رمان های بیشتر در کانال رمان من  https://t.me/romanman_ir

جدول زمان بندی پارت گذاری رمان ها 

امروز یکشنبه 06 آذر 1401 14:30

پربازدیدترین مطالب سایت

رمان گرداب
Fatemeh

رمان گرداب پارت 89

    نگاهش رو ازم دزدید و با لحن عصبی تری گفت: -چرا متوجه نیستی..من نمی تونم مسئولیت یه بچه رو قبول کنم..حتی بهش فکرم میکنم عصبی میشم..تو اسمشو میذاری ثمره من میذارم مزاحم..نمی تونم قبولش کنم…..   بغضم ترکید و بلند زدم زیر گریه: -بهش نگو مزاحم..   چنگ

ادامه مطلب »
رمان یاکان
Fatemeh

رمان یاکان پارت 63

      کنارش روی تخت دراز کشیدم و به نیم‌رخش خیره شدم. چشم‌هاش رو بسته بود و قفسه‌ی سینه‌ش به‌آرومی بالا و پایین می‌شد.   می‌دونستم خوشش نمی‌آد کسی زیاد بهش خیره بشه، ولی نمی‌تونستم نگاهم رو ازش بردارم.   اون آهوی من بود، دختری که سال‌ها عاشقش بودم

ادامه مطلب »
رمان خدمتکار عمارت درد
fershteh

“خدمتکار عمارت درد” پارت 48

    بازم همین طور نگام به عکس مارال بود   نمیشد این علاقه ای که بهش داشتمو پنهون کنم   گوشیمو در اوردم پیج مارالو ور داشتم یه پیج فیک دخترونه زدم باهاش رفتم مارال باهاش فالو کردم میخواستم باهاش حرف بزنم اگه با پیچ پسر میرفتم اصن جوابمو

ادامه مطلب »
رمان عشق صوری
Fatemeh

رمان عشق صوری پارت 263

        چون پرده ی پلاستیکی رو از داخل نکشیده بودم وقتی داشتم دوش میگرفتم کاملا در معرض دیدش بودم. چشمهاش رو وا کرد. دستهاش رو گذاشت زیر سرش تا کمی سرش رو بالا بگیره و بعد به من خیره شد. به منی که لخت و عریون زیر

ادامه مطلب »
رمان آوای نیاز تو
Fatemeh

رمان آوای نیاز تو پارت 61

    با دستش کمی‌ به سمت عقب هولم داد که خودم عقب کشیدم اما دستم و از دورش باز نکردم… تو صورت خیسش نگاه کردم که با پشت دستش دستی روی چشمای خیسش کشید دهن باز کرد چیزی بگه اما گریه اجازه نداد و دوباره هق زد. با دو

ادامه مطلب »
رمان طلوع
Hamta

رمان طلوع پارت ۲۸

    با حس تکون خوردن بازوم پلک های خستمو باز میکنم…..   _ پاشو کارت دارم…..   رو زمین خوابیدم و حالا بدنم خشک شده…. تو دو روز زندگیم از این رو به اون رو شد….   بلند میشم و سمت سرویس میرم…. با دیدن صورت داغونم تو آینه

ادامه مطلب »
رمان ناسپاس
Fatemeh

رمان ناسپاس پارت 135

      به زور چند تیکه از اون استیک خوردم.شاید برای اینکه دیگه بهانه ای برای به اجبار نگه داشتن من در کنار خودش نداشته باشه. دلم میخواست زودتر پناه ببرم به خواب. عین بچه ای که دنبالش هستن و فکر میکنه اگه بره زیرپتو همه چیز امن و

ادامه مطلب »
رمان عشق با چاشنی خطر
رمان عشق با چاشنی خطر
Fatemeh

رمان عشق با چاشنی خطر پارت 71

    و به قلبم اشاره کردم که عسل ماشین رو کنار خیابون نگه داشت و سریع برگشت سمتم عسل:آرام عاشق شدی؟ حالم خوب نبود چون قلبم میگفت عاشق شدم ولی اون منو نمیخواست و عاشق یه نفر دیگه شده بود. چشمام پر از اشک شد که با پلک زدنم

ادامه مطلب »
رمان دل دیوانه پسندم
Fatemeh

رمان دل دیوانه پسندم پارت 85

    وحشت کرده بود. اومد کنارم و با ترس گفت:   چی شده دختر چرا اینجوری می کنی.   ولی من فقط هق می زدم و چیزی نمی گفتم.   بالاخره بعد از یکم گریه کردن به حرف اومدم که بیشتر از اون نگرانش نکنم.   با هق هق

ادامه مطلب »
رمان گلادیاتور
Fatemeh

رمان گلادیاتور پارت 129

گندم با لبخندی عمیق تر شده نسبت به ثانیه های قبل ، دست جلو برد و لقمه را از دست او گرفت و گازی به آن زد …………. گشنه اش نبود و ناهارش را پر و پیمان خورده بود ……… اما این لقمه او را به زمانی برد که یک

ادامه مطلب »
رمان تارگت
Fatemeh

رمان تارگت پارت 225

        کارم دیگه تقریباً تموم بود و چند دقیقه انقدر مشغول گرفتن و تحویل سفارش شدم که حواسم به کل از میران و اون پسره بی تربیت پرت شد و حالا داشتم می دیدم که میز جفتشون خالی شده. یعنی میران اومد پول شامش و حساب کرد

ادامه مطلب »
رمان آوای نیاز تو
Fatemeh

رمان آوای نیاز تو پارت 60

      انگار از حرکتم و همکاری کردنم یکم‌ متعجب شد چون مکثی کرد اما سریع به خودش اومد و با اشتیاق بیشتری بوسیدم! در حال بوسیدن هم بودیم‌‌ و نفس واقعا کم آورده بودم برای همین فشاری به قفسه سینه مردونش آوردم‌ که ازم جدا شد و بدون

ادامه مطلب »
دسته‌ها

رمان های کامل

رمان بر دل نشسته
رمان کامل
ghader

رمان بر دل نشسته

خلاصه رمان بردل نشسته نفس، دختر زیبایی که بخاطر ترسِ از دست دادن و جدایی، از عشق و دلبسته شدن میترسه و مهراد، مهندس جذاب

ادامه مطلب »
رمان گرگها
رمان کامل
ghader

رمان گرگها

  خلاصه رمان گرگها دختری که در بازدیدی از تیمارستان، به یک بیمار روانی دل میبازد و تصمیم میگیرد در نقش پرستار، او را به

ادامه مطلب »
رمان در پناه آهیر
رمان کامل
ghader

رمان در پناه آهیر

خلاصه رمان در پناه آهیر افرا… دختری که سرنوشتش با دزدی که یک شب میاد خونشون گره میخوره… و تقدیر باعث میشه عاشق مردی بشه

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان جاوید در من

  دانلود رمان جاوید در من خلاصه : رمان جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه

ادامه مطلب »
رمان کامل
ghader

رمان سدسکوت

  دانلود رمان سد سکوت   خلاصه : تنها بودم ، دور از خانواده ؛ در یک حادثه غریبه ای جلوی چشمانم برای نجاتم به

ادامه مطلب »