رمان حورا پارت 127

5
(3)

 

 

 

 

 

ان که دیشب تنم را طواف داد که بود پس؟

مگر همین قباد نبود؟ بوسه‌ها؟ ان گرمای…

گرمایی نبود! از یاد بردم صداهای ذهنم را؟

پاهایش را از تخت پایین گذاشت:

 

_ قباد؟

 

نیم نگاهی به سمتم انداخت:

_ بله؟

 

دیشب نگفته بود جانم؟ اب دهانم را قورت دادم و کمی به سمتش خم شدم:

_ چیشد قباد؟ دیشب…

 

_ دیشب چی؟ مگه خودت همینو نمیخواستی!

 

ابروهایم بالا پرید:

_ من؟

 

در حالی که شلوارش را میپوشید خونسرد نگاهی به سویم انداخت:

 

_ پس کی؟ من بودم از رفع نیاز همسر و شرع و تبعیض قائل نشدن میگفتم؟ گفتی برات کم گذاشتم؟ خب…خرجیتو که میدم، یه سکسه که بیا، میخوای هر هفته بیام بکنمت برابر شه؟

 

قلبم داشت به سینه‌ام چنگ می‌انداخت و مغزم داشت قلب دیوانه را سرزنش میکرد!

دستم را روی سینه‌ام گذاشتم:

 

_ اما…دیشب گفتی، گفتی برات مهم بودم…همیشه…

 

از جا برخاست و پیرهنش را از روی تاج تخت برداشت:

_ گفتم بودی…همیشه بودی، نگفتم هستی!

 

اب دهانی که قورت داده نمیشد را با چنگ زدن گلویم سعی کردم پایین دهم، اما نشد انگار…

چیزی میان گلویم گیر کرده بود که میخواستم بیرونش بکشم اما نمیشد…

 

اشک به چشمانم هجوم اورد و صدای در من را به خودم اورد…

رفته بود، رفته بود و بار دیگر قلبم ترک برداشت…رفته بود و بار دیگر زخم زد به این تن عاشق…

 

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۲ ۲۳۱۵۱۳۵۵۲

دانلود رمان دروغ شیرین pdf از Saghar و Sparrow 5 (2)

11 دیدگاه
    خلاصه رمان :         آناهید زند دانشجوی پزشکی است او که سالها عاشقانه پسر عمه خود کاوه را دوست داشته فقط به خاطر یک شوخی که از طرف دوست صمیمی خود با کاوه انجام میدهد کاوه او را ترک میکند و با همان دختری که…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
download

رمان رویای قاصدک 5 (1)

5 دیدگاه
  دانلود رمان رویای قاصدک خلاصه : عشق آتشین و نابی که منجر به جدایی شد و حالا سرنوشت بعد از دوازده سال دوباره مقابل هم قرارشون میده در حالی که احساسات گذشته هنوز فراموش نشده‌!!!تقابل جذاب و دیدنی دو عشق قدیمی…ایلدا دکترای معماری و استاد دانشگاه موفق و زیبایی…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۶ ۱۰۴۸۲۴۸۹۶

دانلود رمان نشسته در نظر pdf از آزیتا خیری 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     همه چیز از سفره امام حسن حاج‌خانم شروع شد! نذر دامادی پسر بزرگه بود و تزئین سبز سفره امیدوارش می‌کرد که همه چیز به قاعده و مرتبه. چه می‌دونست خانم‌جلسه‌ایِ مداح نرسیده، نوه عموی حاجی‌درخشان زنگ می‌زنه و خبر می‌ده که عزادار شدن! اونم…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۴۵۰۶۴۴۶

دانلود رمان بن بست pdf از منا معیری 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     دم های دنیا خاکستری اند… نه سفید نه سیاه… خوب هایی که زیر پوستشون خوب نیست و آدمهایی که همه بد میبیننشون و اما درونشون آینه است . بن بست… بن بست نیست… یه راهه به جایی که سرنوشت تو رو میبره… یه…
IMG 20240622 010718 301 scaled

دانلود رمان هیچ ( جلد اول ) به صورت pdf کامل از مستانه بانو 3.8 (5)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان :   رفتن مرصاد همان و شکستن باورها و قلب ترمه همان. تار و پودش را از هم گسسته می دید. آوارهای تاریک روی سرش سنگینی می کردند. “هیچ” در دست نداشت. هنوز نه پدرش او را بخشیده و نه درسش تمام شده که…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 4.4 (8)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۰۷۱۸۶

دانلود رمان همقسم pdf از شهلا خودی زاده 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       توی بمباران های تهران امیرعباس میشه حامی نیلوفری که تمام کس و کار خودش رو از دست داده دختری که همسایه شونه و امیر عباس سال هاست عاشقشه … سال ها بعد عطا عاشق پیونده اما با ورود دخترعموی بیمارش و اصرار…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۸ ۱۱۲۶۴۰۲۰۲

دانلود رمان سرپناه pdf از دریا دلنواز 0 (0)

