13 دیدگاه

رمان سکوت تلخ پارت 4

4.3
(198)

°|پارت_چهارم🪐☄️

 

 

 

مانلی اما برعکس گذشته با چشمانی که عاری از هر گونه احساسی بودند تماشایش کرد

 

– باید توضیح بدم؟

 

– مامان گفت اومدی دنبال من …

 

آمده بود و چقدر از این بابت خوشحال بود

 

هر چند که پذیرش اتفاق افتاده برایش سخت و سنگین بود اما مزیت بزرگ آن شناخت اطرافیانش بود

 

دست کیارش که به سمتش دراز شد قدمی به عقب برداشت

 

– دس/تتو بهم نزن ، برو عقب.

 

کیارش شوکه نگاهش کرداو را پس میزد؟

فک روی هم فشرد و قدمی دیگر به او نزدیک شد

 

– پایین چه غ)لطی میکردی؟

 

– فکر نمیکنم تو جایگاهی باشی که بخوام بهت توضیح بدم…

 

گفت و بی حرف دیگری از کنار او گذشت

نسترن با دیدنش او را به سر میز شام دعوت کرد

صندلی ما بین فرهاد و فرگل را عقب کشید و نشست

 

رنگ نگاه همه متعجب بود.

انگار انتظار داشتند صندلی خالی کنار کیارش را انتخاب کند!

 

 

 

نسیم مضطرب به کیارش چشم دوخت

استرس داشت و میترسید از آنکه مانلی متوجه‌ چیزی شده باشد..

وضعیت کیارش هم دست کمی از او نداشت،،،

عصبی بود و خشمگین

انتظار اینکه مانلی این چنین میان جمع از او فاصله بگیرد را نداشت

 

چند دقیقه ای در سکوت جمع و سر و صدای قاشق چنگال هایی که به کف بشقاب ها میخورد سپری شد

و بالاخره زن دایی‌اش ، رویا بود که‌ پرسید

 

– حالا کی قراره واسه بچه ها مراسم بگیرید؟

 

منظور به عقد بود

عقدی که تا قبل از این او برایش خیال بافی کرده بود

 

نوشین در جواب رویا گفت

 

– والا قراره با پدربزرگ مانلی صحبت کنیم ، ببینیم اونا چه تاریخی مد نظرشونه…

مکث کرد و با لبخندی ادامه داد

 

– البته که نظر خود بچه ها هم مهمه ، خودشون باید اول تاریخ عقد رو انتخاب کنن

 

با حرف نوشین ، فرگل خطاب به مانلی و کیارش پرسید

– تاریخ عقد رو انتخاب کردین؟

 

مانلی بود که کلافه و عاصی از سوال ‌های جمع سر بالا گرفت و جواب داد

 

– نه …

 

توجه نگاه بقیه را که روی خود دید ادامه دهد

 

– قرار نیست ازدواج کنیم

 

 

جمع در سکوت فرو رفته و نگاه حیرت زده همه روی او میخکوب بود

 

سر چرخاند و چشم به چهره رنگ پریده نوشین دوخت

 

– قرار بود یه مدت نامزد بمونیم که با اخلاق و رفتار هم بیشتر آشنا بشیم و ببینیم میتونیم با هم یه زندگی رو شروع‌کنیم یا نه

 

نفس عمیقی کشید

 

– کیارش رو نمیدونم اما من به این نتیجه رسیدم که ما دوتا به درد هم نمیخوریم…

 

لبخند زد و بدون آنکه مهلت دهد کسی چیزی بگوید ادامه داد

 

– ببخشید اگه با حرفام ناراحتتون کردم ، نمیخواستم بیش از این ، این مسئله کش پیدا کنه …

 

گفت و بی توجه به همه قاشق را در بشقاب غذایش فرو برد

 

– یعنی چی مانلی جان؟ داری شوخی میکنی خاله؟

 

تبسمی کرد

 

قاشق را در ظرف برگرداند و در جواب نوشین گفت

 

– نه خاله جون ، من به کیارش گفته بودم که باهاتون صحبت کنه …

 

 

نوشین وا مانده بود

بقیه هم دست کمی از او نداشتند

همه شوکه شده بودند

 

کسی فکرش را هم نمیکرد که روزی میانه کیارش و مانلی خراب شود

همگی آنها را به چشم زوجی آینده دار و خوشبخت می دیدند…

 

– مانلی

 

نگاهش را به نسترن داد

 

بله ای گفت و نسترن از جا برخاست

 

– پاشو بیا خاله کارت دارم.

 

مخالفتی نکرد

 

با عذرخواهی از جمع از روی صندلی بلند شد

 

درهمان حال نیم نگاهی به چهره سرخ کیارش انداخت و به دنبال نسترن به سمت اتاق رفت

 

از کارش پشیمان نبود

 

هرگز اجازه نمیداد مردی‌چون کیارش غرورش را له کند.

«سکوت کردم؛ غرورم نشکند!

غرورم نشکست،اما ….

