رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 34

35 دیدگاه
  همین صدای بغض آلودم کافی بود که پدرم بترس و نگران بشه وحشت زده از این همه حجم بغض توی صدای من پرسید _ چه اتفاقی افتاده عزیزم چی…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 33

51 دیدگاه
داشت منو خام می کرد که دوباره روی تخت خوابش باشم؟ که دوباره از من سوء استفاده کنه اما نه خوب که فکر می‌کردم خام‌کردن نبود من چاره ای جز…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 31

24 دیدگاه
نقطه امید بود این مسافرت باید تمام سعیمو می کردم که مشکلی به وجود بیاد و این بچه سقط بشه باید هرکاری میکردم که به خواستم برسم پس یه شلوار…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 27

بدون دیدگاه
  _بخواب یک ماه تمام فرصت داری اینقدر بخوابی که خستگی از تنت در بره اینجا فقط باید استراحت کنی.. دراز کشیدم و چشمامو بستم اما خوابم نمیومد میترسیدم بخواب…
رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت 26

3 دیدگاه
  اونم یه ادم بود اونم قلب داشت اونم اگر می‌خواست میتونست کمکم کنه اما خودش نمیخواست پس حرفاش و نشنیده گرفتم برام ذره ای حرفاش مهم نبود وقتی کارشو…
رمان خان زاده جلد سوم پارت 24

رمان خان زاده جلد سوم پارت 24

3 دیدگاه
  نیم ساعتی از برگشتن به خونه می‌گذشت که صدای گوشی من از فکر و خیال بیرون آورد با دیدن اسمش تنم لرزید اما مجبور بودم که جواب بدم تماس…
فهرست