سایه لبش را گاز گرفت.
سخت بود اما باید زندگی می کردند.
-دست و دلم به هیچ کاری نمیره…!
عماد دستش را گرفت و فشرد.
-قربونت برم زندگی من امیدوار باش که خدا فقط داره امتحانمون کنه…!!!
سایه هق زد.
-ولی امتحان سختیه…!!!
عماد لبخند تلخی زد.
-بعضی وقتا زندگی همینقدر بی رحم میشه فدای چشمات بشم… پاشو یه آبی به دست و صورتت بزن و بیا واست خوراکی خریدم که بخوری…!!!
سایه نگاهش ناخودآگاه سمت خوراکی ها رفت و با دیدن پاستیل خندید…
-رستا عاشق این پاستیلای صورتی بود مخصوصا امیریل رو مجبور می کرد براش بخره اون بدبختم همیشه براش می خرید تا خاطر دلبرشون مکدر نشه…!!!
عماد دل به دلش داد.
-براش می خرید چون بعدش حوصله منت کشی رو نداشت… مگه نمی دیدی نیم وجب آدم چه به روز اون امیر بداخلاق می آورد…!
سایه بالاخره خندید…
-تقصیر خود امیر بود که لوسش کرده بود، رستام سوءاستفاده می کرد..
عماد سری تکان داد.
-امیر نازش رو می خرید تا برای مرد دیگه ناز نیاد…!!!
سایه حرفش را قبول داشت و عمده اخلاق های بد رستا به خاطر محبت و توجه های زیاد امیریل بود…
سایه حرفش را تایید کرد.
-رستا هم همیشه به دنبال جلب اعتماد امیر بود… بدون تایید اون قدم از قدم برنمی داشت…!
عماد نفسی کشید.
-نمی خوای بری خونه…؟!
سایه لب زیر دندان برد.
-تحمل خونه بدون رستا برام سخته…!!!
عماد نگران سایه بود.
-در حد یه استراحت کوتاه و دوش گرفتن… بهت قول میدم بعدش خودم بیارمت…!
سایه دو دل نگاهش کرد اما حق با عماد بود…
حداقل می رفت حمام می کرد و بر می گشت…
***
فرشته برای به هوش آمدن رستا، سفره حضرت ابوالفضل انداخته بود و تقریبا در و همسایه، دوست و آشنا را هم دعوت کرده بود که این بین حلیمه و دخترش هم آمده بودند و خیلی عادی داخل مجلس نشسته بودند…
حلیمه حتی به ظاهر هم خودش را ناراحت نشان نداد و با لبخند حرف میزد و همین حرکت خون به دل فرشته و بقیه می کرد البته که ستاره و سایه نبودند وگرنه خدا می دانست چه قشقرقی برپا می شد…
آخرهای مجلس بود و تقریبا همه داشتند می رفتند که فرشته بدون اینکه بخواهد حرف های حلیمه را شنید و فشارش بالا رفت به طوریکه خون توی صورتش هجوم برد…
-خدا جای حق نشسته… دختری که حیا نداره و اون طوری برای یه مرد دلبری می کنه و خودش رو به نمایش میزاره معلومه که مورد غضب خدا قرار می گیره و آخرش هم میشه اینی که می بینی…!!!
به این رمان امتیاز بدهید
میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 56
تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.













انشاالله همون خدا جواب این همه خبیثیو میده