غزال گریز پا پارت آخر

3.8
(4)

 

 

ماکان با خوشحالی و بدون توجه به اطراف عروسکش را به آغوش کشید

غزال خجالت زده دم گوشش گفت :

 

وای ماکان تروخدا ولم کن آبرومون رفت ‌ …

 

– اصلا برام مهم نیست ، اصلا از این لحظه به بعد تا آخر عمرمون هرجایی که دلم بخواد در آغوش میگیرمت .

 

و به سرعت برگه را از مسئول آزمایشگاه گرفت و پس از تشکر ، در مقابل چشمان حیرت زده مردم ، بی آنگه غزال را زمین بگذارد به سمت ماشین رفت و عروسش را روی صندلی نشاند و قبل از اینکه غزال بتواند چیزی بگوید پاهایش را با تمام وجود به گاز کوبید .

 

مااااااااااااکااااااان

چرا انقدر تند میری؟؟؟؟؟؟ بخدا الان تصادف میکنیم .

 

– میخوام بدزدمت .

 

غزال همچنان گنک نگاهش میکرد که ماکان با دیدن چشمان درشتش که حالا بیش از هر زمان خودنمایی میکرد تک خنده ی جذابی کرد :

 

به این دلبری هات ادامه بدی تضمین نمی‌دم نخورمت .

 

سپس به غزال که با گونه های سرخ ، سرش را پایین انداخته بود نگاه کرد و بیخیال اذیت کردنش شد :

 

بخواب ، مسیر طولانیه

 

– ماکان جدا داری کجا میبری منو ؟ خونوادم نگران میشن

 

نترس خودم زنگ زدم ازشون اجازه گرفتم

 

– نامرد مگه اسیر گرفتی ؟

 

ماشین سیاه رنگ ماکان ، درست کنار جاده توقف کرد .

ماکان خودش را سمت غزال کشید و با خباثت تمام زمزمه کرد :

 

تو از الان تا آخر عمرت اسیر منی غزال گریز پای من . تو دامم افتاد عروسک کوچولوی من .

– اگه قراره زندانبانم تو باشی ، از همین الان حکمم رو برای حبس ابد امضا میکنم آقا گرگه .

ماکان بی طاقت لب های سردش را روی غنچه های تب دار غزال گذاشت و لب هایش را عمیق بوسید و مجنون وار خواند :

 

پس از سفر های بسیار و

عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز

بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم

بادبان برچینم

پارو وانهم

سکان رها کنم

به خلوت لنگر گاهت درآیم

در کنارت پهلو بگیرم

و آغوشت را باز یابم

 

نویسنده : ترنج

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.8 / 5. شمارش آرا 4

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 225708 983

دانلود رمان ستاره های نیمه شب 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   مهتاب دختر خودساخته ای که با مادر و برادر معلولش زندگی می کنه. دل به آرین، وارث هولدینگ بزرگ بازیار می دهد. ولی قرار نیست همه چیز آسان پیش برود آن هم وقتی که پسر عموی سمج مهتاب با ادعای عاشقی پا به میدان می…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۸ ۰۵۳۰۳۳۸۰۹

دانلود رمان شهر بی یار pdf از سحر مرادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :     مدیرعامل بزرگترین مجموعه‌ی هتل‌‌های بین‌الملی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمه‌های سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم رابطه‌ی ممنوعه‌اش با مهمون ویژه‌ی اتاقِ vip هتلش به دست دخترتخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و…؟   «برای خوندن این…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۰ ۱۵۴۳۴۹۶۸۰

دانلود رمان رگ خواب از سارا ماه بانو 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       سامر پسریه که یه مشکل بزرگ داره ..!!! مشکلی که زندگیش رو مختل کرده !! اون مبتلا به خوابگردی هست ..!!! نساء دختری با روحیه ی شاد ، که عاشق پسر داییش سامر شده ..!! ایا سامر میتونه خوابگردیش رو درمان کنه؟…
InShot ۲۰۲۳۰۲۲۷ ۱۰۵۶۲۹۵۹۵

دانلود رمان افسون سردار pdf از مهری هاشمی 0 (0)

2 دیدگاه
خلاصه رمان :     خلاصه :افسون دختر تنها و خود ساخته ایِ که به خاطر کمک به دوستش سر قراری می‌ره که ربطی به اون نداره و با یه سوءتفاهم پاش به عمارت مردی به نام سردار حاتم که یه خلافکار بی رحم باز می‌شه و زندگیش به کل…
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۵ ۱۷۳۲۳۶۸۷۷

دانلود رمان شاهکار pdf از نیلوفر لاری 0 (0)

4 دیدگاه
    خلاصه رمان :       همه چیز از یک تصادف شروع شد، روزی که لحظات تلخی و به همراه خود آورد ولی می ارزید به آرزویی که سالها دنبالش باشی و بهش نرسی، به یک نمایشگاه تابلوهای نقاشی می ارزید، به یک شاهکار می ارزید، به یک…
سکوت scaled

رمان سدسکوت 0 (0)

