88 دیدگاه

رمان”ســهم من از تو”پارت30

5
(3)

💕📚

 

*دل آرام*

 

دارم لِه میشم… آب میشم… می میرم…

من کارم از گریه گذشته…

من کارم از دق کردنو، داد زدن گذشته…

من کارم از زدن این مردای نامرد مقابلم گذشته…

من حتی کارام از مردن گذاشته… میدونی اینا یعنی چی؟

بزار بگم واست…

یعنی به جایی رسیدم که حتی روی دست خداموندم…

که حتی اونم ازم خجالت میکشه منو ببر پیش خودش..آره حال من همینه!

چرا هر کسی بهم رسید نامرد بود؟

چرا نازگل هم رفیق نبود؟

می بینم که آرتان توی لیوانش نوشیدنی می ریزه …

می بینم که نازگل لیوانو با لبخند و ناز می گیره …

می بینم که آرتان لب میزنه نوش جان…

می بینم که بعد از غذا و حرفای لازم حلقه‌ی نامزدیو توی انگشت نازی میبره و بهش لبخند میزنه…

از اون لبخندا که من عاشقش بودم…

از اون نگاه ها که من می مردم واسش..

من می بینم و بی رحمانه نمی میرم…

من می بینم و ناجوانمردانه محو نمیشم از زمین…

آرشامم داغونه…

آرشامم فقط فک شو روی هم فشار میده ..پاشو تکون میده … دستاشو مشت میکنه…

چشماش از همیشه ترسناک تره …

و من هنوز نمیفهمم اینجا چه خبره ..

نازگل و خانوادش که میرن منم بالاخره به دستور آرشام بلند میشم…

خداحافظی میکنیم و به حیات که می رسیم صدای سرحال آرتانو میشنویم:

– آرشام؟!

آرشام می ایسته…

منم می ایستم…

ولی پاهای لعنتیم می لرزه … آرتان جلو میاد…

دیگه نمی شناسمش…

این چشما عوض شده …

 

– از الان تا آخر عمر زندگی مشترکم… بی احترامی و حرف مفت و بی ادبی مقابل نازی ببینم قد سر سوزن کوتاه نمیام!

خونه ی عمو انگار دار تو آتیش میسوزه …

قلب من شعله کشیده …

دل من میسوزه و بوی گندش حال خودمو بهم میزنه…

یه قدم عقب میرم ولی آرشام محکم مچ دستمو می گیره …

این یعنی بایست و کم نیار…

– آخر عمر زندگی مشترکت همین چند روز آیندست… نازی آدم تو نیست!

– آره… آدم من یه روز زد زیر همه چیو آدمشو پیدا کرد…

نفس نفس میزنم…

کاش میشد فقط برم….نگام میکنه…

پر از نفرت…

پر از کینه…

پر از بی حسی…

– دستشم درد نکنه که رفت… منم راحت کرد!

دارم خفه میشم…

– منم رسوند به نازی.. کسی که آرامش این روزامه!

آرشام دستمو محکم تر فشار میده ..

نمیر دل آرام …

زنده بمون و تحمل کن…

– آرتان؟کی این قدر سنگ و سخت شدی ؟

آرشام دستمو می کشه و همراهش میبره ..

به ماشین که میرسم با سرعت گاز میده و دور میشه…

نمیفهمم کجا میریم…

نمیفهمم چی به چیه…

فق کز کردم گوشه ی ماشین…

فق آرشام هی می پرسه دل آرام خوبی و من فقط زل زدم به خیابون…

فقط هی می گه دلی حرف بزن و من خفم…

میگه دلی گریه کن و من مردم…

روی یه بلندی ترمز میکنه…

 

تا چشم کار میکنه بیابون و تاریکی…

نای تکون خوردن ندارم…

حس سوال پرسیدن ندارم…

فقط دارم خفه میشم..

پیاده میشه..

میاد سمتم و درو باز میکنه…

مچ دستمو میکشه.. پیاده میشم…

_ببین… اینجا جز من و تو و خدا هیچکس نیس… دلی نگام کن!

بغضم بزرگ و بزرگتر میشه:

– داد بزن دل آرام … از ته دل داد بزن… بد و بیراه بگو… منو بزن… نامردم اگه دستم بالا بیادواسه دفاع!

کاش به جای این حرفا یه چاقو میزد توی قلبم…

– داد بزن دل آرام!

میخوام.. نمیتونم… نگاش میکنم:

– یادته اومدی خونمون سوپ آوردی واسه مامانم؟

نگو لعنتی… نگو….

