رمان حورا پارت 119

5
(2)

 

 

 

با صورت مچاله شده از دردش عقب کشید، کمک کردن صورتش را بشوید. وقتی روی صندلی در همان دفتر کوچک نشاندمش، خانم عباسی، همان صاحب مزون با یک لیوان آب نبات برگشت:

 

_ چیشد دخترم، خوبی تو؟

 

لبخندی زدم و با گرفتن لیوان از دستش تشکر کردم:

_ خوبم…

 

زیرلبی زمزمه کرد و کمی از آب نبات داغ را مزه مزه کرد و نفس عمیقی کشید، مشکوک که نگاهش کردم، با چشمان نگرانش خیره‌ام شد:

 

_ حورا…ممکنه؟

 

همین کافی بود تا به ته ماجرا پی ببرم، کلافه چشم بستم و لب زدم:

_ چیکار کردی کیمیا؟

 

خانم عباسی که از پچ پچ‌هایمان فهمید حرفمان خصوصیست، با گفتن اینکه میرود تا انتخاب‌هایمان را نهایی کند، تنهایمان گذاشت:

 

_ رابطه داشتین؟

 

سر به تایید تکان داد، کلافه بازویش را کمی تکان دادم:

_ چرا جلوگیری نکردین؟

 

با حرص خیره‌ام شد:

_ چیکار کنم؟ اورژانسی خوردم، اما اونم میگه از جلوگیری خوشش نمیاد!

 

کلافه غریدم:

_ قرص که اونقدر قطعی نیست جلوگیری کنه!

 

شانه بالا انداخت، کمی سکوت بود که لب زدم:

 

_ حالا باز یه تست بده، امیدوارم نباشی، وگرنه اینبار دیگه قباد میفهمه، باید عروسی رو جلو بندازین!

 

چنگی به بازویم زد:

_ نه، نه…میندازمش!

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 4.3 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

19 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
چشم به راه جین شی
چشم به راه جین شی
4 ماه قبل

وای چه پر محتوا😍🥰

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

وحید گوه میخوره موقعی که کاری انجام میده به فکر بعدش نیست از جلوگیریی خوشش نمیاد غلط میکنه ……. بعد الان من نفهمیدم این واقعا ۱ پارت بود آخه کلا اینا رو هم دو خط هم نمیشه

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

چرا اینقدر چصی چصی پارت میدی اصلا مگه رمان اسمش حورا نیست ۹۹ درصد رمان شد کیمیا وحید اصلا به ما چه هر گوهی که میخوان وحید کیمیا بخورند الان موضوع حواست یا کیمیا یکی اینو بهم بگه

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

کیمیا چی میزنه مگه به همین راحتیه فکر کنم سه چهار ماه ام از سقط اون یکی نگذشته بعد بندازیش آخه مگه همینجوریه بعد بخواهی هم وحید نمیزاره

lilo
lilo
4 ماه قبل

اللههههههههه این چیهههه دیگه؟؟😐😐😐

....
....
4 ماه قبل

کیمیا شش بار بچه انداخته
فک کنم تا اخر رمان
هر ۱۰ قسمت یه بار یه بچه دیگه بندازه

کانی
کانی
4 ماه قبل

حس میکنم کیمیا میندازتش بعد رحمش ضعیف میشه و دیگه بچه دار نمیشه و مادر قباد از مادر وحید کلی حرف می‌شنوه و…..

جعفر
جعفر
پاسخ به  کانی
4 ماه قبل

دقیقااااا … اون موقع اس که اون مادر خراب میفهمه حورا چقد سنگینی حرف هاشو تحمل کرده …

لي لي
لي لي
4 ماه قبل

تو پارت بعد حورا نزنه تو صورتش يني خاک تو سرش
گوهاشونو ميخورن بعد يه موجود که شکل ميگيره خيلي راحت ميگن خب ميندازمش-_-
خب شوهر احمق تو غلط کرده ازجلوگيري خوشش نمياد اميدوارم اين سري که انداختش خدا ديگه بهش بچه نده

Tamana
Tamana
4 ماه قبل

اصلا کیمیا آدمهههه؟؟؟!!!😐😬

Mobina
Mobina
4 ماه قبل

سراسر چرت و بی محتوا

. .........Aramesh
. .........Aramesh
4 ماه قبل

وای چقدر زیاد بود چشام میسوزه یکی بهم قطره بده بزنم ب چشم تا کور نشدم

دریا
دریا
4 ماه قبل

فاز نویسنده چیه؟
الان بحث رو کیمیا و بچه انداختنشه؟ یا حورا؟! اصلا حورا و قباد به کجا رسیدن لاله چه گوهی میخوره کی بچش به دنیا میاد انگار نویسندم از بس دیر به دیر مینویسه اصل ماجرا فراموش کرده
یکی بیاد منو تفهیم کنه

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

خدایا این یه پارت بود؟؟؟؟؟؟

هیفا
هیفا
4 ماه قبل

خیلی طولانی بود

هکر قلبشم
هکر قلبشم
4 ماه قبل

عجب گیرایی

.....
.....
4 ماه قبل

اینقدر که این بچه میندازه اگه هردفعه یکیشو داده بود به حورا همه خوشبخت میشدن😂

Nasrin
Nasrin
پاسخ به  .....
4 ماه قبل

ما هم‌ علاف نویسنده و ادمین نبودیم 😬

ساناز
ساناز
پاسخ به  .....
4 ماه قبل

حق

دسته‌ها

19
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x