رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 163

32 دیدگاه
  انگار پاهام به زمین چسبیده بود قادر به حرکتی نبودم حس بدی سراسر وجودم رو در برگرفته بود حسی که پاهام رو به لرزه در آورده و نمیتونستم قدم…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 162

16 دیدگاه
  چند روزی از جاری شدن صیغه طلاق بینمون و دیدن آراد میگذشت ، توی این مدت از اتاقم جز موارد ضروری بیرون نمیومدم چون نمیخواستم با آراد چشم تو…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 161

30 دیدگاه
  قطره قطره اشک از گوشه چشمام سرازیر میشد و صورتم رو خیس میکرد باورم نمیشد این کار رو باهام کرده باشه نمیدونم چقدر توی اون حالت خیره صورتش بودم…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 160

11 دیدگاه
  با عجله خودش رو بهم رسوند و نگران کنار گوشم زمزمه کرد : -حالت خوبه؟؟ دیگه این نگرانیش رو نمیخواستم هیچ چیزی ازش رو نمیخواستم چون دلم ازش گرفته…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 154

7 دیدگاه
  با تمسخر تک خنده ی عصبی کرد و گفت : -کارم داشتی ؟؟ دستپاچه نگاه ازش دزدیدم -آره دیگه آهاااان اونوقت میشه بگی این چه کاریه که سر از…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 153

13 دیدگاه
  چند روزی بود که توی خونه آراد زندگی میکردم زندگی که نه بهتره بگم زندانی بودم چون به جز اتاقم جایی نمیرفتم نه اینکه نزارن توی حیاط برم نه…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 152

19 دیدگاه
  خیره چشمای به خون نشسته اش ، غریدم : _آره دیوونه شدم … از اینکه اینجا زندانی شده و نمیتونستم رهایی پیدا کنم جنون وار چنگی به موهای بلندم…
رمان عشق ممنوعه استاد

رمان عشق ممنوعه استاد پارت 150

8 دیدگاه
  لبامو بهم فشردم و سری تکون دادم خودش این حرف رو زده بود ولی انگار از جواب من که گفته بودم حسمون متقابله خیلی حرص خورده و عصبی شده…
فهرست