رمان حورا پارت 123

4
(3)

 

 

 

 

شوکه به عقب چرخیدم، با قباد سینه به سینه شدم و قبل از انکه تعادلم را از دست بدهم و بیوفتم، دستش به دور کمرم پیچید، نگاهم در چشمان آرام و گرمش گره خورد.

دستم را روی سینه‌ی ستبرش گذاشتم تا فاصله بگیرم، اما محکمتر من را به خودش چسباند:

 

_ برای کی پوشیده بودی؟

 

اب دهانم را قورت دادم، اخم کردم و سعی کردم عقب بکشم:

_ برا هیچکس…تو اینجا چیکار میکنی؟

 

نگاهش به گردن و سینه‌ام برگشت، به ارامی لب زد:

 

_ تو تنت قشنگه…

 

قلبم انگار از صخره‌ای هزار متری به پایین پرتاب شود، همانگونه لرزید و سقوط کرد:

 

_ ممنون…میشه، میشه بری بیرون؟

 

اخم کمرنگی به پیشانی داد:

_ چرا؟ نمیتونم زنمو برای چند دیقه داشته باشم؟

 

با بغض خیره‌اش شدم، دیدم تار شد و شاید دید، چطور داخل شد و نفهمیدم؟

 

_ زنت خیلی وقته ازت طلاق عاطفی گرفته…میشه بری عقب؟

 

یکی از دستانش بالا امد و گرد گردنم شد، فشار نداد، نترسیدم…فقط نوازش کرد:

 

_ گفتی شرع و قانون رو رعایت نکردم، بینتون فرق گذاشتم…

 

پوزخندی زدم:

_ حالا که نمیتونی باهاش بخوابی؟

 

خیره‌ی چشمانم شد، به ارامی لب زد:

_ مهمه؟

 

بود؟ نبود؟ چرا نمیتوانم جواب دهم؟ چرا نمیدانم چه بگویم؟

 

_ من چی؟ برات مهمم؟

 

لبخند کجی زد:

_ همیشه بودی…

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 4.3 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…
اشتراک در
اطلاع از
guest

27 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
lilo
lilo
4 ماه قبل

هعیییی اره با این حرفا این حورای ساده رو خر میکنه بعد ک ب خواستش رسید ولش میکنه میره 😐 😐 😐

صدیقه
صدیقه
4 ماه قبل

بچها خدایی چقدر قباد آشغاله و حورا احمق که که لاله رو نمیتونه ترتیب بده امده سراغ این احمق اه اه اه

هیفا
هیفا
4 ماه قبل

خیلی مهمی تا وقتی که لاله حامله و ناتوان در….

آرام
آرام
4 ماه قبل

یعنی چی که نمیتونی جواب بدی حورای خاک بر سر
بهش بگو بره گم شه بیرون
قباد فقط بخاطر دستمالی کردن حورا وارد اتاق اون شده یعنی اگه بزاره که قباد لمسش کنه آبروی هر چی زنه برده

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

کاری نمیشه کرد جز تحمل

Tamana
4 ماه قبل

قطعا قباد مسته ک اینطوری حرف میزنه

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

قباد میتونم به جرعت بگم فقط هوس بازه الان که لاله بارداره نمیتونه کاری کنه یادش اومده یه زن داره که اسمش حوراست خداییش یکم انسانیت هم خوبه

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

چقدر نویسنده حورا دلارای طلوع گاشدند پارت بدید دیگه چقدر گشاد اید شما دیگه

♡ روا ♡
♡ روا ♡
4 ماه قبل

یه وقت فشارت نیوفته از بس پارت میدی واییی نگاه چقدر زیاد کور شدم از بس که تومار مینویسی اصلا

فلانی
فلانی
4 ماه قبل

من باید یکم عق بزنم

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

میشه از رمانای دیگه امشب پارت بدی این یکی خیلی کم بوذ

فشار خورنده رمان حورا
فشار خورنده رمان حورا
4 ماه قبل

فشار نیاد به نویسنده من نگرانشم

هاریکا
هاریکا
4 ماه قبل

یه حسی بهم میگه قباد به حورا تجاوز میکنه و حورا ازش حامله میشه بچه شونم دخترمیشه وای خدایا کاش حورا بچه خودشو به دنیا بیاره❤😍

Tina&Nika
Tina&Nika
پاسخ به  هاریکا
4 ماه قبل

اره درسته

آنشرلی دختری در مزرعه
آنشرلی دختری در مزرعه
4 ماه قبل

بعد سالالها..پارت خوبی بود

آدم معمولی
آدم معمولی
4 ماه قبل

این دیگه چیه ،اه😒🤬

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

حالا منکه خیلی رمان هارو دنبال نمیکنم ولی خدایی واسه طرفداراش کم بود
این فن نویسندگی هستش که باز میذارن تا طرف فکر کنه بهش ولی این دیگه زیاده رویه ۲ تا جمله هم گفته نشد

خواننده رمان
خواننده رمان
پاسخ به  خواننده رمان
4 ماه قبل

هم اسم من هستین خوشبختم😂

خواننده رمان
خواننده رمان
پاسخ به  خواننده رمان
4 ماه قبل

همچنین

کاربر
کاربر
4 ماه قبل

حورای احمق ، واقعا خیلی خره اگهددلش با قباد صاف بشه .

mina Alan
mina Alan
4 ماه قبل

سلام فاطمه جون خوبی قربونت
نی نی مون خوبه؟

mina Alan
mina Alan
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
4 ماه قبل

سلااااام فداتم منم خوبم 😘
راستش به یه مشکلی بر خوردم بخاطر همین


.....
.....
4 ماه قبل

مهم بودن برای قباد مساوی است با خوابیدن باهاش:)))

....
....
پاسخ به  .....
4 ماه قبل

بیش از حد حق بود:)

تارا فرهادی
تارا فرهادی
4 ماه قبل

میخوام ندی صد سال سیاه پارت😒

دسته‌ها

27
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x