رمان دختر نسبتا بد

رمان دختر نسبتاً بد (بهار) پارت 93

14 دیدگاه
#پارت_۷۰۱ 🌓🌓 دختر نسبتا بد🌓🌓 دستاشو رو شکمم گذاشتم و گفتم: -نمیدونم دختره یا پسر اما میدونم که بچه ی توئه… من اونو تو وجود خودم احساس میکردم. از لحظه…
رمان دختر نسبتا بد

رمان دختر نسبتاً بد (بهار) پارت 92

14 دیدگاه
#پارت_۷۰۰ 🌓🌓 دختر نسبتا بد🌓🌓 با رها کردن نفس تو سینه ام آهسته و آروم گفتم: -من باردارم! و حالا در لحظه احساس میکردم بارهای سنگینی رو با اون اعتراف…
رمان دختر نسبتا بد

رمان دختر نسبتاً بد (بهار) پارت 88

31 دیدگاه
#پارت_۶۹۶ 🌓🌓 دختر نسبتا بد🌓🌓 سرم بیماری که زیاد بیقراری میکرد رو براش وصل کردم. یه دختر خانم حدودا بیست و چندساله بود که درد شدیدی رو بخاطر میگیرنش داشت…
رمان دختر نسبتا بد

رمان دختر نسبتاً بد (بهار) پارت 86

37 دیدگاه
#پارت_۶۹۱ 🌓🌓 دختر نسبتا بد🌓🌓 دیگه نتونستم بخورم. شکمم درد گرفته بود. با دستمال لبهام رو تمیز کردم و بعد روی چمنها دراز کشیدم… نیما پرسید: -مگه نمیخوری!؟ حالم خیلی…
رمان دختر نسبتا بد

رمان دختر نسبتاً بد (بهار) پارت 83

16 دیدگاه
#پارت_۶۷۶ 🌓🌓 دختر نسبتا بد🌓🌓 بغص بدی راه گلوم رو بسته بود.به دروغ…آره به دروغ جواب دادم: -چون دوست ندارم.چون ازت خوشم نمیاد! همین… بی حرکت ایستاد و مایوسانه بهم…
فهرست