رمان سکوت تلخ پارت 37

4.5
(171)

 

 

 

 

حالت نگاهش تغییر کرده بود

 

جدی بود و تهدید آمیز

 

طوری که کمی ترسیده بودم …

 

البته که حق هم داشتم

 

این طرز نگاه ترس هم داشت .

 

چشم از چهره رنگ وا داده ام برمیدارد و سمت کمد می رود..

 

تیشرتی به تن میکشد

 

دستش که سمت شلوارش می رود نگاه می دزدم و به سرعت پشت به او می چرخم .

 

چند دقیقه که که میگذرد سمتم می آید .

 

– خیلی باهاشون گرم نگیر …

مامان اگه چیزی در رابطه با دیشب ازت پرسید بگو مشکلی نداری همه چیز خوب بوده ..

 

زیر نگاه خیره اش سر تکان میدهم

 

دست میگذارد پشت شانه هایم و به جلو هدایتم میکند

 

در اتاق را باز میکند و بیرون می آیم

 

هم قدم با هم در حالی که دست او پشت کمرم جلو گرفته است به سمت پذیرایی می رویم

 

چشمم که به جماعتشان می افتاد

از طرز نگاهشان

رنگ به رنگ میشوم

 

خجالت میکشم و اما هاکان خونسرد احوال پرسی میکند .

 

 

او روی مبل می نشیند …جا برایم باز میکند و پیش چشم همه با لحنی عاری از خجالت خطاب به من می گوید

 

– بشین عزیزم …

طلا خانم زحمت پذیرایی رو میکشه!

 

#پارت_صدوبیست‌وهفت

 

در کنارش روی مبل می نشینم

 

خجالت زده بودم

 

ما غلطی نکرده بودیم اما

 

حضور یک ایل آدم

 

آن هم از خانواده او معذبم کرده بود

 

آمده بودند که چه شود؟

 

چه لزومی داشت صبح اول وقتِ شب بعد از عروسی ، حاج کمال به اینجا بیاید؟

 

حداقل زمان دیگری می‌آمد!

 

برای شام مثلا …

 

سر صبح آمده بودند که چه شود؟

 

میخواستند از حجله عروس و داماد مطمئن شوند؟

 

– برنامه ماه عسلتون چیه؟

 

کمال خان میپرسد

 

من مات میمانم

گیج میشوم و هاکان اما توضیح میدهد

 

– فعلا درموردش حرفی نزدیم …

 

– پابوس آقا رفتن حرف نمیخواد پسرجان ، وحید براتون بلیط گرفته …فردا شب پرواز دارید…

 

#پارت_صدوبیست‌وهشت

 

انقباض فک هاکان را…

 

مشت شدن دستش را حس میکنم ..

 

زیر چشمی نگاهش میکنم و اوست که در جواب می گوید

 

– برنامه ما واسه فردا جور نیست حاجی ، سر وقتش میریم

 

حاج کمال بود که بی آنکه ذره ای از موضعش پایین بیاید

 

با لحنی که زور تهدید در آن می چربید می گوید

 

– جورش کن پسرم …

وقتش الانه …

رو خیر و صلاح بزرگترت که قرار نیست نه بیاری؟

 

طرز نگاه هاکان می ترساندم

 

قطعا اگر در این لحظه کارد میزدی خونش در نمی امد

 

تماما سرخ شده بود.

 

حاج کمال هم دست از آن نگاهش برنمیداشت.

 

هر چند که خوشحال بودم حال او را گرفته است اما خب مسئله این بود که در این ماه عسلی که حرفش را زده بودند من هم باید حضور پیدا میکردم.

 

طلا خانم که با سینی چایی به پذیرایی می اید جو سنگین ایجاد شده در فضا از بین می رود.

 

گپ و گفتگو باز هم از سر گرفته میشود و این هاکان است که برمی خیزد و بی انکه حتی عذرخواهی کند به سمت آن اتاق می رود

 

اتاقی که سارا در آنجا بود.

