رمان حورا پارت 192

4.3
(186)

 

 

 

 

 

 

نفس عمیقی کشید، سری به تایید تکان داد و درب سمت خودش را باز کرد:

_ پس بفرمایید، کیمیا چکاپ داره، بعدش یه جایی هست بریم بهتون نشون بدم!

 

خوشحال از اینکه در معاینه‌ی کیمیا همراهم کرده بودند، به دنبالشان پیاده شدم:

_ چه جایی هست؟

 

کیمیا به جا وحید دستم را گرفته و نیشش را شل کرد:

_ یه جا که قراره داداشم دنیا رو زیر و رو کنه ام پیدات نکنه!

 

از حرفش خندیدم، هیچوقت فکرش را نمی‌کردم یک روز با کیمیا پشت برادرش را با حرف ببندیم و پنهانی از او کاری کنیم!

عروس و خواهرشوهر، علیه داماد دست به یکی کنند، قشنگ بود، برای من قشنگ بود!

 

وارد ساختمان پزشکان شدیم، به دنبال مطب کیمیا، انگار دکتر دیگری انتخاب کرده بود، وقتی پرسیدم هم، با چشم اشاره‌ای به وحید که سر در گوشی برده بود، کرد.

 

حالا یا میگفت جلوی وحید چیزی نگویم، یا منظورش این بود که وحید نگذاشته و خودش دکتر انتخاب کرده!

بهرحال چندان مهم هم نبود، همینکه وحید نمیفهمید من باردارم کافیست، چون محال است در این صورت به قباد نگوید!

 

حق هم دارد، باز هم و همیشه حق را به وحید میدهم، مرد عاقل و داناییست…

تصور کن من تنهایی چگونه فرزندم را بزرگ کنم؟ خدا میداند چگونه خواهد گذشت!

اصلا اگر بعدا شکمم برآمده شود و وحید ببیند، شاید بخاطر اینکه از او پنهان کرده‌ایم به قباد خبر دهد، نه؟

 

با باز شدن درب آسانسور افکار مالیخولیایی را کنار زده بیرون رفتیم، در مطب دکتر باز بود.

داخل که شدیم، هیچکس نبود، جز منشی!

 

بعد از صحبت‌های اولیه، کسب اجازه‌ی ورود گرفتند، هنوز چیزی از هیکل کیمیا مشخص نبود اما کمی تپل‌تر شده بود، انگار وحید خوب به خورد و خوراکش میرسید!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 186

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (10)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
اشتراک در
اطلاع از
guest

7 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
...
...
1 ماه قبل

وحید مرد خوبیست
نکند بفهمد و به قباد بگوید؟
اینا توی کل پارتا هستش احیانا؟؟
نویسنده فهمیدیم بسه
بابا حداقل کوتاه پارت می‌دی طوری بنویس که رمان یکم جلو بره

آخرین ویرایش 1 ماه قبل توسط Bakakan
بانو
بانو
1 ماه قبل

پروردگارا عمر با عزت بده بهمون تا این رمان تموم بشه بعد خاکمون کنن حداقل 😩😩🤦🤦🤦

چشم به راه جین شی
چشم به راه جین شی
1 ماه قبل

نویسنده عزیز قلمت و طرز نوشتنت هم پس رفت کرده یعنی چی کسب اجازه 😐

حنا
حنا
1 ماه قبل

کاش رمان دلارای تموم بشه
رمان حورا نابود بشه
طلاعم شکر خدا تموم شد
اووکادو و هامینم اشتراکی شد خداروشکر
رمان مرولین چیه اونم نابود بشه هم چرته هم پارت گذاری افتضاح و نامنظم
یه رمان رزهای وحشی و آبشار طلایی و آوای توکا به شرط ادامه ی درست پارت گذاری خوب بمونه خیرشون ببینید
سکوت تلخم کاش عین حورا نشه مورچه ای پیش میره و هیچ چیز جدیدی وارد داستان نمیشه،اگر قراره عین حورا باشه نابود بشه

سارا
سارا
پاسخ به  حنا
1 ماه قبل

خدا نکشتت 😂😂ولی خوب گفتی زنده باشی موافقم با نظرت عزیزم ،پروسه تکراری خسته کننده اس قاعدتا”

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  حنا
1 ماه قبل

+++

♡ روا ♡
♡ روا ♡
1 ماه قبل

واییی خدایش نویسنده حداقل می‌خواهد مصرف کنه جنس خوب بگیره
میگه معلوم است وحید خوب به خورد خوراک کیمیا رسیده است اییی خدااا معلومه وحید اهمیت میده مگه همه قبادن که لا پ.ا فقط واسشون مهم باشه

آخرین ویرایش 1 ماه قبل توسط فاطمه موحدی

دسته‌ها

7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x