– یادته رفتی اتاق مامانم… اومدم پشت سرت؟

لبمو گاز می گیرم… اشکام میریزه …

– یادته دستاتو بستم؟

آخ خداا… آخ خدا هستی واقعااا؟ گوشیشو از جیبش بیرون میاره .. چشماش، نگرانه حتی اشکی…

صفحه ی گوشیو مقابلم می گیره … خیره ی همون فیلم لعنتی میشم… آروم میگم:

– آخ!

صداشو زیاد میکنه… جیغام توی سرم انعکاس پیدا میکنه…یکم بلندتر میگم:

_وای!

گوشیو بالا تر میگیره … التماس میکنم و آرشام لباسامو در میاره … داد میزنم:

– وااااای!

با گریه و التماس آرتانو صدا میزنم… دستامو میزارم روی گوشام… داد میزنم:

– وااااای…. وااااای… خدااااااا !

گوشی از دستش می افته… جلو میاد بغلم کنه… مشت میزنم توی سینش..

– برو گمشو… گمشووووو!

چشماشو می بنده …

دستاشو به علامت تسلیم بالا می بره ..داد میزنم… جیغ میزنم…

می کوبم توی سینش؛

– آشغال … حیوون… بی صفت… کثافت… !

اشک اونم میریزه…

میخواد بغلم کنه…

دست و پا میزنم…

ناخونم کشید میشه زیر گردنش…

ولی محکم بغلم میکنه…

زانوهام تا میشه…

اونم میشینه… هق میزنم…

– دیدی چیا گفت بهم؟

آروم میگه:

_دیدم!

– دیدی چه طور خوردم کرد جلوی چشمای نازگل؟

صداش بغض داره :

– دیدم!

زجه میزنم:

– میدونی چقدر به نازی گفتم آرتان عاشق منه؟

با مکث و سخت میگه:

– میدونم!

– امشب باقی موندمو داداشت کشت!

موهامو میبوسه:

– می کشمش!

– نازگل … بهم گفت… لیاقت آرتانو نداشتم… !

– می کشمش!

بی حس نشستم

زیر پاهامو می گیره و بلند میشه…

آروم ترم…

آروم میزارتم روی صندلی و خودشم میشینه…

حرکت میکنه.چشمام و می بندم. اعتراف میکنم امشب آرشام نبود از بغض خفه میشدم…

از غم سکته می کردم…

اعتراف میکنم مردونگی کرد…

اعتراف میکنم خوب تا کرد…

به خونه که میرسیم بازم روی دستاش بلندم میکنه…

به اتاق که میرسیم آروم میزارتم روی تخت…

با حوصله لباسامو عوض میکنه…

لیوان آب میوه رو میده دستمو، کمک میکنه بخورم…

آخرم سرمو روی بالشت میزاره …

پتو روی تنم میکشه.گیتارشو از کنار تخت برمیداره …

کنارم میشینه و خم میشه…

پیشونیمو می بوسه:

– من واست میخونم تو آروم بخواب… هیچیم خوب نیست قبول ولی صدام خوبه… هیچ جا به دردت نخوردم قبول امشبو بزار آرومت کنم… بخواب…  گوش کن و بخواب!

آخرین باری که صداشو شنیدم تولد 18 سالگیم بود… نگاش میکنم…

صدای گیتار می پیچه توی اتاق…

بعد صدای خودش…

 

«دنیامی… تو مثل نفس میمونی هر جا همرامی..

میدونی تموم زندگیمی دنیامی..دیگه چی بگم بمونی و نری؟شاید شد… شاید موندیو دوباره هر چی باید شد

نگو هیچی روبه راه نمیشه شاید شد دیگه چی بگم بمونی و نری؟ ”

اشکم می ریزه … لبمو گاز می گیرم… خدا امشب قیامته؟

“نگاهم کن… یه نگاه تو میتونه زندگیم باشه

تو که بودنت میتونه دلخوشیم باشه

بزار حس کنم همیشه دارمت! ”

بلند میشم و به تاج تخت تکیه میدم … نگاش میکنم … نگام میکنه … پر درد نگام میکنه و میخونه…

“نگاهم کن.. بزار زندگی دوباره با تو برگرده

ببین عشقمون روزای سختو طی کرده

بزار حس کنم همیشه دارمت!