4 دیدگاه
  دانلود رمان سد سکوت   خلاصه : تنها بودم ، دور از خانواده ؛ در یک حادثه غریبه ای جلوی چشمانم برای نجاتم به جان کندن افتاد اما رهایم نکرد، از او میترسیدم. از آن هیکل تنومندی که قدرت نجاتمان از دست چند نفر را داشت ولی به اجبار…
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 3.8 (6)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
InShot ۲۰۲۳۰۳۱۴ ۰۱۴۵۲۱۲۷۵

دانلود رمان تریاق pdf از هانی زند 0 (0)

بدون دیدگاه
خلاصه رمان : کسری فخار یه تاجر سرشناس و موفقه با یه لقب خاص که توی تموم شهر بهش معروفه! عالی‌جناب! شاهزاده‌ای که هیچ‌کس و بالاتر از خودش نمی‌دونه! اون بی رقیب تو کار و تجارته و سرد و مرموز توی روابط شخصیش! بودن با این مرد جدی و بی‌رقیب…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

24 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دورناز
دورناز
1 سال قبل

سلام گلم خسته نباشی از این رمانت از اول خیلی خوشم نمیومد ولی رمان قبلیت خیلی بهتر بود

حدیثه
حدیثه
1 سال قبل

من که رمان را خواندم این که شخصیت اصلی رمان مثل غزال از هر نظر بی عیب و نقص نشان داده شده و انگار که هیچ صفتی منفی نداره درصورتی که رمان های دیگه صفات خوب و بد شخصیت ها در کنار هم دیگر هست مثلاً عماد پسر خوشتیپ ولی مغرور و یک دنده است گلاویژ دختر خوشگل ولی ضعیف و شکنند ه است صفات خوب و بد با همه ولی شما نوشته بودی که ( غزال همه چیز این دختر جذاب و دوست داشتنی است یعنی مثلاً هیچ عیب و ایرادی نداره) نمیشه که.

البته خیلی گذشته

Sana
Sana
1 سال قبل

نویسنده عزیز معلومه کم تجربه هستی ولی قلم خوبی داری
برای رمان بعدیت سعی کن کمتر از شعر استفاده کنی
من خودم اگه بخوام رمان بنویسم اول مثل انشا اتفاقات رو تقسیم بندی میکنم و به طور کلی مینویسم مقدمه ، بدنه ، پایان
رمان های زیادی خوندم سوالی داشتی جواب میدم تا جایی که میدونم .

Silver
Silver
1 سال قبل

همین؟ 😑😑😑😑

مسخره کرده ما رو
این رمان که همش به خوبی و خوشی بود
آخرش هم الکی تموم شد😅😒

عسل
عسل
1 سال قبل

گرچه کوتاه بود ولی ایده خوبی بود داستانت خوب بود و از همه مهم تر نوع قلمت و نوشتنت خیلی قشنگ بود..
حتما ادامه بده که ایده هات خیلی قشنگ و متفاوتن قلمت خیلی زیباست..❤️🔥
بازم رمان مینویسی دیگه نه؟
اگه مینویسی واس اسم شخصیت ها پیشنهاد بدیم دربارشون فکر میکنی؟
اميدوارم که جواب کامنتمو بدی.. 💙

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط عسل
سار
سار
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

بنظرم تو عمرت رمان نخوندی
نوشتنش قشنگ بود ؟
ایده داشت اصلا ؟میشه دقیقا بگی کدوم ایده ش قشنگ و جالب بود بنظرت ؟اصلا ایده ای بود تو این رمان ؟نوع قلمش خوب بود ؟یا شوخی میکنی یا اصلا نمیدونی نوع قلم چیه که بنظرم دومی در موردت درست تر باشه
واقعا تعجب کردم از نظرت 😆🤪
بگو شوخی کردی
این رمان یه افتضاح کامل بود از بی تجربگی بیسوادی و نوشته ی افتضاح و بچه گانه ی یه نفر

عسل
عسل
پاسخ به  سار
1 سال قبل

گلم انگار تویی ک تو عمرت رمان نخوندی..
ایده ش خوب بود چون هم زیباست و هم رمان با همچین ایده ای کم نوشتن..
اینکه دختری تو کودکی دزدیده بشه و همچین خونواده و زندگی و و خصوصیاتی داشته باشه و…….
نوع نوشتن و ادبیاتش واضحه که خیلی قشنگه..منتها چون کم رمان نوشته و تازه رمان دومشه یکم قلمش ضعیفه..
این همه آدم درباره نیمه خالی لیوان کامنت دادن من درباره نیمه پر لیوان گفتم..
قرار نیس چون من با شما هم نظر نیستم اینطوری حرف بزنید..
واقعا متاسفم براتون نه فقط شما بلکه هر کسی که کامنت هایی داده که توش نسبت به نویسنده بی ادبی یا بی احترامی کرده.. ناراحت کننده س که تو ایران همچین خواننده هایی با شعور کم هست..
بنظرم بهتره شما اول روی فرهنگ و طرز رفتار و بیانتون کار کنید بعد بیاید رمان بخونید و تازه انتقاد هم کنید و نظر بدید.. 😉✌🏻

