رمان پروژه عشق پارت 22

4 دیدگاه
آرسین:چرا موهاتو خشک نکردی _تقصیر باران بود هی میگفت «آخه الان وقت حمومه؟» منم فقط آبشو گرفتم خو آرسین:باشه بیا اینجا حالا (به سمتش رفتم،دستاشو دور شونه هام قفل کرد)…
رمان صیغه استاد

رمان صیغه استاد پارت 69

6 دیدگاه
  چشمای پر از اشک و ناتوانم تار میدید ولی دیدم نیشخند اون اشغال و! نیشخند علی و دیدم و باغم چشمام و بستم که صدای نکره اش به گوشم…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 53

1 دیدگاه
  مثل بید به خودم میلرزیدم ولی تموم سعیم این بود که جلوی لرزش بدن و برخورد دندونام روی هم رو بگیرم ، چون اصلا دلم نمیخواست جلوی اون عوضی…
رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت 52

1 دیدگاه
  بودن تو آغوشش اونقدر خوب بود که دلم نیمخواست ازش جدا بشم.دستام هنوز دور بدنش بود و بینیم ناشیانه و دزدکی عطر گردنش رو بو میکشید. یه عطر خنک…
رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت 51

1 دیدگاه
  شهرام دستمالی از جعبه بیرون کشید و بعداز تمیز کردن کنج لبهای کلفت و نرمش که من حسابی با مزه و طعم و جنس نرم خوششون آشنا بودم از…

رمان پروژه عشق پارت 21

22 دیدگاه
_مماننننن شیلا:جانممم _وای درد می‌کنه واییی باران:دراز بکش بزارم برات _نزارررر گرمه روژین :بیا کوفت کن همه همسایها فهمیدن تو پریودی (در حالیکه از درد شدید گریه میکردم چشم غره…
رمان عشق تعصب

رمان عشق تعصب پارت 98

4 دیدگاه
  _ میشه تمومش کنی چون واقعا دیگه داری اعصابم رو خورد میکنی ! با شنیدن این حرف من چشمهاش گرد شد متعجب یهو گفت : _ چت شد یهو…
رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت 50

2 دیدگاه
  -واقعا که فقط همون ژینوس پاچه گیر واسه تو مناسب! پشت به شهرام که همچنان رو لبه ی وان نشسته بود، دمپایی هارو پوشیدم و راه افتادم که از…

رمان پروژه عشق پارت 20

5 دیدگاه
_اره دیگه اینجوری شد اهورا:دهن سرویس چ خودی نشون دادی (آرسین با خنده«هوعش»نثاره اهورا کرد) نیما:هنوز قسمت باحالشو تعریف نکردم برات (این تازه سی دیقس با اینا همچنین شده بقیشو…
رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت 49

بدون دیدگاه
  دیگه حرفی نزدم.راستش اونقدر فرهاد و خانوادش از چشمم افتاده بود که ترجیح میدادم هرجایی باشم جز اونجایی که اونا هستن. تمامی مابقی راه رو ساکت بودیم.هم من و…
رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت 48

بدون دیدگاه
  یکی دو ساعتی میشد که بیخودی تو خیابونها میچرخید صرفا به خاطر اینکه من آرومتر بشم. اگه اون نبود الان من کجا بودم!؟ تو کوچه پس کوچه های تهرون…
فهرست