“پنج پر” پارت 13

7 دیدگاه
    +   سلام استاد؛ شماهم اومدین؟!   استاد:  بله خانم رادفر؛ خودم شما سه نفرو شخصاً فرستادم اینجا   +  خوب استاد ما الان باید چیکار کنیم؟!   استاد: …

“پنج پر” پارت 12

2 دیدگاه
    آرمین:   باید از همون اول با من میومدی نمیدونم تو پسره چی دیدی چشمت همش دنبال اونه     +   خیلی دیگه شاخکات دارن فعال میشن زیاد فضولی…

“پنج پر” پارت 11

1 دیدگاه
    دیگه چاره ای نبود که با پارسا برم قبل رفتنم با دخترا هماهنگ کردم واسه تحقیق میرم بیمارستان   تو ماشین هیچ حرفی رد و بدل نشد حالا…

“پنج پر” پارت 10

بدون دیدگاه
    فقط داشتم همین طور نگاش میکردم من ازش چه کمکی میتونستم بخونم … مجبور شدم همین طور الکی دست به سرش کنم   استاد بلند شد و داشت…

” پنج پر” پارت 9

2 دیدگاه
    بین هم دیگه مکالمه ای رد و بدل نکردیم ولی حس آرامش خاصی کنارش داشتم انگار چند ساله میشناسمش نمیدونم من توهم زدم تو فکر بودم که صدای…

“پنج پر”پارت 8

4 دیدگاه
    وای خدا همین تصادف کم اگه به کلاس دیر برسم اگه نتونم مخ پسر اون مرده رو بزنم چی؟!   از دخترا جدا شدیم هر کدوم رفتیم سر…

“پنج پر” پارت 7

2 دیدگاه
    سوگند:فری چیشده؟!   تا اومدم بگم چیزی نشده سریع یه پسر چشم سبز جوابشو داد   گفت: فیل سوار مورچه شده   سوگند:  هر وقت گفتن جسد بپر…

” پنج پر” پارت 6

3 دیدگاه
    اه این دیگه صدای چیه؟! سرمو کردم زیر بالش دیدم هی سرو صدا داره بیشتر میشه دیدم یه نفر بالا سرمه بله سوگند خانومه که کفگیر و ماهیتابه…

“پنج پر” پارت 5

5 دیدگاه
    با گفتن شماره سه پرچما تکون خورد و مسابقه شروع شد هر دو شروع کردیم به گاز دادن   دست فرمونش خوب بود اینو انکار نمیکنم   دور…

“پنج پر” پارت 4

4 دیدگاه
    آماده رفتن به پیست شدم؛ساعت یک نصفه شب بود،یه احساس خیلی بدی داشتم نفهمیدم اصن چجوری به پیست رسیدم   اصن به این شریفی اعتماد ندارم ولی مجبورم…

” پنج پر” پارت 3

بدون دیدگاه
    آسا:خوب چیشده؟!گفتی بمونیم تا بیای   +وایسین بگم بهتون پسر این مرده همکلاسی و هم رشته ای منه   فاطی: دورغ نگو بگو چرا پشت گوشی نمیتونستی بگی……

” پنچ پر” پارت 2

5 دیدگاه
  +خوب چقد دیر کلاساتون تموم شد بیاین بریم من دیگه حوصله دانشگاه رو ندارم   سوگند:چته بابا الان اومدیم بزار بریم بوفه یه چیزی بخوریم   +سوگند میدونی دیشب…

“پنج پر” پارت 1

5 دیدگاه
ای دوست درماندگی عشق را چه بنامم که در آغوش من است و در خیال دیگری   خلاصه:داستان در مورد دختریه که یه اتفاق باعث شد مسیر زندگیشو عوض کنه…