رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت آخر 3.7 (21)

47 دیدگاه
    چندروزی از آخرین روزی که ناهید رو دیده بودیم میگذشت و هیچ خبری ازش نبود درست طوری که انگار از اولم نبوده   درسته من به زندگی فقیرانه عادت داشتم ولی میدیدم چطور آراد داره اذیت میشه مخصوصا با شرایطی که توی اون اتاق داشتیم و هیچ وسیله…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 43 4 (6)

10 دیدگاه
      درمونده سرمو بین دستام گرفتم   _نمیدونم !!   یکدفعه با چیزی که به ذهنم رسید صداش زدم و گفتم :   _حالا که همه چی رو برات تعریف کردم تو چیزی یادت نمیاد ؟؟   _در‌ چه مورد ؟؟   _در مورد اینکه دقیقا چه بلایی…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 42 4.2 (5)

3 دیدگاه
      باورم نمیشد از کجا تونسته بود آدرس امیر رو پیدا کنه اصلا چطور فهمیده من کسی بودم که آراد رو از اون مرکز بردم ؟؟   تموم این فکرا مثل خوره به جونم افتاده بودن طوری که حس میکردم نفسم سنگین شده و به سختی میتونم خودم…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 41 4.2 (5)

3 دیدگاه
      _باشه پس باهام بیا   زودی به اتاقم برگشته و درحالیکه توصیه های لازم رو به گندم میکردم و از آرادم میخواستم حواسش بهش باشه   همراه امیر از خونه بیرون زدیم و طبق معمول پشت موتورش نشستم که گاز داد و زودی راه افتاد باورم نمیشد…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 40 4.2 (5)

2 دیدگاه
        با سوظن پرسید :   _چه کاری ؟؟   برای اینکه خیالش راحت کنم گفتم :   _هر کاری به جز کارهای قدیمی   نفس راحتی کشید   _آهان خوبه !!   _ولی قبلش باید از یه چیزای سر دربیارم   با کنجکاوی پرسید :  …
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 39 3.5 (6)

13 دیدگاه
        حدود یک ماهی گذشته بود و همه چی داشت طبق روال خوبی میگذشت و توی اون محله جا افتاده بودیم   تنها چیزی که برام سخت میگذشت این بود که نتونسته بودم کار درست و درمونی پیدا کنم و چیزی تا تموم شدن پول هامون باقی…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 38 4.4 (7)

7 دیدگاه
      لبخند خسته ای روی لبهام نشست که با حس سنگینی نگاهش روی نیم رُخ صورتم سرمو کج کردم و باهاش چشم تو چشم شدم   نگاهش پر‌ از حرف بود پر از حرفای ناگفته و یه حس خاص یه حسی که داشت منو به سمت خودش میکشوند…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 37 4.2 (5)

11 دیدگاه
          میدونستم این قسمتی که ماشین رو پارک کردن دوربینی چیزی نصب نیست پس نمیتونن بفهمن کار منه !!   پس با عجله بلند شدم ولی همین که وارد حیاط شدم چشمم خورد به همون مردی که داشت با مدیر حرف میزد و حالا داشت به…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 36 3.8 (4)

7 دیدگاه
        برای اینکه به چیزی شک نکنه زودی لبخند دستپاچه ای زدم و به سمتش رفته و دستش رو گرفتم   _به چیزی احتیاج داری ؟؟؟   بی اهمیت به سوالم هنوز با چشمای تیزبینش خیره ام بود و پلکم نمیزد   دیگه میدونستم معنی این نگاهش…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 35 4.3 (6)

14 دیدگاه
      سرش رو به نشونه منفی به اطراف تکونی داد و به سختی لب زد :   _نه !!   امیدم رو از دست ندادم و باز پرسیدم :   _چی بهت میگه وقتی میاد ؟؟   منتظر بودم چیزی از حرفاش بگه ولی در کمال ناباوری حرفی…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 34 4.3 (6)

22 دیدگاه
        بعد از اینکه براش غذا آوردم و بهش دادم بخوره کنارش نشستم و روغن مخصوص آوردم تا بدنش رو یه کم ماساژ بدم بلکه از این خشکی دربیاد   چون میدیدم چطور بخاطر زیادی خوابیدن و بی تحرک بودن بدنش خشک و بی جون شده  …
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 33 3.3 (3)

21 دیدگاه
      با تقلا سعی داشت خودش رو از تخت پایین بندازه با عجله به سمتش قدم تند کردم و مانع از افتادنش از روی‌ تخت شدم   _چیکار میکنی آروم باش   با شنیدن صدام دست از تقلا برداشت و با چشمای سرخ شده نگاهم کرد با دیدن…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 32 3.3 (3)

7 دیدگاه
      _چی عزیزم ؟؟   ریز خندید :   _قایم موشک بازی کنیم عمو چشم ببنده من برم قایم شم !!   دهنم خشک شد و‌ با بغض خیره خنده های از ته دل وبچگانه اش شدم‌ هنوز برای درک موقعیت زیادی بچه بود   نمیدونستم چطوری بهش…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 31 3.8 (4)

7 دیدگاه
          به سختی دهنش رو باز کردم و قرصا رو‌ داخل دهنش گذاشتم چند دقیقه ای گذشته ولی هنوز حالش خوب نشده و آروم نگرفته بود   میترسیدم برم کسی رو خبردار کنم چون اونوقت قیافه و تیپ جدید خودم رو میدیدن و به همه چیز…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد فصل دوم پارت 30 3.8 (4)

12 دیدگاه
      فکر اینکه زیادی پیگیر باشم و با مدیر بحث کنم و اونم منو از اینجا بیرون بندازه اونوقت میخوام چه غلطی کنم مثل خوره به جونم افتاد   با این فکر قدمی به عقب برداشتم با صحبت های مشکوکی هم که اون شب پشت گوشی ازش شنیده…