رمان گلادیاتور پارت 250

5
(2)

 

 

 

 

ـ نه نه ، آخه قبل ناهار حمیرا برام میوه و پای سیب آورد ، خوردم ، به خاطر همین خیلی گرسنه نبودم .

 

 

 

ـ خیلی خب پس بلند شو بریم بالا .

 

 

 

با ورود به اطاق ، یزدان تیشرت در تنش را درآورد و گوشه ای انداخت و به سمت تختش رفت و تن خسته اش را دمر ، روی تخت انداخت .

 

 

 

گندم نگاهی به کمر او و آن تتوی بزرگ ققنوس سیاه رنگ روی کمرش انداخت و به سمت میز توالت در اطاق او رفت و روغن بدنش را از روی میز برداشت و به سمت تخت به راه افتاد .

 

 

 

ـ خیلی این تتوی ققنوست و دوست دارم ………… گفتی چند سالگی این تتوت و زدی ؟

 

 

 

ـ بیست و چهار یا بیست و پنج سالگی .

 

 

 

گندم پایین کمرش قرار گرفت و در روغن را باز کرد و روی تن او سرازیرش نمود و با نوک پنجه هایش روغن را در همه جای کمر او پخش کرد .

 

 

 

به خوبی می توانست زیر پنجه هایش پیچ و خم عضلات درهم پیچیده و درهم گره خورده او را حس کند و بفشارد .

 

 

 

نگاهی به نیم رخ یزدان که روی متکا قرار گرفته بود انداخت ……… از پلک های بسته اش به خوبی می توانست احساس رضایت از این مالش را ببیند . آرام گفت :

 

 

 

ـ منم می خوام تتو بزنم .

 

 

 

یزدان تنش را رها کرد و اجازه داد گندم عضلات خسته و نالانش را زیر پنجه هایش له و لورده کند .

 

 

 

 

 

ـ تتو زدن که باری به هر جهت نیست که بگی خوشم اومد حالا برم تتو بزنم ………….. حتی تتو زدنم یه دلیل می خواد ……………. بعد هم ، حالت بده که می خوای این پوست سفید و با تتو سیاه کنی ؟

 

 

 

ـ یعنی می خوای بگی تو برای زدن هر کدوم از این تتو های روی تنت یه دلیل داشتی ؟؟؟

 

 

 

ـ معلومه ……… این ققنوسِ روی کمر من ، ماهیت خاکستر شده منه که از بین رفت و چند سال بعد ، قوی تر از قبل از زیر خاکسترش ، سر بیرون آورد و قد اَلم کرد ………… علاوه بر این ، این تتو ها پوشش دهنده خوبی برای زخمای تنم بودن ……….. اما تو می خوای تتو بزنی که چی رو پوشش بدی ؟

 

 

 

گندم فشار پنجه هایش را بیشتر نمود و لبخند شرورانه ای بر لب نشاند و سر به سمت او خم نمود و گفت :

 

 

 

ـ تو نگران دلیلِ من نباش ……….. تا اون موقع خودم یه دلیل درست و حسابی برای تتو زدنم پیدا می کنم ………… فقط بی زحمت از اون تتو کارت یه وقت تتو هم برای من بگیر .

 

 

 

یزدان پلک گشود و چپ چپ به گندمی که سرش آنچنان فاصله ای با او نداشت نگاهی انداخت ………. چرا تا قبل از برگشت گندم و ورود مجددش به زندگی اش ، فکر میکرد می تواند با هر نگاه و کلامی هر دختری را رام و مطیع خود کند ………… پس چرا آن همه قواعد و قوانین بر روی گندم کار ساز نبود ؟؟؟

 

 

 

ـ تتو کار من مرد بود ……….. می خوای تنت و بندازی زیر دست یه مرد ؟

 

 

 

گندم لبانش را بر هم فشرد و سر عقب کشید و نگاهی به کمر برق افتاده یزدان انداخت و فشردن عضلات او را ادامه داد .

 

 

 

ـ پس باید دنبال یه تتو کار ماهر زن بگردم ……… میگم ………..

 

 

 

یزدان باز پلک بست و تنش را همانطور رها شده زیر پنجه های گندم قرار داد .