دلم نابود شد…»

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 198

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
photo 2017 04 20 14 37 49 330x205 1

رمان ماه مه آلود جلد دوم 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان ماه مه آلود جلد دوم   خلاصه : “مها ” دختری مستقل و خودساخته که تو پرورشگاه بزرگ شده و برای گذروندن تعطیلات تابستونی به خونه جنگلی هم اتاقیش میره. خونه ای توی دل جنگلهای شمال. اتفاقاتی که توی این جنگل میوفته، زندگی مها رو برای همیشه…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 43

دانلود رمان بانوی رنگی به صورت pdf کامل از شیوا اسفندی 4 (4)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۲ ۱۴۳۸۱۸۴۶۹

دانلود رمان همین که کنارت نفس میکشم pdf از رها امیری 5 (1)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:       فرمان را چرخاندم و بوق زدم چند لحظه بعد مرد کت شلواری در را باز میکرد میدانستم مرا می شناسد سرش را به علامت احترام تکان داد ماشین را از روی سنگ فرش ها به سمت پارکینگ سرباز هدایت کردم. بی ام دابلیو مشکی…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۹۴۴۲۹۸

دانلود رمان لانتور pdf از گیتا سبحانی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       دنیا دختره تخسی که وقتی بچه بود بیش فعالی شدید داشت یه جوری که راهی آسایشگاه روانی شد و اونجا متوجه شدن این دختر یه دختر معمولی نیست و ضریب هوشی بالایی داره.. تو سن ۱۹ سالگی صلاحیت تدریس تو دانشگاه رو میگیره…
IMG ۲۰۲۱۰۹۲۶ ۱۴۵۶۴۵

دانلود رمان بی قرارم کن 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:       #شایان یه وکیل و استاد دانشگاهه و خیلی #جدی و #سختگیر #نبات یه دختر زبل و جسور که #حریف شایان خان برشی از متن: تمام وجودش چشم شد و خیابان شلوغ را از نظر گذراند … چطور می توانست یک جای پارک خالی…
InShot ۲۰۲۳۰۴۲۲ ۱۸۱۰۳۸۳۶۶

دانلود رمان سکوت سایه ها pdf از بهاره شریفی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       رمان حاضر در دو زمان حال و گذشته داستان زندگی و سرگذشت و سرنوشت دختری آرام، مهربان و ترسو به نام عارفه و پسری مغرور و یکدنده به نام علی را روایت می کند. داستان با گروهی از دانشجویان که مجمعی سیاسی- اجتماعی…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۹ ۲۳۲۳۱۳۸۷۱

دانلود رمان به گناه آمده ام pdf از مریم عباسقلی 2 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان :   من آریان پارسیان، متخصص ۳۲ ساله‌ی سکسولوژی از دانشگاه کمبریج انگلیسم.بعد از ده سال به ایران برگشتم. درست زمانی که خواهر ناتنی‌ام در شرف ازدواج با دشمن خونی‌ام بود. سایا خواهر ناتنی منه و ده سال قبل، وقتی خانوادمون با فهمیدن حاملگی سایا متوجه رابطه‌ی…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۶ ۱۴۳۳۳۳۳۳۳

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمند نیا 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی را می‌گذراند و برای ساختن آینده ای روشن تلاش می‌کند ، تا این که…
IMG 20240701 112102 217

دانلود رمان اوهام به صورت pdf کامل از بهاره حسنی 4.4 (12)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : نیکو توی بیمارستان به هوش میاد در حالی که همه حافظه اش رو از دست داده.. به گفته روانشناس، نیکو از قبل دچار مشکلات روانی بوده و تحت درمان.. نیکو به خونه برمیگرده ولی قتل های زنجیره ایی که اتفاق میوفته، باعث میشه نیکو…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

13 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دلارام
دلارام
5 ماه قبل

آدم که برا خودش ارزش قائل باشه اینه آفرین بهش
ولی من میگم این کیارش بعد پشیمون میشه به گ *و*ه*…خوری

لی لی
لی لی
5 ماه قبل

خیلی محکم و خوب برخورد کرد ازش خوشم اومد

Bahareh
Bahareh
5 ماه قبل

خیلیم خوب برخورد کرد مانلی وای کاش بگه کیارش با نسیم بهش خیانت کرده.

به تو چه😐
به تو چه😐
5 ماه قبل

نه خوشم اومد دختر قویه تو سری خور نیست😌✨🍃💖

m-a
m-a
5 ماه قبل

عالی است موضوع و امیدوارم به خوبی هم خاتمه پیدا کنه

نرگس
نرگس
5 ماه قبل

خدا را شکر
یک دختر قوی. در این داستان ها پیدا شد

بانو
بانو
5 ماه قبل

آفرین خوب کرد تو جمع اول خودش گفت

زلال
زلال
5 ماه قبل

احسنت بهت مانلی

خواننده رمان
خواننده رمان
5 ماه قبل

خسته نباشی ندا بانو😍
ولی این پارت کمتر از پارتای قبلی بود😉

خواننده رمان
خواننده رمان
پاسخ به  neda
5 ماه قبل

دستت طلا عزیزم

به تو چه😐
به تو چه😐
پاسخ به  neda
5 ماه قبل

خیلی کمه 🥺کاش مثل اوای توکا بود😂😁

دسته‌ها

13
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x