رمان ماهرخ پارت 144

4.4
(101)

 

 

 

 

هوای این روزهای من مانند طوفانی بود که امده و همه جا را ویران کرده و حال ویرانه هایش برجای مانده تا دوباره آباد شود…

 

 

حضور مهگل شاید بهترین چیزی بود که حتی فکرش را هم نمی کردم…

بزرگ شده بود و حرف هایش تماما با جان و دل پذیرا بودم…

همین حضورش در کنارم یا حتی تنها نگذاشتنم این دلیلی بود برای حال خوبی که احساس مهم بودن می کردم…

 

 

نگاه سنگین رامبد را حس می کنم که با لبخندش به لبخند من خیره است…

-خوشحالم که خوشحالی…؟!

 

 

به جمله اش می خندم…

-تو بهش گفتی بیاد…؟!

 

رامبد عمیق نگاهم کرد.

این نوع نگاه یعنی اینکه می خواست یک واقعیت مهم را برایم بازگو کند…

 

-اولش شهریار نذاشته بود از حالت با خبر بشه اما بعدش که دید این پنهان کاری خیلی داره طولانی میشه مجبور شد بهش بگه…!!!

 

 

دلم برای شهریار می لرزد اما دیگر اشتیاقی برای با او بودن ندارم…!!!

 

-اومدنش هم خواسته شهریار بود یا خودش…؟!

 

-به نظرت شهریار همچین کاری رو می کنه…؟!

 

 

بغضم را فرو دادم…

ماه های نه چندان دور مرا اجبار کرد به زنش شدن…!!

 

-توی وجود هر مردی خودخواهی هست، پس بعضی وقتا که شرایطش پیش بیاد همه چیز رو به نفع خودشون تموم می کنن…!!!

 

 

رامبد از حرفم استقبال کرد…

-حرفت درست اما اینی که میگی شامل همه انسانها میشه… چه زن چه مرد…!!!

 

 

-ولی من هیچ وقت کسی رو مجبور نکردم رامبد…!!!

 

 

کمی مکث کرد…

-اشتباه می کنی تو الان داری شهریار رو مجبور می کنی تا ازت دور بشه…!!!

 

#پست۶۲۷

 

 

 

جا خوردم…

ابدا همچین قصدی نداشتم فقط می خواهم شهریار به دنبال زندگی اش برود… بودن من در کنارش جز ناراحتی و عذاب هیچی ندارد…

 

 

-من فقط خواستم که با من عذاب نکشه…؟!

 

-تو از کجا می دونی او با تو قراره عذاب بکشه…؟! اصلا چرا جای اون تصمیم می گیری…؟!

 

 

بهت زده می خندم…

-الان من شدم مقصر…؟! من دارم توی حال بدم، توی گذشه ای که هر ثانیه یه بار بهش فکر می کنم، غرق میشم و مشت مشت قرص می خورم که آسیبی به کسی نزنم، اونوقت…

 

 

رامبد حرفم را قطع کرد…

-عصبانی نشو فقط داریم حرف می زنیم… حق داری نمی خوای اذیت بشه اما به دل و علاقه اونم فکر کن… این خودخواهیه…!!!

 

 

-من مریضم رامبد… اگه اون قرصا نباشه دچار حمله میشم… نمی تونم ادای آدم های سالم رو دربیارم… نمی تونم وانمود کنم که اتفاقی نیفتاده… روحم نابود شده، دیگه از ماهرخ هیچی نمونده…!!!

 

 

نگاهش تند و تیز بود و برای اولین بار این نگاه بدون هیچ نرمشی در حال حمله به من بود…

نمی توانستم فکرش را بخوانم یا حتی از چشمانش چیزی بفهمم اما حس اینکه بخواهند مرا از پیله ام دربیاورند، عذابم می داد…

 

 

-سه ماه بهت فرصت دادم تا به خودت بیای اما داری بدتر توی پیله ای که دور خودت کشیدی، غرق میشی…!!!