 

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 171

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۸ ۰۵۳۰۳۳۸۰۹

دانلود رمان شهر بی یار pdf از سحر مرادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :     مدیرعامل بزرگترین مجموعه‌ی هتل‌‌های بین‌الملی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمه‌های سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم رابطه‌ی ممنوعه‌اش با مهمون ویژه‌ی اتاقِ vip هتلش به دست دخترتخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و…؟   «برای خوندن این…
IMG 20230129 003542 2342

دانلود رمان تبسم تلخ 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       تبسم شش سال بعد از ازدواجش با حسام، متوجه خیانت حسام می شه. همسر جدید حسام بارداره و به زودی حسام قراره پدر بشه، در حالی که پزشکا آب پاکی رو رو دست تبسم ریختن و اون از بچه دار شدن کاملا…
IMG 20240425 105233 896 scaled

دانلود رمان سس خردل جلد دوم به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 4.2 (5)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان :   ناز دختر شر و شیطونی که با امیرحافط زند بزرگ ترین بوکسور جهان ازدواج میکنه اما با خیانتی که از امیرحافظ میبینه ، ازش جدا میشه . با نابود شدن زندگی ناز ، فکر انتقام توی وجود ناز شعله میکشه ، این…
photo 2017 04 20 14 37 49 330x205 1

رمان ماه مه آلود جلد دوم 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان ماه مه آلود جلد دوم   خلاصه : “مها ” دختری مستقل و خودساخته که تو پرورشگاه بزرگ شده و برای گذروندن تعطیلات تابستونی به خونه جنگلی هم اتاقیش میره. خونه ای توی دل جنگلهای شمال. اتفاقاتی که توی این جنگل میوفته، زندگی مها رو برای همیشه…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۵۴۸۵۵

دانلود رمان سیاهپوش pdf از هاله بخت یار 3 (1)

5 دیدگاه
    خلاصه رمان :   آیرین یک دختر شیطون و خوش‌ قلب کورده که خانواده‌ش قصد دارن به زور شوهرش بدن.برای فرار از این ازدواج‌ اجباری،از خونه فراری میشه اما به مردی برمیخوره که قبلا یک بار نجاتش داده…مردِ مغرور و اصیل‌زاده‌ایی که آیرین رو عقد میکنه و در…
IMG 20240503 011134 326

دانلود رمان در رویای دژاوو به صورت pdf کامل از آزاده دریکوندی 3.6 (5)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان: دژاوو یعنی آشنا پنداری! یعنی وقتایی که احساس می کنید یک اتفاقی رو قبلا تجربه کردید. وقتی برای اولین بار وارد مکانی میشید و احساس می کنید قبلا اونجا رفتید، چیزی رو برای اولین بار می شنوید و فکر می کنید قبلا شنیدید… فکر کنم…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۲۰۰۵۳۸۹

دانلود رمان ماهت میشم pdf از یاسمن فرح زاد 0 (0)

12 دیدگاه
  خلاصه رمان :       دختری که اسیر دست گرگینه ها میشه یاسمن دختری که کل خانوادش توسط پسرعموی خشن و بی رحمش قتل عام شده. پسرعمویی که همه فکر میکنن جنون داره. کارن از بچگی یاسمن‌و دوست داره و وقتی متوجه بی میلی اون نسبت به خودش…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۲ ۱۴۳۷۵۸۲۶۲

دانلود رمان نذار دنیا رو دیونه کنم pdf از رویا رستمی 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:     ازدختری بنویسم که تنش زیر رگبار نفرت مردیه که گذشتشو این دختر دزدید.دختریکه کلفت خونه ی مردی شدکه تا دیروز جرات نداشت حتی تندی کنه….روزگار تلخ می چرخه اما هنوز یه چیزایی هست….چیزایی که قراره گرفتار کنه دختریرو که از زور کتک مردی سرد و…
InShot ۲۰۲۳۰۵۳۱ ۱۱۰۹۳۹۲۵۷