دیگه داره بد میشه… ولی من نمیخوام از تو یک قدم دور شم

بخوامم نمیشه جز تو با کسی جورشم

دیگه چی بگم بمونی و نری؟

توی دلم آتیشه نمیخوام بدونی حالمو تو این روزا

کسی چی میدونه از یه ادم تنها؟

دیگه چی بگم بمونی و نری؟»

 

 

(با این پارت من دیگه آدم سابق نمیشم 😥🤧

عکس دل آراممون 👇🏻)

Screenshot 20230724 233526

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۲ ۱۴۳۸۱۸۴۶۹

دانلود رمان همین که کنارت نفس میکشم pdf از رها امیری 5 (1)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:       فرمان را چرخاندم و بوق زدم چند لحظه بعد مرد کت شلواری در را باز میکرد میدانستم مرا می شناسد سرش را به علامت احترام تکان داد ماشین را از روی سنگ فرش ها به سمت پارکینگ سرباز هدایت کردم. بی ام دابلیو مشکی…
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۵ ۱۷۲۷۴۱۹۲۵

دانلود رمان شاه صنم pdf از شیرین نور نژاد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       شاه صنم دختری کنجکاو که به خاطر گذشته ی پردردسرش نسبت به مردها بی اهمیته تااینکه پسر مغرور دانشگاه جذبش میشه،شاه صنم تو دردسر بدی میوفته وکسی که کمکش میکنه،مردشروریه که ازش کینه داره ومنتظرلحظه ای برای تلافیه…
IMG 20230123 235130 203

دانلود رمان آغوش آتش جلد دوم 5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         آهیر با سن کَمِش بزرگه محله است.. در شب عروسیش، عروسش مرجان رو میدزدن و توی پارک روبروی خونه اش، جلوی چشم آهیر میکشنش.. آهیر توی محل میمونه تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل اونو پیدا کنه.. آهیر که یه…
InShot ۲۰۲۳۰۷۰۴ ۲۳۱۴۳۵۵۹۹

دانلود رمان حبس ابد pdf از دل آرا دشت بهشت و مهسا رمضانی 2.7 (3)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:     یادگار دختر پونزده ساله و عزیزدردونه‌ی بابا ناخواسته پاش به عمارت عطاخان باز شد اما نه به عنوان عروس. به عنوان خون‌بس… اما سرنوشت جوری به دلش راه اومد که شد عزیز اون خونه. یادگار برای همه دوست شد و دوست بود به جز توحید……
InShot ۲۰۲۳۰۷۱۳ ۲۳۵۴۱۴۵۲۰

دانلود رمان کوئوکا pdf از رویا قاسمی 5 (1)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:   یه دختر شیطون همیشه خندون که تو خانواده پر خلافی زندگی می کنه که سر و کارشون با موادمخدره ولی خودش یه دانشجوی درسخونه که داره تلاش می‌کنه کسی از ماهیت خانواده اش خبردار نشه.. غافل از اینکه برادر دوست صمیمیش که یه آدم خشک و…
Screenshot 20220925 090711 scaled

دانلود رمان شوگار 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         مَــــن “داریوشَم “…خانزاده ای که برای پیدا کردن یه دُختر نقابدار ، وجب به وجب خاک شَهر رو به توبره کشیدم… دختری که نزدیک بود با سُم های اسبم زیرش بگیرم و اون حالا با چشمهای سیاه بی صاحبش ، خواب…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۴ ۲۱۴۷۲۱۹۷۸

دانلود رمان کنار نرگس ها جا ماندی pdf از مائده فلاح 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان : یلدا پزشک ۲۶ ساله ایست که بخاطر مشکل ناگهانی که برای خانواده‌اش پیش آمده، ناخواسته مجبور به تغییر روش زندگی خودش می‌‌شود. در این بین به دور از چشم خانواده سعی دارد به نحوی مشکلات را حل کند، رویارویی او با مردی که در گذشته درگیری…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۱۵۹۹۴۸

دانلود رمان پالوز pdf از m_f 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     این داستان صرفا جهت خندیدن نوشته شده و باعث می‌شود که کلا در حین خواندن رمان لبخند روی لبتان باشد! اين رمان درباره یه خانواده و فامیل و دوستانشون هست که درگیر یه مسئله ی پلیسی هستن و سعی دارن یک باند بسیار خطرناک…
IMG 20230123 235601 807

دانلود رمان به نام زن 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       به نام زن داستان زندگی مادر جوانی به نام ماهور است که در پی درآمد بیشتر برای گذران زندگی خود و دختر بیست ساله‌اش در یک هتل در مشهد به عنوان نیروی خدمات استخدام می شود. شروع ماجرای احساسی ماهور همزمان با…
Screenshot 20220919 211339 scaled