 

 

نمی توانم بغضم را کنترل کنم…

اشکم می چکد…

دلم از دنیا گرفته بود…

احساس پوچی داشتم…

 

-نمی خوام سربار کسی باشم… نمی خوام خودم رو به کسی تحمیل کنم…!!!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.4 / 5. شمارش آرا 101

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۲۹۹۰۲

دانلود رمان من نامادری سیندرلا نیستم از بهاره موسوی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       سمانه زیبا ارام ومظلومم دل در گرو برادر دوستش دکتر علیرضای مغرور می‌دهد ولی علیرضا با همکلاسی اش ازدواج می‌کند تا اینکه همسرش فوت می‌کند و خانواده اش مجبورش می‌کنند تا با سمانه ازدواج کند. حالا سمانه مانده و آقای مغرور که…
IMG 20230123 225816 116

دانلود رمان تقاص یک رؤیا 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   ابریشم دختر سرهنگ راد توسط گرگ بزرگترین خلافکار جنوب کشور دزدیده میشه و به عمارتش برده میشه درهان (گرگ) دلبسته ابریشمی میشه که دختر بزرگترین دشمنه و مجبورش میکنه باهاش ازدواج کنه باورود ابریشم به عمارت گرگ رازهایی فاش میشه که…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۱۵۹۹۴۸

دانلود رمان پالوز pdf از m_f 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     این داستان صرفا جهت خندیدن نوشته شده و باعث می‌شود که کلا در حین خواندن رمان لبخند روی لبتان باشد! اين رمان درباره یه خانواده و فامیل و دوستانشون هست که درگیر یه مسئله ی پلیسی هستن و سعی دارن یک باند بسیار خطرناک…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۲ ۱۲۰۱۲۴۶۴۹

دانلود رمان بی دفاع pdf از هاله بخت یار 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :       بهراد پارسا، مردی مقتدر اما زخم خورده که خودش و خانواده‌ش قربانی یه ازمایش غیر قانونی (تغییر ژنتیکی) توسط یه باند خارجی شدن… مردی که زندگیش در خطره و برای اینکه بتونه خودش و افراد مثل خودش رو نجات بده، جانان داوری، نخبه‌ی…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۳ ۱۷۳۲۵۴۰۸۹

دانلود رمان عقاب بی پر pdf از دریا دلنواز 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:           عقاب داستان دختری به نام دلوینه که با مادر و برادر جوونش زندگی میکنه و با اخراج شدن از شرکتِ بیمه داییش ، با یک کارخانه لاستیک سازی آشنا میشه و تمام تلاشش رو میکنه که برای هندل کردنِ اوضاع سخت زندگیش…
IMG 20230127 015421 7212 scaled

دانلود رمان بیراه عشق 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       سها دختری خجالتی و منزوی که با وعده و خوشی ازدواج می‌کنه تا بهترین عروس دنیا بشه و فکر می‌کنه شوهرش بهترین انتخابه اما همون شب عروسی تمام آرزو های سهای قصه ما نابود میشه …
IMG 20211208 091030 865 scaled

دانلود رمان اسیر مشت بسته 0 (0)

3 دیدگاه
  دانلود رمان اسیر مشت بسته 🤍خلاصه: قصه دوتا راوی داره مهرناز زنی خودساخته که از همسر اولش به دلیل خیانت جدا شده و پنج سال به تنهایی از پسربیمارش مراقبت کرده….   هامین مردی که به دلیل یک سری اختلاف با خانواده ش و دختری که دوستش داشته و…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۲۸۲۵۳۰۴

دانلود رمان عاشک از الهام فتحی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     عاشک…. تقابل دو دین، دو فرهنگ، دو کشور، دو عرف، دو تفاوت، دو شخصیت و دو تا از خیلی چیزها که قراره منجر به ……..   عاشک، فارسی شده ی کلمه ی ترکی استانبولی aşk و به معنای عشق هست…در واقع می تونیم اسم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۶ ۱۴۳۳۳۳۳۳۳

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمند نیا 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی را می‌گذراند و برای ساختن آینده ای روشن تلاش می‌کند ، تا این که…

[vc_wp_recentcomments number=”5″]

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

[vc_wp_categories]

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x