50 دیدگاه

رمان”ســهم من از تو”پارت32

5
(1)

💕📚

 

نمیدونم چقدر خوابیدم که با شنیدن صداش چشمامو باز میکنم داره با گوشی حرف میزنه:

– نمیدونم … احتمالا سه چهار روزو هستم… حواست به نمایشگاه باشه… اون اوکی… آره …

پشت به من مقابل خرس ایستاده و صورت خرسو این طرف و اون طرف میکنه و زل زده بهش… بگم نترسیدم دروغ گفتم… چون حرفو نشونی از آرتان اونو سرحد جنون می برتش و من زورم بهش نمیرمه…

– باشه خدافظ!

گوشیو قطع میکنه و پرت میکنه روی میز آرایش ی،

سمتم برمیگرده خرس توی دستاش غافلگیر میشمو میشینم…

– خیلی خوابیدم؟

جلو میاد… خدا اگه هستی خودمو مسپرم بهت…

– به نظرت بابای من میتونه به مامانم اینو کادو بده ؟

همه ی سعیمو میکنم درست جواب بدم:

_نه خوب !

– منم اینجا هیچ خری و نیاوردم که خرس بدم دستش!

قلبم با تندی می‌کوبه … خدایا چه گناهی کردم من؟

– میمونه آرتان که جز تو سمت پشه ی ماده هم نمیرفت!

– اجاز میدی توضیح بدم؟

فقط نگام میکنه… خستم… خسته به معنای واقعی…

– اینو واسه تولدم خرید.. پارسال….

عصبی تر میشه؛

– اومدید اینجا؟

سعی میکنم نفس بکشمو نمیشه … خاطره ها دارن مغزمو میخورن … این مرد داره روانیم میکنه:

– آره!

جلو میااد … عقب میرم و می چسبم به تاج تخت … روبه روم میشینه …خرسو میکنه توی صورتم:

– تو این اتاق؟

وای نه… نه خدا…

– روی این تخت؟

هه… واقعا طلبکاره؟ واقعا توقع داره هیچ گذشته و خاطر ای نباشه؟

– چرا اینجوری میکنی … چته؟ خو معلومه که ما با هم بودیم … این چرا عجیب واست؟ … چرا عصبیت کرد ؟

– خفه شو دلی!

– خفه نمیشم.. شورشو در آوردی… یه جوری رفتار میکنی انگار از اول به تو تعهد داشتم… نترس به این تخت نرسید… آرتان واسه داشتن روحم به  جسمم متوسل نشد به تنم احترام گذاشت ،هیچی بینمون نبود … میگفت تو حیفی که  دست خورده شی …

جوری میزنه توی صورتم که حس میکنم نصف صورتم کنده شد و افتاد وسط اتاق…

سرم روی بالشت می افته…

صداشو سخت میشنوم… گوشم سوت میکشه،

– دست گذاشتی رو غیرت و نقطه ضعفم، که دستم خورد تو صورتت!

مزه ی خون توی دهنم بیشتر میشه…سرمو بلند میکنم…

موهام دورم ریخته…

چونمو میگیره،

– دفعه ی آخرت باشه تیکه می ندازی خوب؟

فقط نگاش میکنم … بی اشک … بی بغض … بی درد… خالیه خالی… من خالیم… پوچ … بی حس… توی چشماش پشیمونی موج میزنه… انگشت اشارشو

میکشه گوشه ی لبم…صورتم از درد جمع میشه…

– چرا با اعصاب من بازی میکنی توله سگ!

چرا از شدت غم نمیشه مرد؟

– چرا کاری میکنی سگ شم و گوه زیادی بخورم لامصب؟

میتونم الان برم بیرون و تا ته دریا رو برم؟ غرق شدن چه جوریاست🌊

– چرا نمیفهمی غیرت و حسامیت منو؟

خم میشه… درست گوشه ی لبمو می بوسه… خدا نشسته چیو نگاه میکنه واقعا؟

– لعنت به من!

ساکتم…سستم..

– لعنت بهت دل آرام!

کف دستشو دوباره میزنه روی پیشونیش…

دلم هیچیش نمیشه!

از جا بلند میشه و بیرون میره …

درو که می کوبه اشکم میچکه…

بلند میشم…

از اتاق بیرون میرم…خبری ازش نیست…

از ویلا بیرون میرم…

میرم سمت دریا…

موج میزنه و کف پاهام خیس میشه…

 

یادم میاد تک تک لحظه هایی که با آرتان بودیمو…

یادم میاد روز نحسی که توی اتاق عمو گذشت…

جلو میرم… آب تا زانوهام میرسه..

لبم میسوزه … یادم میاد جشن نازگلو، آرتانو…

جلوتر میرم… آب تا کمرم میرسه… هیچ ترسی ندارم…

یادم میاد زخم زبونای آرتانو…

بازم میرم و آب تا گردنم میرسه…

تصاویر مامان و بابامو توی ذهنم پررنگ تر میشه..آب توی بینیم و دهنم میره… سرفه

میزنم… صدای آرشامو گنگ میشنوم…

– دل آرااااام؟

میدونی؟ غرق شدن توی دریا خیلی بهتر از غرق شدن توی غم و درد و مصیبته…مردن خیلی بهتر از له شدن زیر دست و پای یه مرده..