دانلود رمان شاپرک تنها 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:             روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

88 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ملکه
ملکه
10 ماه قبل

آه چقد این پارت غمگین بود

بانو
بانو
10 ماه قبل

ننه گوزلرن قوربان پارت عصر و رد کن بیاد خواهشاً 🥺🥺

،،،
،،،
10 ماه قبل

ننه هستی

،،،
،،،
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

میشه خواهش کنم پارت عصروالان بزاری🥺🥺🥺🥺😢😢

،،،
،،،
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

سنه قوربان یاشا

،،،
،،،
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

ننه چیشدپس

به تو چه😐
به تو چه😐
10 ماه قبل

ننه جون حورا رو پارت نمیذاری داریم میمیریم🥺💔💔

ننه رمان جدید نمیزاری؟؟؟؟؟

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

عرررررر ننه نه من حال روحیم خراب شده از وختی این رمانو رو خوندم💔😭
از وقتی اون رمان(سفر به دیار عشق)رو شروع کردم و این رمان شما رو خیلی مودی شدم اصلا اصاب ندارم🗡😂ولی چه کنم عاشق این مدل رمانام ممیرم براشون🥺😂

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

آره ننه بعضیاش چرتن😂 ولی خب ممکنه رمان اولی باشن به خاطر همین…..
نمیتتشه🥲💔😂😂

Eli
Eli
10 ماه قبل

خب اعتراف میکنم کم کم داره از ارشام خوشم میاد😂💔
فقط میخام قیافه ی ارتانو ببینم وقتی حقیقتو میفهمه،بعد دیگ دیر شده باشه برا جبران و دلی عاشق ارشام شده باشه😂💔👍🏻

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

نمخاممم من آرشامو مخامممممممممممممم

مینا
مینا
10 ماه قبل

من جای دلی بودم حرفی میزدم جفتشون آتیش بگیرن نمیگم آرشام خوبه ولی از نظر من آرتان لیاقت دلارام و نداره چون کسی که ادعای عاشقی میکنه و از طرفی با دلارام بزرگ شده و قد کشیده خیلی راحت دروغهای نازی رو باور کرد و قضاوت کرد و حکم داد اونی که دلارام و بی آبرو کرد پیش پدر مادرش و عمو و زن عموش آرتان بود من جای دلارام بودم حتی روزی موقعیتش پیش میومد آرتان و دیگه قبول نمیکردم و مثل امشب که دلارام و له کرد اونم باید لهش کنه چون اون شب تو اتاق هم بهش اشاره کرد از آرشام میترسه و گفت که کاش زودتر میپرسیدی ولی آرتان اونقدری احمقه که هنوزم نفهمیده چی به چیه حقشه که از نازی هم ضربه بخوره

لیلا
لیلا
10 ماه قبل

اصن نه آرتان آدمه نه آرشام دل آرام باید بره با یکی دیگه 😂

Eli
Eli
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

عه ینی اخرش ب هیچکدوم نمیرسه؟😂اینم ایده ی خوبیه

مینا
مینا
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

اووووف چه شوووددد یعنی من فدات میشم اونموقع همه چی آشکار شه از آرشام طلاق بگیره به آرتانم بگه برو بدرکککک بعد با یکی که لیاقتش و داره بره خوشبخت شه جفتشون آتیش بگیرن آییییی دلم خنک میشهههههههههههه😘😘😘😘😘😘😘😘

