خلاصه رمان دالان آتش:
گاهی يه اسم، يه عكس، يه آهنگ، میتونه پرتت كنه به ناشناختهترين جای ذهنت. جايی كه حالا آرامگاه صدها «خاطرهی خاموش» شده. خاطراتی كه بدون هياهو، يادآور روزای خاص زندگی هستن و براي بيدار شدن، فقط به يه تلنگر كوچيك احتياج دارن. يه تلنگر كوچيك كه میتونه حاصلش حلقه زدن اشك توی چشم يا افتادن لبخند روی لب باشه. يه وقتا كه اتفاقی اين خاطرهها بيدار میشن…
به این رمان امتیاز بدهید
میانگین امتیاز / 5. شمارش آرا
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.











