رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 42

11 دیدگاه
    پاشو محکم روی زمین میکوبید. اعصابم بهم ریخته بود؛ برگشتم و با عصبانیت زل و زدم به پاش انقد پاتو تکون نده شاهو. سرم گیج رفت… استرس دارم…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 40

2 دیدگاه
    گوشیمو برداشتم و به شاهوپیام دادم _به بابا دروغ گفتم رفتم پیش مهسا ولی فهمید پیش مهسا نبودم. قرارمون چند روز دیرتر میشه فعلا نمیتونم بیام.. خودمو پرت…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 39

7 دیدگاه
  _باشه بابا میبرمت….دیگه برنمیگردیم اینجا قول میدم بهت… اگه بابارو نداشتم اگه اونم مثل مامان باهام رفتار میکرد عاقبتم چی میشد؟ چقدر خوشبخت بودم بخاطر وجود این مرد…. از…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 38

5 دیدگاه
  دروغ نبود اگه میگفتم . عاشق دیوارهای خونه بودم. تک تک اجرای اتاقم الان برام رنگ آرامش داشت. تواین چندماه شاهو همه زندگیمو بهم ریخته بود.روحم رو خسته و…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 36

1 دیدگاه
  یک روز توی بیمارستان بستری بودم. تو این یک روز بابا کلی بهم رسید. همش خوراکی های مقوی برام میاورد و مثل پروانه دورم میچرخید… این کارهاش منو بیشتر…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 35

2 دیدگاه
      _معذرت می خوام چون دختری نشدم که شما می خواستین چیزایی که می خوام بگم دردناکه ببخشید که باعث سرافکندگی تون شدم… اشکام از روی صورتم کنار…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 34

95 دیدگاه
  همین صدای بغض آلودم کافی بود که پدرم بترس و نگران بشه وحشت زده از این همه حجم بغض توی صدای من پرسید _ چه اتفاقی افتاده عزیزم چی…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 33

51 دیدگاه
داشت منو خام می کرد که دوباره روی تخت خوابش باشم؟ که دوباره از من سوء استفاده کنه اما نه خوب که فکر می‌کردم خام‌کردن نبود من چاره ای جز…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 31

24 دیدگاه
نقطه امید بود این مسافرت باید تمام سعیمو می کردم که مشکلی به وجود بیاد و این بچه سقط بشه باید هرکاری میکردم که به خواستم برسم پس یه شلوار…