پک دیگری میزند و بوی تنباکو وسوسهام میکند من هم کمی قلیان بکشم.
– نگو کابوستو فهمیده پولاد!
نی را از او میگیرم و پکی میزنم و دو سرفه پشت سر هم.
– اسمشو از زبونم شنیده فهمید تو خواب…
پوفی میکشم.
احساس میکنم دیگر هیچچیز آنجور که باید لذت نمیدهد.
– ای داد بیداد! بلاخره لو رفتی.
از جایم بلند میشوم و دستهایم را میگیرم روی آتش.
– اونم تو چه موقعیتی!
خندهام گرفت از تعجب بلوط، قیافهاش واقعا جالب بود.
– عیبی نداره حالا بیا چاییتو بخور فعلا ببینیم چه راه حلی برات میاندیشم!
به کلهی کچلش نگاه میکنم.
با اینکه نزدیک به ده سال از من بزرگتر است بهترین دوستیاست که در تمام زندگی دارم.
بهترین گوش برای شنیدن حرفهای من.
– من با این دختره چیکار کنم منصور؟
– آدم که به عشقش نمیگه دختره!
چایی میریزد و من لبخند میزنم.
واقعا عشق من بلوط است؟
یک چای برمیدارم و از قندهای رژیمیاش که از آنها متنفرم.
– مسخره نشو منصور دلم نمیخواد دربارهی بلوط اینجوری فکر کنم.
– اگه اینجوری فکر نمیکردی دوسال تموم شبا کابوس نمیدیدی!
به فکر فرو میروم.
چای داغ کمی سرانگشتان دستم را گرم میکند ولی به طرز عجیبی لرز بر اندامم افتاده.
بلاخره باید با این حقیقت مواجه شوم آن هم کی؟
حالا که دیگر نمیتوانم به هیچوجه بلوط را داشته باشم…
– پولاد؟
به خودم میآیم و جرعهای چای مینوشم و منصور ادامه میدهد:
– به نظر من جلوی خودتو نگیر بهش نزدیک شو!
– نزدیک بود ببوسمش! خیلی نزدیک بود…
دوباره چای مینوشم و با هیجان میگویم:
– اگه میبوسیدمش شاید امشب کابوس نمیدیدم مثلا… کسی چه میدونه!؟
منصور میخندد.
چند پیراهن بیشتر از من پاره کرده و شاید این احساسات من برای او مسخره به نظر برسد.
– ترمز بگیر پسر! دختره بره به کسی بگه چی؟
– بلوط اصلا اینجوری نیست بچگیشم نبود!
قلیان خاموش شده را روی زمین گوشهای میگذارد و سیبزمینیها را از آتش میکشد بیرون.
– ولی خودش حسابی از خجالتت دراومده!
یک چای دیگر برای خودم میریزم.
واقعا لذیذ است توی این هوای خنک پاییزی.
– خیلی زبوندرازه، خیلیا! امشب برگشته به من میگه اگه خواهرتم چرا خواب بغلخوابیمو دیدی!
انگار گپ زدن با منصور سرحالم کرده.
اینکه او نزدیک شدن به بلوط را تایید میکند.
– راست گفته بچه خب!
– ولی افرا خیلی داره اذیت میشه دلم برای اونم میسوزه!
– چرا نمیفهمی احمق تو برای اون فقط یه وسیلهای!
خصومت افرا و منصور توی همین خانه شروع شد.
منصور از دخترهای خیلی راحت اصلا خوشش نمیآید.
به این رمان امتیاز بدهید
میانگین امتیاز / 5. شمارش آرا
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.











سپاس