رمان حورا پارت 198

4.3
(187)

 

 

 

 

 

 

آن روز را تا عصر در آنجا ماندیم، وحید کمی در فکر بود اما رفتار بدی هم نداشت، مرد با درکی بود، زود با مشکلات کنار می‌آمد و راه منطقی‌تر را میپذیرفت!

 

برای همین هم قرار بر این شد که من طی چند روز کارهایم را اماده کنم، نامحسوس وسایل جمع کنم، دکتر بروم و مشورت کنم، پیگیر کار دانشگاه و درس و آزمون‌ها باشم، و مهم‌تر از همه، به دنبال ان ورق ازمایش نحس!

 

چمدان را با اخرین کتابی که درونش گذاشتم بستم، فردا لاله برای چکاپ شش ماهگی‌اش میرفت، قباد هم همراهش بود، از ان سو هم مادرش گفته بود به خانه‌ی خواهرش میرود و بهترین فرصت برای رفتن، همان فردا بود!

 

چمدان را برداشته در کمد خالی گذاشتم، همه چیزهای ضروری را جمع کرده بودم، همه‌ی لباس‌های مورد نیازم، کتاب‌ها، لوازم شخصی و هر پس انداز و کارت اعتباری‌ای که به نام خودم باشد!

 

مطمئنا قباد بعد از رفتنم متوجه شود کارت او را هم برده‌ام مسدودش میکند، پس این راه را به او ندهم بهتر است! نمیخواهم خیال کند با چنین چیزهایی برمی‌گردم یا محتاجش میشوم!

 

بهتر است در مشکلات خودش داغ ببیند و بسوزد!

 

روی تخت مینشینم و به برگه‌ی آزمایش خیره میشوم، نمیدانم شانس با من یار بود، یا که بدشانس بودم!

بدشانس بودم که دیر فهمیدم، دیر شد همه چیز، خودم سادگی کردم، حماقت کردم…

شایدم شانس داشتم که این ازمایش حالا دست من بود، میشد در بدترین برهه‌ی زمانی لاله را نابود کرد…

 

هرچند، من اگر حرف‌های لاله را ان روز پشت تلفن نمیشنیدم، مسلما باز هم شک داشتم به این ازمایش، ازمایشی که میگفت قباد فقط ده درصد احتمال باروری دارد، و ان ده درصد پس از سه سال، نصیب منی شد که جراحی کیست داشتم و درمان شدم!

 

حالا لاله با دو ماه همسر قباد بودن نمیتواند سریع باردار شود! اگر اینبار قباد کمی عاقل باشد، ببیند، چشم باز کند و دقت به خرج دهد، حقایق را خواهد دید، اما آنگاه دیگر من نیستم!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 187

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20240424 143525 898

دانلود رمان هوادار حوا به صورت pdf کامل از فاطمه زارعی 5 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   درباره دختری نا زپروده است ‌ک نقاش ماهری هم هست و کارگاه خودش رو داره و بعد مدتی تصمیم گرفته واسه اولین‌بار نمایشگاه برپا کنه و تابلوهاشو بفروشه ک تو نمایشگاه سر یک تابلو بین دو مرد گیر میکنه و ….      
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 2.7 (3)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

7 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
♡ روا ♡
♡ روا ♡
1 ماه قبل

قباد ول کن لامصب به خودت فکر کن به آینده ات به بچه ای که نه پدرش نه خودش بدردت میخورن و آینده ات خراب میکنن

♡ روا ♡
♡ روا ♡
پاسخ به  ♡ روا ♡
1 ماه قبل

مرسی از راهنماییت بله درسته ولی هر نیت هم که داشته باشه باید تهش زجر بکشه چون با احساسات یه دختر بازی کرد

نام نامدار
نام نامدار
1 ماه قبل

مردشورتو ببرن حورا که جون به جونت کنن فکر و ذهنت قباد آخه لامصب تو غرور نداری عزت نفس نداری یکم هم به فکر حال خودت باش بدبخت هر کی جات بود تا الان صد دفعه رفته بود حتی به مردن قباد راضی هر چند عاشق باشی

‌‌‌‌
‌‌‌‌
1 ماه قبل

وقتی رمانو میخونم حس میکنم دارم انشا ی بچه کلاس چهارمی رو میخونم

camellia
camellia
1 ماه قبل

نویسنده عزیز و ادمین محترم,یه مطلب رو می خوام بگم من مدتیه دیگه این رمان رو دنبال نمی کنم,امروز که داشتم سایت رو چک میکردم,دیدم دو پارت هست,نظرات رو نگاه کردم,نسبت به زمانی که من می خوندم خیلی افت کردند,اگر اینطور ادامه بدید,خواننده هاتون رو از دست میدید,اگر که البته براتون مهمه.

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  camellia
1 ماه قبل

نویسنده نظرات رو نمیخونه
ادمین هم اگ رمان رو دیگ نزاره بقیه شاکی میشن

اشک
اشک
1 ماه قبل

همش داره از خصوصیات وحید خر و حماقت خود خرش میگا. نویسنده علاقه خاصی ب توصیف داره رمانو نمیبره جلو؟

دسته‌ها

7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x