مینا
مینا
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

دلم برات تنگیده بود ندا ژوونممممم😘😘😘😘😘😘😘😘

به تو چه😐
به تو چه😐
10 ماه قبل

ننه کجایی دیدی حق با من بود هی منو دعوان میکردن

به تو چه😐
به تو چه😐
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

عشقمی❤️

به تو چه😐
به تو چه😐
10 ماه قبل

حالا فهمیدیدددددددد مرد کیه نامرد کیعههههههه

هانننننن طرفدارای ارتان کجاننننننن

من درست گفتمممکمم ارتان نکبتتتتتت🥺💔

ب قول شاعر دیدی دیدی گفتم بی تو یک دردم
مال هم میشم

مینا
مینا
پاسخ به  به تو چه😐
10 ماه قبل

منم میگفتم همه دعبام میکردن 😢😢😢

به تو چه😐
به تو چه😐
10 ماه قبل

دیدیددددد دیدید این همه گفتم مرد زندگی ارشام نه ارتان لاشی و ماست

دیدی دیدی گفتم بی تو یک دردم

مینا
مینا
پاسخ به  به تو چه😐
10 ماه قبل

نه خدایی آرشامم نیست اون دلی رو نابود کرد از نظر من نباید متجاوز به خوشی برسه حداقل تو رمان‌ها باید بینیش و به خاک مالید آرشامم کمتر از آرتان نیست گذاشت آبروی دلارام بره اون و انداخت وسط که همه کارا رو درست کنه بعد مثل آدم خوبه قصه بیاد دلارام و بگیره و به هدفش برسه جلوی هیچ کس نایستاد و از دلارام دفاع نکرد گذاشت به چشم همه خائن جلوه کنه آرشام خیلی ظلم کرده به دلارام هم جسمش و غارت کرد هم روحش و کشت هم باعث شد همه به چشم بد نگاش کنن حتی باعث نفرت پدرش از دخترش شد

Asaadi
Asaadi
10 ماه قبل

comment image
نیگا منظورم اینه الان داشتم رمان میخوندم اینو دیدم😭💔🗡🗡

. .........Aramesh
. .........Aramesh
پاسخ به  Asaadi
10 ماه قبل

وای چ قشنگه
چخبر خانوممم نمیپرسی از ما

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  . .........Aramesh
10 ماه قبل

اره برو بخون این رمانو خیلی غمگین ولی خیلی قشنگه قلم نویسندش عالیه(سفر به دیار عشق)
قربونت برم تو چه خبر من هیچ بیکار😂

. .........Aramesh
. .........Aramesh
پاسخ به  Asaadi
10 ماه قبل

خدانکنه عزیزم
والا بی کار بی عار 😂

مینا
مینا
پاسخ به  Asaadi
10 ماه قبل

اتفاقا بر عکس فاصله عشق و نفرت یه خط باریکه این اشتباه ما خانماست که وقتی عاشق میشیم هر بلایی سرمون میارن عاشق میمونیم و تن به ذلت میدیم عشق باید با منطق همراه باشه یعنی تا وقتی براش جون بدی که برات حداقل تب کنه نتیجشم میشه نابودی خودمون و طرف مقابل میره دنبال عشق و حالش و همیشه میگه فلانی تو نیمکت ذخیره منتظرمه هر وقت اراده کنم دارمش پس بیخیالش پس باید برای عشقمون هم حد و مرز بزاریم و تا جایی عاشق باشیم که غرور و شخصیتمون خرد نشه

شیما
شیما
پاسخ به  مینا
10 ماه قبل

والا حرفت حقه قبول دارم

مینا
مینا
پاسخ به  شیما
10 ماه قبل

فیدایی دارییییی😘😘😘🥰🥰

شیما
شیما
پاسخ به  مینا
10 ماه قبل

قربونت جیگر

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  مینا
10 ماه قبل

میدونم عزیزم من باهات کاملا موافقم….

ولی این یه رمانه
توش هر دوشون عاشق هم بودن ولی یه اتفاقایی میفته که از هم جدا میشن اگه خواستی بخون رمان سفر به دیار عشق غمگینه ولی خیلی قشنگه

دیانا
دیانا
10 ماه قبل

اشکمونو در اوردی ننه😭😭

بی نام
بی نام
10 ماه قبل

چرا تو همه رمان ها پسرها به خودشون حق میدن تجاوز کنن.ودخترها هم سکوت میکنن
چراااا

مینا
مینا
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

دقیقاااا بدبختی ما همینه چون تو گوشمون فرو کردن این دختره که آبروش میره ولی دیگه وقتشه دخترا به خودشون بیان و این سلاح و از دست مردا بگیرن باید داد بزنن رسواشون کنن شکایت کنن دست از سرشون برندارن ولی همیشه از ترس آبرو سکوت میکنن و جیک نمیزنن در صورتی که اونیکه گناهکاره دختر نیست با سکوت باعث شدیم مردا نقطه ضعف دستشون بیاد و همیشه از همین راه وارد میشن برای گرفتن انتقام برای صاحب شدن برای هوسشون چون مطمئنآ که گیر نمیفتن

نرگس
نرگس
10 ماه قبل

الان در این داستان مثل واقعیت جامعه همه خاکستری نشان داده شدند حتی آرشام متجاوزگر
اما هر جوری می نویسی کار آرشام توجیه نکن و …

nikta samie
nikta samie
10 ماه قبل

نداجان ممنونم خسته نباشید. میشه لطفا بگید حدودا چند پارته؟

بی نام
بی نام
10 ماه قبل

چرا ی جایی ی جوری نشون نمیدی تو این رمان که نازگل دروغ میگه. الان شما به دوصورت دختر رو نشون دادی. یکی دلارام که آدم دلش براش کباب و هرروزداره بدتر زخم میخوره. یکی انتقام جو.. یعنی مادخترنرمال نداریم…..

