رمان حورا پارت 186

4.3
(203)

 

 

 

 

 

 

آنقدر فکرم درگیر شرایط بارداری‌ام بود، که حتی فراموش کردم از دکترم راجع به آزمایش قباد بپرسم!

دیگر انرژی بالا رفتن از آن پله‌ها را هم نداشتم، ترجیحم این بود که قبل از رفتنم، بار دیگر بیایم و راجع به ان حرف بزنم…

 

مگر جا و مکان داشتم که قباد را حرص دهم و سپس سریع فرار کنم؟

حداقل تا زمان پیدا شدن جایی برای ماندن، میتوانستم صبر کنم و ذهن خودم را درگیر مسائل بدتر از این نکنم!

 

 

جفت جوراب قرمز کاموایی را نوازش میکردم، لبخند نزدن غیرممکن بود، چه کسی فکرش را میکرد سهم خودم شود؟ چه کسی فکرش را میکرد جفت جوراب بامزه و کوچکی که میبافتم برای کسی که کم از دشمن نداشت، سهم فرزند خودم شود؟

 

اصلا شاید خدا همین را دید که فرزندی به من داد، چه میدانم خب، دیده‌ام کسانی که قادر به داشتن فرزند نشدند، با اوردن فرزندی دیگر از پرورشگاه…بعدها خودشان هم صاحب فرزند شدند، دل که طلب زیبایی کند، شاید خدا زیبایی را هدیه دهد!

 

روی تخت چمباتمه زده بودم و خیره به جفت جوراب فکر و خیال میکردم. از آینده، از رابطه‌ام با بچه‌ای که حتی نمیدانم دختر میشود یا پسر!

 

با زنگ موبایلم افکارم در هم خراشیده شد، چشم چرخاندم به دنبال گوشی، با دیدنش روی پاتختی کلافه خودم را به سمتش کشیدم، انرژی هیچ نداشتم و زیادی خواب‌آلود شده بودم. خصوصا که زود به زود هم گشنه‌ام میشد!

 

موبایل را برداشتم، با دیدن شماره از روی حرص چشم بستم، همین را کم داشتم!

فکر میکردم بیخیال شده، اما گویا نه، دنبال موقعیت بوده!

 

با خودم گفتم کاش جواب ندهم، اما جواب ندادنش هم بی منطق بود، چرا جواب نمیدادم؟ بگذار رک بگویم دیگر زنگ نزند!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 203

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20240424 143525 898

دانلود رمان هوادار حوا به صورت pdf کامل از فاطمه زارعی 5 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   درباره دختری نا زپروده است ‌ک نقاش ماهری هم هست و کارگاه خودش رو داره و بعد مدتی تصمیم گرفته واسه اولین‌بار نمایشگاه برپا کنه و تابلوهاشو بفروشه ک تو نمایشگاه سر یک تابلو بین دو مرد گیر میکنه و ….      
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 2.7 (3)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

4 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فرشته منصوری
فرشته منصوری
1 ماه قبل

خیلی چرت

نویسنده
نویسنده
1 ماه قبل

میگم چرا پارت‌های ۱۶۵ و ۱۶۶ تغییر کردند. نویسنده ویرایش کرده!

رهگذر
رهگذر
1 ماه قبل

اگه فرد پشت خط مادرش باشه
هم جاومکان برای موندن پیدا کرده هم یکی رو که مراقبش باشه
البته اگه بتونه اون زن رو ببخشه

آخرین ویرایش 1 ماه قبل توسط سمیرا موسوی
روا
روا
1 ماه قبل

به چند خط پارت نمیگن

دسته‌ها

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x