دانلود رمان گناهکار pdf از فرشته تات شهدوست 0 (0)

12 دیدگاه
  خلاصه رمان :       زندگیمو پر از سیاهی کردم. پر از نفرت و تاریکی..فقط به خاطر همون عذابی که همیشه ازش دَم می زد. انقدر که برای خودم این واژه ی گناهکار رو تکرار کردم تا تونستم کاری کنم بشه ملکه ی ذهن و روح و قلبم.اون…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۳۹۲۱۳۶۸

دانلود رمان لهیب از سحر ورزمن 0 (0)

2 دیدگاه
    خلاصه رمان :     آیکان ، بیزینس من موفق و معروفی که برای پیدا کردن قاتل پدرش ، بعد از ۱۸ سال به ایران باز می گردد.در این راه رازهایی بر ملا میشود و در آتش انتقام آیکان ، فرین ، دختر حاج حافظ بزرگمهر مظلومانه قربانی…

[vc_wp_recentcomments number=”5″]

اشتراک در
اطلاع از
guest

7 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ستاره
ستاره
1 ماه قبل

سلام دوستان

میگم فقط منم که از دست مانلی حرص میکشم یا شماها هم مثل منید؟😑

من جاش بودم وقتی تهدید میکرد میگفتم اونی که باید بترسه تویی نه من چون تویی که به من محتاجی بخاطر ارثیت من برام همینقدر کافیه که حال پدربزرگم و بگیرم و بفهمه اونی که برام لقمه گرفته چقدر لاشیه پس همین الان میتونم راحت لوت بدم و برگردم پیش پدربزرگم و بعدم تو بمونی و پدربزرگ عزیزت که البته پدربزرگ منم بهش اضافه میشه😏

‌‌‌‌
‌‌‌‌
1 ماه قبل

حقیقتا سارا از اول بوده و مانلی جفت ‌ا پریده وسط رابطشون
ولیییی هاکان عوضی میدونه که مانلی از روی اجبار تن به این ازدواج داده
پس چرا انقد زر میزنه من نمیفهمم واقعا

ستاره
ستاره
پاسخ به  ‌‌‌‌
1 ماه قبل

ببین درسته که سارا از اول بوده ولی این مانلی نبوده که افتاده دنبال هاکان اگه واقعا هاکان اینقدر عاشق ساراست میتونه از ارثش بخاطر عشقش بگذره و یه نفر دیگه رو قربانی نکنه الان اسم مانلی به عنوان زنش تو شناسنامشه پس بهش متعهده هر چند سوری ولی اینقدر باید مخش کار کنه که حرمت این چند وقت و نگه داره آوردن سارا به اون خونه توهینه به مانلی

خواننده رمان
خواننده رمان
1 ماه قبل

چقدر دلم میخواد بدون سارا برن سفر

نام نامدار
نام نامدار
پاسخ به  خواننده رمان
1 ماه قبل

ولی به نظرم سارا و هاکان با هم میرن سفرو مانلی نمیره باهاشون و اینکه خودش رو پنهون میکنه که کسی نفهمه هاکان با سارا رفته ماه زَهَر

سارا
سارا
1 ماه قبل

خدا لعنتت کنه سارا که توامثال تو یزندگی نابودمیکتید اخ ک چقدر دلم خنک میشه بزاری در باغ این هاکان عوضی ،طفلکی مانلی مونده چی کنه بنظرم سکوتش خیلی بده

ستاره
ستاره
پاسخ به  سارا
1 ماه قبل

نگران نباش به زودی قیافه واقعی سارا آشکار میشه و قیافه هاکان دیدنیه اونوقت میفهمه که چرا پدربزرگش اینقدر مخالف بود

[vc_wp_categories]

7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x