رمان های بیشتر در کانال رمان من  https://t.me/romanman_ir

رمان رسپینا
Fatemeh

رمان رسپینا پارت 98

  نشستم روی تخت و خودمو کشوندم سمت بابام _جونم بابا _بدون شک میگم که باهاش حرف زدی و خیر از بیرون رفتنت داری _خبر دارم _چندتا سوال ازت دارم باباجان ، رو راست جوابمو بده ، احساستو غلاف کن _چشم ، بپرس شما ، قول میدم راست و حسینی

ادامه مطلب »
رمان گریز از تو
Fatemeh

رمان گریز از تو پارت 37

  _من کمک نمی‌خوام ارسلان خان. دیگه بیخیال! انگار میخواست با این بیخیال گفتن ها و خونسردی های عجیبش ، هر چه سر دلش مانده را با خاطرات وحشتناکش بالا بیاورد. حجم بزرگی از بغض و ترس و دلتنگی امان قلبش را بریده بود اما باز هم آرام بود… آنقدر

ادامه مطلب »
رمان بوسه بر گیسوی یار
Fatemeh

رمان بوسه بر گیسوی یار پارت 67

  قدمی جلوتر می‌گذارم و ابُهت قد و هیکلش عجیب آدم را می‌گیرد. -خوب واسه خودت حرمسرا راه انداختی… یه خروس و ده تا مرغ، کمِت نشه یه وقت؟ شنیدم حوریه خانوم سوگلی تشریف دارن… در قفسش جابجا می‌شود و چه کیفی می‌دهد که دستش به گوشت من نمی‌رسد! -چیه؟

ادامه مطلب »
رمان ناسپاس
Fatemeh

رمان ناسپاس پارت 70

  با بغض نگاهش کردم.چقدب دلم به حالش میسوخت و دستمم به هیچ جا بند نبود… آب دهنمو قورت دادم. من واقعا نمیخواستم گریه کنم که اون خودش رو ببازه اما دست خودم نبود. آستینمو رو چشمهام کشیدم و گفتم: -مامان من برات یه وکیل خوب میگیرم….نمیزارم خیلی اینجا بمونی….

ادامه مطلب »
عکس کاترین
رمان نقض قانون (خون آشام )
Azadeh

رمان نقض قانون(خون آشام)پارت ۲۰

  _ آ آ ، نشد اینطوری که ! خب بزار از اینجا شروع کنم اون مردک عوضی گابریل به زودی و حتی سر تاریخی که ما قراره به طور رسمی زن و شوهر هم بشیم ، اونم قراره با کلاره که حدس میزنم نمیشناسیش اما یه گرگ امگا هست

ادامه مطلب »
رمان رسپینا
Fatemeh

رمان رسپینا پارت 97

  میدونستم یکم دیگه بابا میرسه و قراره صحبت کنیم ، اینجا انقدر کوچیک بود که حدسم این بود تا ده دقیقه یا نهایت یک ربع دیگه برسه ، تا بیاد لباسایی که میخواستم بپوشمو گذاشتم رو تختم لگ کرم با تاپ کرم یه مانتو شکلاتی ، کیف و کفش

ادامه مطلب »
رمان وهم
Fatemeh

رمان وهم پارت 42

  فصل سیزده “شکنجه گر” نیاز لرزش زانوهام چنان بی وقفه و شدید بود که حتئ مشت کوبیدن هامم از این لرزش لعنتی کم نمی کرد. ارامش شونه هام رو ماساژ می داد و سعی داشت لرزشم رو متوقف کنه اما من اصلا حال مساعدی نداشتم. همه چیز در کسری

ادامه مطلب »
رمان دلارای
Fatemeh

رمان دلارای پارت 179

  دلارای سمتش برگشت و پرحرص خیره چشمانش شد _ بله؟ تو مگه نگفتی حلش می کنی؟ کردی؟ نه! دیگه بهت اعتماد ندارم ارسلان قبل از اینکه ارسلان حرفی بزند سمت حاجی برگشت _من .. من نمیخواستم آبروی شما رو ببرم حاجی یعنی ما نمی خواستیم هرگز فکر نمی کردم

ادامه مطلب »
چت روم
Fatemeh

چت روم چت کده 43💚

    💚 …دلبَـــــر… آغوشَتِ‌تمامِ‌استِعاره‌هایِ‌عاشقانهِ‌ دنیاِروبی معنیِ‌میکنه..!💚

ادامه مطلب »
رمان دل زده
mahsa

رمان دل زده پارت 31

بازگشت به گذشته ….   از خانه ی زنعمویش برگشتند   سمیه حال نزاری داشت ، احوالش به هیچ عنوان به سامان نبود   بدون درنگ به سوی اتاقش روانه شد … تا آنجا با خیال راحت بگرید   هنوز قدمی از قدم بر نداشته بود که صدای مادرش گوشش

ادامه مطلب »
رمان گرداب
Fatemeh

رمان گرداب پارت 20

  نگاهشو یه دور از بالا تا پایین روی حالت نشستنم چرخوند و خیلی محو گوشه ی لبش بالا رفت… انگار از اینکه اینجوری خودم رو به مظلومیت زده بودم خنده اش گرفته بود… روی مبل روبروم نشست و خم شد جلو و دست های تو هم قفل شده اش

ادامه مطلب »
رمان وهم
Fatemeh

رمان وهم پارت 41

  نیاز -چیزی شده؟ سوال ناگهانی ما باعث شد نگاه گریزونشون رو به مایی که با گیجی نگاهشون می کردیم بدوزن. اراز بی قرار دست هاش رو با صابون شستشو می داد و حامیِ نامدار با ضدعفونی کننده به جان دست هاش افتاده بود. چه خبره شده؟ ارامش قدمی سمت

ادامه مطلب »
دسته‌ها

رمان های کامل

رمان بر دل نشسته
رمان کامل
ghader

رمان بر دل نشسته

خلاصه رمان بردل نشسته نفس، دختر زیبایی که بخاطر ترسِ از دست دادن و جدایی، از عشق و دلبسته شدن میترسه و مهراد، مهندس جذاب

ادامه مطلب »
رمان گرگها
رمان کامل
ghader

رمان گرگها

  خلاصه رمان گرگها دختری که در بازدیدی از تیمارستان، به یک بیمار روانی دل میبازد و تصمیم میگیرد در نقش پرستار، او را به

ادامه مطلب »
رمان در پناه آهیر
رمان کامل
ghader

رمان در پناه آهیر

خلاصه رمان در پناه آهیر افرا… دختری که سرنوشتش با دزدی که یک شب میاد خونشون گره میخوره… و تقدیر باعث میشه عاشق مردی بشه

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان جاوید در من

  دانلود رمان جاوید در من خلاصه : رمان جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان سدسکوت

  دانلود رمان سد سکوت   خلاصه : تنها بودم ، دور از خانواده ؛ در یک حادثه غریبه ای جلوی چشمانم برای نجاتم به

ادامه مطلب »