رمان سکوت تلخ پارت 13

4.5
(187)

 

 

 

 

چشمانش گرد میشود از تعجب و در مقابل، لبخندِ روی لبهای هاکان عمق بیشتری میگیرد …

 

هر چند که گفته اش بخاطر حضور نوچه میرزا رضا در کنارشان بود اما چندان

دروغ هم نگفته بود.

 

دخترک واقعا زیبا شده بود .

 

– خیلی منتظر موندی؟

 

مانلی به خود آمده چشم از نگاه مرد می دزدد

 

– نه به موقع رسیدی ..

 

هاکان سر تکان میدهد و قبل از رفتن دست در جیب شلوار فرو برده و دو تراول بیرون میکشد

 

قدمی به سمت کیارش برمیدارد

 

دو تراول در دستش را تا کرده و در جیب پیراهن کیارشی که شوکه و حیران مانده بود فرو میکند

 

– انعامت

 

می گوید

 

مانلی بهت زده به تصویر پیش رویش و کیارشی که خشک مانده بود زل میزند و اما هاکان است که دست پشت کمرش قرار داده و به سمت اتومبیل خود هلش میدهد

 

#پارت_پنجاه‌وسه

 

درب سمت شاگرد را برایش باز میکند و مانلی اما همچنان نگاه از کیارش برنمیدارد

 

– سوار شو عزیزم

 

کیارش خشکش زده بود

 

آن مردک به او پول داده بود؟

 

انعام؟

 

انعام چی؟

 

مردمک های چشمانش تکانی میخورد …

 

سلول های خاکستری مغزش تازه به جنب و جوش می افتند

 

دست مشت میکند ، ابرو درهم میکشد و قصد دارد به سمت هاکان رود که او با فشار پا به روی پدال گاز حرکت میکند ..

 

– چرا اینکارو کردی!؟

 

با صدای مانلی هاکان که نگاهش به روبرو بود و در عین حال گوش به حرف دخترک میداد میپرسد

 

– ‌کدوم کار؟

 

– به کیارش بهش پول دادی ..!

 

#پارت_پنجاه‌وچهار

 

نگاه هاکان به طرفش کشیده میشود

 

– کیارش دیگه کدوم خریه؟

 

دهان مانلی باز مانده بود

 

هنوز در بهت بود

 

او به کیارش انعام داده بود؟

 

به او میگفت خر؟

 

– چته تو؟

 

– اونی که بهش پول دادی پسر خاله ام بود …

 

هاکان لحظه ای سردرگم میماند و سپس به زیر خنده میزند

 

– سر و وضعش بیشتر شبیه پادوهای میرزا بود که …

 

میتوانست قیافه برزخی کیارش و حالش را بی کم و کاست تصور کند

 

قطعا تا به الان سکته کرده بود

 

هاکان او را نوچه میرزا خوانده و انعامش داده بود …

 

خنده اش میگیرد

 

از هاکان ممنون بود

 

کاری با کیارش کرده بود که قطعا تا آخر عمرش فراموش نمیکرد

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 187

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 230118 380

دانلود رمان مهره اعتماد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     هدی همت کارش با همه دخترای این سرزمین فرق داره، اون یه نصاب داربست حرفه ایه که با پسر عموش یه شرکت ساختمانی دارن به نام داربست همت ! هدی تمام سعی‌اش رو داره میکنه تا از سایه نحس گذشته ای که مادر…
3

رمان جاوید در من 0 (0)

3 دیدگاه
  دانلود رمان جاوید در من خلاصه : رمان جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود.
IMG 20230123 235641 000

دانلود رمان روزگار جوانی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   _وایسا وایسا، تا گفتم بریز. پونه: بخدا سه میشه، من گردن نمیگیرم، چوب خطم پره. _زر نزن دیگه، نهایتش فهمیدن میندازی گردن عاطی. عاطفه: من چرا؟ _غیر تو، از این کلاس کی تا حالا دفتر نرفته؟ مثل گربه ی شرک نگاهش کردم تا نه…
149260 799

دانلود رمان سالوادور به صورت pdf کامل از مارال میم 5 (3)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:     خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تال طم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و مابین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، می جنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید… از سختی هایش جوانه…
دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی

دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی خلاصه رمان: داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار، روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری می‌کنند؛ آروکو در ایران و دیاکو در دبی! آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4.2 (5)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۴ ۲۱۴۷۲۱۹۷۸

دانلود رمان کنار نرگس ها جا ماندی pdf از مائده فلاح 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان : یلدا پزشک ۲۶ ساله ایست که بخاطر مشکل ناگهانی که برای خانواده‌اش پیش آمده، ناخواسته مجبور به تغییر روش زندگی خودش می‌‌شود. در این بین به دور از چشم خانواده سعی دارد به نحوی مشکلات را حل کند، رویارویی او با مردی که در گذشته درگیری…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۲۲۱۱۲۰۷۸۶

دانلود رمان دریچه pdf از هانیه وطن خواه 0 (0)

بدون دیدگاه
خلاصه رمان :       داستان درباره زندگی محياست دختری كه در گذشته همراه با ماهور پسرداييش مرتكب خطايی جبران ناپذير ميشن كه در اين بين ماهور مجازات ميشه با از دست دادن عشقش. حالا بعد از سال ها اين دو ميخوان جدای از نگاه سنگينی كه هميشه گريبان…
۱۶۰۵۱۰

دانلود رمان تموم شهر خوابیدن 0 (0)

3 دیدگاه
    خلاصه رمان:       درمانگر بيست و چهارساله ای به نام پرتو حقيقی كه در مركز توانبخشی ذهنی كودكان كار می‌كند، پس از مراجعه ی پدری جوان همراه با پسرچهارساله اش كه به اوتيسم مبتلا است، درگير شخصيت عجيب و پرخاشگر او می‌شود. كسری بهراد از نظر…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

10 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
لی لی
لی لی
4 ماه قبل

وای چقد خندیدم سرش:)

علوی
علوی
4 ماه قبل

جالب بود.

ممنون

فاطمه‌جان

وقتی اینجوری پارت می‌دی،

اینجوری هم کامنت می‌دن مردم 😉 😉 😁 😁 😁 😁

آخرین ویرایش 4 ماه قبل توسط علوی
ماهی
ماهی
4 ماه قبل

هاکان دمت گرممم

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

به افتخار هاکان👏👏👏
خیلی خوب بود،ولی چرا اینقدر کممممممم؟؟!!

نرگس
نرگس
4 ماه قبل

خیلی خیلی کم بود

نام نامدار
نام نامدار
4 ماه قبل

فاطی جون رمان آبشار طلایی رو نمیزاری؟؟؟؟

خواننده رمان
خواننده رمان
4 ماه قبل

خوب کیارشو سوزوند😂
فاطمه جان چرا اینقدر کم نکنه اینم شده مثل حورا

نام نامدار
نام نامدار
4 ماه قبل

وای خیلی باحال بود 😁

Bahareh
Bahareh
4 ماه قبل

دم هاکان خان گرم👍🏻👍🏻

آدم ساده
آدم ساده
4 ماه قبل

آورین به هاکان خانمون😍😍

دسته‌ها

10
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x