سار
سار
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

وای وای خانم بافرهنگ و باشعور 🤣🤣🤣آخه این رمان ایده داشت ؟اخه تو خودت ایده میفهمی چیه ؟ دختره دزدیده شده فورا هم پیدا شده
مثلا چه خصوصیاتی داشت دختری که دزدیده شده ؟اصلا مگه نویسنده در مورد خصوصیات کسی صحبتی کرد ؟
منم متاسفم که تو کشورم آدمهای کوته فکر و کم سوادی مثل شما زندگی میکنن که یه رمان افتضاح پر از اشتباه رو خیلی خوب میدونن
در واقع سطح شعور و فرهنگ امثال شما همینقدر هست که مملکتمون هیچ پیشرفتی نمیکنه چون امثال تو به بدترینها و کمترین ها راضی هستین

سار
سار
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

بنظر منم بهتره چند تا رمان درست و حسابی بخونی تا به همچین افتضاحی نگی رمان
البته نویسنده کم سوادی مثل ایشون بایدم یه طرفدار بیسواد مثل خودش داشته باشه
همون بهتر که امثال تو توی جهل و بدبختی و بیسوادی خودشون بمونن
حیف کشوری که امثال شماها توش زندگی میکنید و به بدترین ها و کمترین ها راضی هستین

سار
سار
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

خانم باسواد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😆😆😆البته که همچین نویسنده ای طرفدارشم باید تو باشی

مجید
مجید
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

یعنی اسمون به زمین بیاد تو خود نویسنده هستی
وگرنه هیچ کسی نمیاد از همچین افتضاحی تعریف و تمجید کنه
برو به جای اینکه از خودت اینقدر تابلو طرفداری کنی دوتا کتاب بخون که بلد باشی بنویسی
آخه جز خودت کی از این رمان داغونت تعریف می‌کنه ؟

فرزانه
فرزانه
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄بنده خدا اصلا ایده و نوع قلم داشت ؟

Toranj
Toranj
پاسخ به  عسل
1 سال قبل

آره عزیزم ، قطعا پیشنهاد هاتون تاثیر جدی داره تو انتخاب اسامی

مجید
مجید
پاسخ به  Toranj
1 سال قبل

یعنی واقعا بازم میخوای بنویسی ؟همه چی رمانت آماده هست فقط مونده انتخاب اسم 😆😆😆😆ماشالا اعتماد به سقف

آنیسا
آنیسا
1 سال قبل

سلام به ترنج عزیزم
خیلی داستان خوبی بود و پایانشم خوب بود
مرسی بابت رمان عالیت
صحنه های ممنوعه هه هم نداشت و هر کسی میتو نه بخونه
عالییییییییییییییییییی بود 😗😗😗😗😗😗

آرام
1 سال قبل

عالی بود ممنون ترنج خانم ❤️

Zeinab
Zeinab
1 سال قبل

پایان خوبی بود ❤️❤️

Toranj
Toranj
1 سال قبل

به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست
تشکر میکنم از تمام دوستانی که در تمام این مدت بهم انرژی دادن و بنده رو مدیون خودشون کردن . این کار هم تموم شد و امیدوارم بابت تمام اشتباهات و کم تجربی ها بنده رو معاف کنید . بهرحال قوی شدن قلم زمان میبره و اگر از نظرتون این رمان ظعیف بود امیدوارم من رو درک کنید .
و در آخر تشکر میکنم از عزیزانی که با بیان انتقاد های سازندشون به صورت محترمانه حسابی به من کمک کردن ❤️

‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
پاسخ به  Toranj
1 سال قبل

تو فعلا یه کلاس نهضت آموزی برو که ضعیف و درست بنویسی بعد بیا رمان بنویس

سار
سار
پاسخ به  Toranj
1 سال قبل

حتما حتما از این به بعد قبل از اینکه دست به قلم ببری یه کم فکر کن برای خودت یادداشت برداری کن چندبار بخون نوشته هات رو
این رمان یه افتضاح کامل بود
بدون برنامه بدون داستان پردازی و شخصیت پردازی
هول هولکی و بشدت بی فکر
یه داستان تصادف شروع کردی دیدی داری گند میزنی نیمه کاره رهاش کردی
بیشتر مطالعه کن
موفق باشی

فرزانه
فرزانه
پاسخ به  Toranj
1 سال قبل

افتضاح افتضاااااح تمااام
خودت بخون از خنده غش می‌کنی

آنیسا
آنیسا
پاسخ به  Toranj
1 سال قبل

مرسی عزیزم عالی بود
بخاطر اینکه رمان اولت بود اینطور بود ولی درکل خوب بود

سپیده
سپیده
1 سال قبل

ممنون از نویسنده ی عزیز بابت رمان خوبش❤❤

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط سپیده
Miss flower
Miss flower
1 سال قبل

پایان خوبی بود خسته نباشی ترنج جان 😊💜🌸

دسته‌ها

24
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x