رمان پروژه عشق پارت 19

19 دیدگاه
  مامان:اومدن بابا:باز میکنم (بابا درو باز کرد به صف ایستاده بودیم ،اول پدر دوماد بعد مادرش ،خواهرش و بلخره شا پسر تشریف آوردن همممممممم بدک نبود) مامان:خوش اومدید بفرمایید…

رمان پروژه عشق پارت 18

2 دیدگاه
  شیلا:من گفتم تو هیچیت نیس،ولی گوش که نیس درو دروازس ازیکی میره تو ازاون یکی بیرون میاد باران:به‌به به‌به چه مثال زیبایی _باشه دیگه نشو مرد دوهزار چهره باران:به‌به…

رمان پروژه عشق پارت 17

9 دیدگاه
    آرسین:بریم _اره امادم (از دانشگاه خارج شدیم و هردومون به سمت ماشین آرسین پا تند کردیم درو برام باز کرد نشستم و چشمکی بهش زدم تک خنده مردونه…

رمان پروژه عشق پارت 16

7 دیدگاه
  _منو آرسین گریفندور،شیلا ارمین ریونکلا، اهورا روژین هافلپاف،باران کیان سلیترین همه اوکی شدید باران:واییی فداتشم کیان:خدا نکنه باران:با تو که نبودم٫ منظورم دریکوم بود _جیغغغغغغغغغغغغغ واییی ببین ببین ولدمورته…

رمان پروژه عشق پارت 15

3 دیدگاه
(نگاهم پی سیبک گلوش میره نگاه خیره مو که حس می‌کنه به چشام خیره میشه بزاق دهنش رو قورت میده و همین باعث بالا پایین شدن سیبکش میشه داغ میشم…

رمان پروژه عشق پارت14

بدون دیدگاه
(نگاهمو بهش دوختم و هولش دادم ازم که فاصله گرفت نیشگونی از بازوهاش گرفتم،نگاهم سمت باران میره به کیان نزدیک میشه و با لودگی میگه: باران:کیان جونم(کیان جا میخوره…) کیان:خدا…

رمان پروژه عشق پارت 13

بدون دیدگاه
پارت13 (تماسو قطع کردم و خیره به دری شدم که باران و کیان ازش بیرون رفتن….نگامو به اطراف اتاق چرخوندم و با درد بستم…خداااا …قدم به سوی تختم برداشتم و…

رمان پروژه عشق پارت 12

7 دیدگاه
پارت12 (چشمام میسوختن با درد بازشون کردم نگاهی به دورو بر انداختم اتاق زیبای بزرگی بود، در باز شدو قامت اهورا نمایان،لبخندی بهم زد…) _کجاس،منو واسه چی اووردی +آمریکا (عیی…

رمان پروژه عشق پارت 11

3 دیدگاه
پارت 11 _اقایون در خدمت باشیم اهورا:ن دیگه زحمت دادیم بهتون (نگاهی به آرسین کردم،کشیده گفتم..) _خیلییییییی (قهقهه جانانه ای کشیدم که آرسین کشیده گفت…) آرسین:جووون کیان:باشه دیگه رفع مرحمت…

رمان پروژه عشق پارت ده

19 دیدگاه
(از زبان اسرا) (حس میکردم یه چیز داره روم بالا پایین میاد و هر دفعه روی لبم رو میبوسه…. با خواب آلودگی به زور لایه پلکم رو باز کردم …….…

رمان پروژه عشق پارت نه

1 دیدگاه
پارت9 (بعداز خوردن شام …. همه خسته کوفته رفتیم بخوابیم همینکه وارد اتاق شدم ارسینم وارد شد….) _تو که باید اتاق پسرا باشی آرسین:میگم خانومم …الان دوست دختر دوست پسریم،حالا…

رمان پروژه عشق پارت هشت

7 دیدگاه
پارت8 _ارسین ارسین:جان _میشه بریم آب بازی حوصلم سر رفته آرسین:اره بریم (بدون اینکه یادم باشه لباسم خیلی نازکه،اگ خیس بشه بدنم معلوم میشه ،بدبختانش فقط یه لباس زیر تنم…

رمان پروژه عشق پارت هفت

بدون دیدگاه
پارت 7 اهورا:بیایید اینجااااا (امروز باز با استاد آریایی کلاس داشتیم…… اهورا برامون جا گرفته بو ….. یه ردیف پایین تر از خودشون نشستیم) شیلا:دیگ هشتگ اینا رانندازی آقای اصلانی…

رمان پروژه عشق پارت شش

11 دیدگاه
پارت6 شیلا:د آخه لامصبا پاشید بریم اهورا:منو خانومم خدانگهدارمون _خانومشش؟! (و منو شیلا قهقه های پی در پی می‌کشیدیم که یدفه آرسین مچ دستمو گرفت و گفت:) آرسین : منو…

رمان پروژه عشق پارت پنج

7 دیدگاه
پارت5 (از زبان اسرا) (یکی داشت درو می‌شکست و زنگو می سوزند…. جیغ بلندی کشیدم که شیلا بلند شه:) _ شیلا نره خر پاشو….. تو چرا رو تخت روژین خوابیدی…
فهرست