 

 

 

ـ هوم ؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
photo 2019 01 08 14 22 00

رمان میان عشق و آینه 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان میان عشق و آینه خلاصه : کامیار پسر خشن که با نقشه دختر عمه اش… برای حفظ آبرو مجبور میشه عقدش کنه… ولی به خاطر این کار ازش متنفر میشه و تصمیم میگیره بعد از ازدواج انقدر اذیت و شکنجه اش کنه تا نیاز مجبور به طلاق…
عاشقانه بدون متن 6

دانلود رمان نیکوتین pdf از شقایق لامعی 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان :       سَرو، از یک رابطه‌ی عاشقانه و رمانتیک، دست می‌کشه و کمی بعد‌تر، مشخص می‌شه علت این کارش، تمایلاتی بوده که تو این رابطه بهشون جواب داده نمی‌شده و تو همین دوران، با چند نفر از دوستان صمیمیش، به یک سفر چند روزه می‌ره؛…
InShot ۲۰۲۳۰۶۲۶ ۱۱۰۶۰۷۴۴۳

دانلود رمان کنعان pdf از دریا دلنواز 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:       داستان دختری 24 ساله که طراح کاشی است و با پدر خوانده اش تنها زندگی می کند و در پی کار سرانجام در کارخانه تولید کاشی کنعان استخدام می شود و با فرهام زند، طراح دیگر کارخانه همکار و …
IMG 20230128 233728 3512

دانلود رمان سمفونی مردگان 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           سمفونی مردگان عنوان رمانی است از عباس معروفی.هفته نامه دی ولت سوئیس نوشت: «قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است»به نوشته برخی منتقدان این اثر شباهت‌هایی با اثر ویلیام فاکنر یعنی خشم و هیاهو دارد.همچنین میلاد…
1682363596840

دانلود رمان افگار pdf از ف میری 0 (0)

41 دیدگاه
  خلاصه رمان :         عاشق بودند؛ هردویشان….! جانایی که آبان را همچون بت می٬پرستید و آبانی که جانا …حکم جانش را داشت… عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد… افگار داستان دختری زخم خورده که…
InShot ۲۰۲۳۰۷۱۳ ۲۳۵۴۱۴۵۲۰

دانلود رمان کوئوکا pdf از رویا قاسمی 5 (1)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:   یه دختر شیطون همیشه خندون که تو خانواده پر خلافی زندگی می کنه که سر و کارشون با موادمخدره ولی خودش یه دانشجوی درسخونه که داره تلاش می‌کنه کسی از ماهیت خانواده اش خبردار نشه.. غافل از اینکه برادر دوست صمیمیش که یه آدم خشک و…
پروفایل عاشقانه بدون متن برای استوری 1 323x533 1

دانلود رمان مجنون تمام قصه ها به صورت pdf کامل از دل آن موسوی 5 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   همراهی حریر ارغوان طراح لباسی مطرح و معرف با معین فاطمی رئیس برند خانوادگی و قدرتمند کوک، برای پایین کشیدن رقیب‌ها و در دست گرفتن بازار موجب آشنایی آن‌ها می‌شود. باشروع این همکاری و نزدیک شدن معین و حریر کم‌کم احساسی میان این دو نفر…
IMG 20230128 233751 1102

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       نیاز دختری خود ساخته و جوونیه که اگر چه سختی زیادی رو در گذشته مبهمش تجربه کرده.اما هیچ وقت خم‌نشده. در هم‌نشکسته! تنها بد شده و با بدی زندگی می کنه. کل زندگیش بر پایه دروغ ساخته شده و با گول زدن…
IMG 20230123 235014 207 scaled

دانلود رمان سونات مهتاب 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         من بامداد الوندم… سی و شش ساله و استاد ادبیات دانشگاه تهران. هفت سال پیش با دختری ازدواج کردم که براش مثل پدر بودم!!!! توی مراسم ازدواجمون اتفاقی میفته که باعث میشه آیدا رو ترک کنم. همه آیدا رو ترک میکنن. ولی…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

2 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
خواننده رمان
خواننده رمان
9 ماه قبل

چقدر زیاد!تاثیر گذار بود

Mahsa
Mahsa
9 ماه قبل

شورشو دراوردی دو کلمه مینویسی تموم میشه
واسه یه روز درمیون خیلی کمه حتی واسه هرروزم کمه
یه ذره به شعور مخاطب احترام بزارید

دسته‌ها

2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x