رمان حورا پارت 122

5
(3)

 

 

 

 

 

لباس را برداشتم و به ارامی تن کردم، رو به روی آینه ایستادم، برای بستن زیپش کمی سختم شد، اما بالاخره توانستم!

 

خیره‌ی خودم شدم و باز هم ان معاشقه‌ها در مغزم چیده شد، تنها مردی که من را لمس کرده بود و عاشقانه‌هایش را خرجم میکرد…

تنها مردی که کنارش ارام میشدم، کنارش همه چیز را تجربه کردم…

 

مگر گذشته‌ی من چه بود؟ جز یک سالن بلند و بزرگ، پر از تخت…

روزها خالی و شب‌ها کودکانی در خواب!

اینکه پدر نباشد، مادر نباشد…

هیچکس نباشد برای محبت کردن، قطعا قباد همه‌ی زندگی و خانواده‌ی من بود!

 

تنها کسی که همه چیز را با او اغاز کردم و همه‌ی زندگی‌ام شد…

مگر میشد دل کندن و فراموش کردن؟ تنها کسی بود که به من اهمیت داد، من را دوست داشت و کنارم ماند…

 

اینکه درون ان همه ادمی که در زندگی‌ام فقط رهگذر بودند، او امد و ماند، چندین سال…

میشد؟

منی که یتیم بودم و در یتیم‌خانه بزرگ شدم، جز همبازی‌های انجا هم کسی را نداشتم، جز همکلاسی‌ها کسی نبود…

 

راحت نبود گذشتن از قباد…

مطمئنم حتی اگر دوباره به سمتم قدم برمیداشت، در آغوشش فرو میرفتم…

 

در آینه خیره شدم و دوباره خاطرات به ذهنم هجوم آورد…

خودم را همان عروسی میدیدم که با شادی می‌خندید و با فکر به شب عروسی‌اش گونه‌هایش گلگون میشد از خجالت!

 

این روز ها را دیده بودم؟ ابدا…

حتی هنوز هم در جایی از پستوی ذهنم امیدوارم که کاش درست شود، کاش حقم را بگیرم…

 

چرخیدم و رو از خودم گرفتم، به ارامی دست به پشت کمر رساندم تا دوباره زیپ را باز کنم اما نمیشد…

قلبم درد میکرد، غمگین بودم و بغض ته گلویم لانه کرده بود!

عصبی هقی زدم و نوک انگشتم که به زیپ خورد، دستانم گرم شد…

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 4.3 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

9 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Kosar
Kosar
4 ماه قبل

تو کل این رمان یا کیمیا با وحید سکس دارع یا حورا باز داره با این لباس ور میرع. چرا چیز جدیدی نبینم.😐

مریم
مریم
4 ماه قبل

نویسنده عزیز وقتی کنار گذاشته میشی این خصلت طبیعی هست که از طرف متنفر میشی
چرا تو مخ تو نمیره اصرار به عاشقی داری
حورا کنار گذاشته شد تحقیر شد بعد میگی عاشقه ،این حماقته عشق نیست ،بفهم واقعی قلم بزن

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

چشم درد گرفتم چشام دیگه داره میسوزه وای چقدر بلند بود تعارف نکنیا کمترش کن چشام سوختتتت چقدر زیادند بوددد
خب درد لباس حورا به ما چه خاطرات حورا به ما چه اصلا میدونی رمان راجب چی بود اینو خودمونم میدونستم حورا بی کس کاره

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

چقدر محتواش خوب بود چقدر مفهوم داشت

هیفا
هیفا
4 ماه قبل

عجب پر محتواست

چشم به راه جین شی
چشم به راه جین شی
4 ماه قبل

عه وای 😍 باز یه پارت پر محتوای دیگه🥰🥰🥰🥰 نویسنده جون حس نمیکنی ده خط مینویسی زیادی مون بشه؟😍
بخدا راضی نیستیم انقدر زحمت میکشی مینویسی عسیسم😔🥰

تارا
تارا
4 ماه قبل

خاک بر سرت حورا
واقعا اصلا حالا دلم میخواد این حورا رو بزور پرت کنن از این خونه بیرون آدم اینقد کنه و مضخرفف

Yas
Yas
4 ماه قبل

از بس حورا احمقه. بعد از ۱۲۰قسمت هنوز خاطرات یتیم خانه رو میگه. ما واقعا مسخره شدیم. نظرمون هم که به یه طرف نویسنده

.....
.....
4 ماه قبل

چقدر کم

دسته‌ها

9
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x