میدونی دریا خیلی بی رحم… مثل آرشام… مثل عشقش…

نفسم داره میره و بازم فکر میکنم آرتان واقعا منو یادش رفت؟

چشمام داره بسته میشه و صدای فریاد آرشام باعث نمیشه که  تلاشی بکنمو زنده بمونم… !

منم بی رحم شدم… مثل دریا… مثل عشق آرشام!

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (10)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
اشتراک در
اطلاع از
guest

50 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آنه شرلی
آنه شرلی
8 ماه قبل

حاجی دمت گرممممم 😗

دختری در مزرعه😃
دختری در مزرعه😃
8 ماه قبل

مرسی نویسنده جان…همون قبل از عاشورا باشه بهترِ…یکی دوتا پارت اضافه تر که عالی میشه😁

ملکه
ملکه
8 ماه قبل

نداجون کاش بین داستان اصلی یه مقدار راجع به مجردیشون واینکه وقتی نامزدمیشه باارتان وعشق وحسادت ارشام که چطور عاشق دلارام شده مینوشتی

ملکه
ملکه
8 ماه قبل

واقعا حداقل یه پارتو امشب بزار

ساناز
ساناز
پاسخ به  ملکه
8 ماه قبل

سه تا گذاشت بنده خدا😂😑

خواننده رمان
خواننده رمان
8 ماه قبل

از امشب شروع کن دو روز روزی ۴پارت میشه ۸پارت فردا شلوغ میشه از الان بزار مرسی عزیزم

مریم
مریم
8 ماه قبل

حالا امشب میزاشتی خیلی خیلی دعات میکردیم

مریم
مریم
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

چشم حتما.انشالله به حاجتت برسی.
اشکال نداره عزیزم😊

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

ننه چشت نزننن💔🗡🗡🗡🗡🤣🤣

،،،
،،،
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

ننه حالاامشبم یکی بذاربقیشوفردامیدی

camellia
camellia
8 ماه قبل

لطفا زودتر بزار.ممنون متشکرم.🙏

مینا
مینا
8 ماه قبل

ای به زمین گرم بخوری آرشااااممممممممم الهی بمیری شرت کنده شه از سر این دختر بدبخت آشغال عوضی

بی نام
بی نام
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

همین امشب بذارپارتهاشووننننن خوووببب نننه جونممم

علوی
علوی
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

پارت بده. منم وقت ندارم اون دو روز که بیام حتی سر بزنم

آرامش
آرامش
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

اگه میشه قبل عاشورا بزار و لطفا جای حساس تموم نکن که تا بعد عاشورا صبر کردن خیلی سخته
راستی رمانت عالیه همینجوری پیش برو عزیزم و موفق باشی

رضا میر
رضا میر
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

فردا بزار بهتره

،،،
،،،
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

ننه توروخداامروزپارت بده منم اون دوروزنمتونم بیام

Maman arya
Maman arya
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

ب نظر منم قبل عاشورا مثلا فردا پنج شیش تا پارت حسابی بلند واسه مون بذار لطفا😉🙏

بانو
بانو
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

همین الان ۱۰تا پارت بده 😊 بجای اون دو روز چون منم دارم میرم زنجان نمیرسم بخونم😅

مینا
مینا
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

قبول باشه گلم التماس دعا آره بزار

Mobina
Mobina
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

صد در صد قبل عاشورا هرکی بگه بعد عاشورا مریضی روحی روانی داره😂😂

Asaadi
Asaadi
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

زوددد تر بذار ننه جون لطفا

Maman arya
Maman arya
8 ماه قبل

سلام نداجون خوبی؟
منم خودم مامانم ولی اگه شما قراره پسرتو دوماد کنی پس پیشکسوت مایی❤
پس منم مث بقیه دوستامون میگم دمت گرم ننه جون عالی بود ۴ تا پارت منو ب هنگ کردن رسوند😂❤👌

بی نام
بی نام
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

من میخوام برم روضه ی پارت بده تا دعات کنممم خووببب

بی نام
بی نام
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

نه خو اگه بازم پارت بوی بیشترترررر دعات میکننمممم خوووب

ملکه
ملکه
8 ماه قبل

نداجون که امروز دوتا پارت اضافه گذاشت فقط بخاطر من بود 😉😉

مریم
مریم
8 ماه قبل

تو رو خدا یه پارت دیگه هم بده و شادمون کن

ساناز
ساناز
8 ماه قبل

با آرشام خوب تا کنی خوبه هاا
مرررسیییی ندا جون خیلی خوشحال شدم

به تو چه😐
به تو چه😐
8 ماه قبل

ننه مکه حورا رو نمیذاری

بانو
بانو
8 ماه قبل

وای ننه امروز چه مهربون شدی خدا خیرت بده.

رضا میر
رضا میر
پاسخ به  neda
8 ماه قبل

معلومه که مهربون ترین ننه ندای جهانی🥰🤩😙

بی نام
بی نام
8 ماه قبل

من پارت میخوام

586
586
8 ماه قبل

میشه ی پارت دیگ بدیی تو رو خداا

helen nasari
helen nasari
8 ماه قبل

عالیی
مرسی ندا جونن 💓💕

دسته‌ها

50
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x