بدون دیدگاه
خلاصه رمان :       مهشیددختری که توسط دوست پسرش دایان وبه دستورهمایون برادرش معتادمیشه آوید پسری که به خاطراعتیادش باعث مرگ مادرش میشه وحالاسرنوشت این دونفروسرراه هم قرارمیده آویدبه طور اتفاقی توشبی که ویلاشو دراختیاردوستش قرارداده بامهشید دختری که نیمه های شب توی اتاق خواب پیداش میکنه درگیر…
اشتراک در
اطلاع از
guest

31 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ساناز
ساناز
7 ماه قبل

قباد اصلا حورا رو دوست نداره پس نویسنده هیچ جوره نمیتونه قباد رو عاشق نشون بده بعدا .
اگه یهو یچیزی شد ک دوباره برگشتن بهم واقعا مسخره و چرته

. .........Aramesh
. .........Aramesh
7 ماه قبل

واقعا نمیدونم چی بگم فقط اینو میدونم دلم بد گرفت

♡ روا ♡
♡ روا ♡
7 ماه قبل

واقعا دیگه دلم واسه حورا نمیسوزه شخصیتشو از دست داد با این دو پارت الکی حورا خله خل

صبام
صبام
7 ماه قبل

حقته زنیکه احمق خنگ بی درک و فهم طرف درت گذاشت بعد رید به هیکلت و شخصیتت اون وقت تو هنوز امید واری؟ بخدا مریضی بدبختع خود تحقیر ناتوان😐

[:
[:
7 ماه قبل

اصکلیه این دختر ت دنیا تکه:/

صدیقه
صدیقه
7 ماه قبل

خدایی نویسنده یکم پارت ها رو بلند تر بنویس هر دو روز یکبار و اینقدر کم یکم تکون بخور آخرش رو بیار الکی داری کشش میدی جدی خیلی طولانیش داری میکنی

Roya
Roya
7 ماه قبل

آدم آنقدر کثیف واقعا حرف برای گفتن نمی ماند این رمان واقعا دیگر ارزش خواندن نداره

Mamanarya
Mamanarya
7 ماه قبل

حقته حقته حقته حقته حقته کثافت کی میخای بفهمی آخه… کاش بد تر بهت میگفت تا بلکه مغز پوکت ب کار بیفته

beniz4528
beniz4528
7 ماه قبل
نویسنده خنگ
beniz4528
beniz4528
7 ماه قبل

دیوانه

beniz4528
beniz4528
7 ماه قبل

نویسنده خوبی نیست .یا از حورا میگه یا از کیمیا .طرز فکر اون دو نفر لاله وقباد چیزی نمیگه

beniz4528
beniz4528
7 ماه قبل

لطفا از اون طرف هم بگه منظورم قباد از طرز فکرش

آدم معمولی
آدم معمولی
7 ماه قبل

دوستان عزیز اینقدر هیت ندید اتفاقا بنظر من خوب شد اینجوری حورا فهمید کسی که دوستش داشته دیگه مرده و دیگه تغییر می کنه و برای خودش مسیره دیگه ای رو می‌ره

Bahareh
Bahareh
پاسخ به  آدم معمولی
7 ماه قبل

عمرا اگه حورا به خودش بیاد خیلی رومخه.

آدم معمولی
آدم معمولی
7 ماه قبل

قلب من سوخت چه برسه به حورا 🥺💔

lilo
lilo
7 ماه قبل

قباد لجن 😐 😐 😐 😐 😐

مریم
مریم
7 ماه قبل

قطعا نویسنده دیوانه است .با این چرندیات فقط ذهن مریضش رو نشون میده
ما چرا می‌خونیم

دیانا
دیانا
پاسخ به  مریم
7 ماه قبل

چون نویسنده داره تمام تلاشش میکنه تا حورا از قباد نا امید بشه و بر پی زندگیش

آدم معمولی
آدم معمولی
پاسخ به  مریم
7 ماه قبل

این رمان مال نویسنده است هرجور دوست داره می‌نویسه تمایل نداری نخون

آخرین ویرایش 7 ماه قبل توسط آدم معمولی
نگار
نگار
7 ماه قبل

وای خدا لعنتت کنه چ افتضاحی شد

رهگذر
رهگذر
7 ماه قبل

قلب حورا نه دیگه این قلب منه که داره میشکنه لطفا توهین به حورا و احساستشو تموم کن

مریم
مریم
7 ماه قبل

خفه شو نویسنده عوضی دیوانه
یه مشت چرندیات وتخیلات ذهن مریضت رو میدی به خورد ما

مادر قباد😂
مادر قباد😂
7 ماه قبل

عرررر😂😂😂چرا من‌خندم میگیره

آدم معمولی
آدم معمولی
پاسخ به  مادر قباد😂
7 ماه قبل

مادر قباد خوشبختم😂😂

لی لی
لی لی
پاسخ به  مادر قباد😂
7 ماه قبل

دلیل خندت تو اسمته😂

دسته‌ها

31
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x