والا هرچی رمان خوندم ی دختر نرمال ندیدم..
دیگه حس میکنمم خودمم نرمال نیسنم

بی نام
بی نام
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

خوب زود نشون بدههه لفطااااا من طاقت ندارمممم

مینا
مینا
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

خب مگه نازگل دروغ نمیگه؟نازگل تنها کسیه که دلارام بهش گفت چه بلایی سرش اومده حتی فیلم و بهش نشون داد ولی نازگل عقده ای رفت به آرتان دروغ گفت بهش نگفت داداشت تجاوز کرده گفت دلارام خیانت کرده آرتان هم اونقدر احمقه چشم بسته قبول کرد

. .........Aramesh
. .........Aramesh
10 ماه قبل

باید پا جای حق بزاریم ارشام این بارو مرد بود خدایی
ولی هیچ کس اندازه نازی بد نکرد ب دلی حتی ارشام نازی اشغال عوضی

. .........Aramesh
. .........Aramesh
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

آره اصن نمیریزم تو خودم هر وقتم با رهام دعوامون میشه تیکه تیکش میکنم سرزنشش میکنم😂
الان میای منو میکشی الفرار🏃‍♀️🏃‍♀️😂

. .........Aramesh
. .........Aramesh
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

بیچاره کجا بود خانوم ب این خوبی داره😂

Asaadi
Asaadi
10 ماه قبل

عررررر آخه چرا اینجوری شد😭💔
آرتان نامردددددد 🗡🗡🗡🗡🗡
من نظرمممم عوض شد دلارام باید از این لحظه به بعد با آرشام خوب باشه و آخرشم عاشق آرشام باشه
اگه آرتان واقعا دلیوو دوس داشت همچین کاری نمیکرد🗡🗡🗡🗡🗡🗡
اصلا درکش نمیکنم
نفرت میتونه تبدیل به عشق بشه ولی عشق که نمیتونه تبدیل به کبنه و نفرت بشه🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡🗡تف به آرتان

دلم برا دلارام کبابه…..

مینا
مینا
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

ندا جون منم نظرم همینه آرشام و تایید نمیکنم و عقیدمم اینه کسی که تجاوز کرده باید تاوانشم بده لیاقت تجربه عشق و نداره ولی صد در صد آرتان بی لیاقتتره مردی که ادعای عاشقی میکنه و از بچگی هم با دلارام بزرگ شده به همین راحتی دروغ یه عقده ای رو باور میکنه بی لیاقتترین آدمه من دلم میخواد حقیقت آشکار شه و اونوقت دلارام آرتان و پس بزنه و بگه لیاقت عشقش و نداشته

مینا
مینا
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

آره خدایی من و بیشتر کار پدرش آتیش زد چجوری نفهمید محاله کار دخترش باشه اصلا همه دور و بریاش چجوری راحت باورشون شد یعنی اونهمه عشق و به آرتان نمیدیدن؟مگه دختری هست که عاشق نباشه و اینطوری بتونه فیلم بازی کنه حتی فکرشم نکردن اگه عاشق آرشام بوده چجوری نشون نداده تا حالا واقعا جای تاسف داره واقعه روزی که حقیقت آشکار شه چجوری میتونن روی دلارام نگاه کنن من جاش باشم هیچکدوم و نمیبخشم برا همین دلم میخواد نفر سومی بیاد دلارام اون لحظه به همشون بگه که نمیبخشتشون و ترکشون کنه خدایی از پدر مادر خوردن سخت‌تر از عذاب جهنمه

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
10 ماه قبل

نمیتتنمممممممممممم

به تو چه😐
به تو چه😐
پاسخ به  Asaadi
10 ماه قبل

بیااااا دیدی گفتم هی از ارتان طرفداری میکردین

Atrisa
Atrisa
10 ماه قبل

اگر خوب تموم نشه من میمیرم والاهه🫠🫠🫠

Atrisa
Atrisa
10 ماه قبل

اخرش خوب تموم میشه نویسنده جان ؟

دسته‌ها

88
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x