
رمان حلقه آویز

رمان حلقه آویز پارت اول

19 دیدگاه
    نام رمان: حلقه آویز ژانر: پلیسی-جنایی، عاشقانه نام نویسنده: ثنا اناری(دونه ‌انار) خلاصه: در یکی از شب‌های پاییزی خودکشی‌ای رخ می‌دهد، بوی خون این مرگ همه جای شهر…
فهرست