رمان دلارای پارت 299

4
(15)

 

 

اتومبیل توقف کرد

 

یکی از بادیگارد ها در را باز کرد و به محض پیاده شدن صدای دلارای را شنید

 

_ هاوژین؟

 

پوزخند زد

باز هم هاوژین!

 

دلارای دخترش را می‌خواست و هاوژین هم مادرش را!

 

دلارای بخاطر بچه او را رها کرده بود و حالا هم نگران از دست دادنش بود

 

هاوژین هم بخاطر دوری از او در آغوش آلپ‌ارسلان آرام نمی‌گرفت

 

عصبی بچه را عقب کشید و غرید

 

_ خوابه ، دست بهش نمی‌زنی

 

دلارای بی جان نالید

 

_ چه بلایی سرش آوردی؟

چرا این شکلی شده؟

 

آلپ‌ارسلان بالاخره چشم سمتش چرخاند

 

مچ دستش پانسمان بود ، رنگ و رویی زرد داشت و لب های خشکش او را مریض نشان می‌داد

 

لاغر و ضعیف شده بود

 

چشمان گود افتاده و سرخش دیگر زیبایی سابق را نداشت

 

 

دلارای بی حال دستانش را سمت هاوژین دراز کرد

 

_ بدش به من … توروخدا بدش بغلم

 

ارسلان با اخم بچه را عقب کشید

 

خودش به زور سرپا بود

دخترک را برای چه میخواست؟!

 

اگر زمین میزدش چه؟

بچه ضعیف تر از آن بود که زمین بخورد

زخمی میشد…

 

_ اینجا چی میخوای دخترحاجی؟

 

دست های دلارای پایین افتاد

 

بهت زده پچ زد

 

_ بچه‌ام اینجاست…

 

ارسلان به علیرضا اشاره زد جلو بیاید و خونسرد جواب داد

 

_ دو روز پیش بچه‌اتو به باباش سپردی

قرار شد بمیری … یادته؟

 

دلارای نالید

 

_ نذاشتی بمیرم ، خودت زنده نگهم داشتی

بچه‌امو بده

 

آلپ‌ارسلان با احتیاط هاوژین را در آغوش علیرضا گذاشت و کنار گوشش زمزمه کرد

 

_ ببرش اتاق من

از در پشتی برو صدای موزیک بیدارش نکنه

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4 / 5. شمارش آرا 15

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (10)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

41 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
جیگر
جیگر
8 ماه قبل

بچه ها هرکی رمان کامل میخاد اس بذه بهش بدم

آیلار(آیلی)
آیلار(آیلی)
8 ماه قبل

کیا ویورس دارن؟میدونید چرا پست آپلود میشه پست نمیشه؟من چند روز پیش خواستم روز پیشی و به یونگی تبریک بگم نوتیص بگیرم نشد😢

آنه شرلی
آنه شرلی
8 ماه قبل

خدایااااااا
تو پا رومسخره خودت کردی دیگر پار میدی بزرک عادت کردیم حداقل مثل آدم ی پارت درست بده چرا انقدر هاااااااان

black girl
black girl
8 ماه قبل

ارسلان پدرسگ بی لیاقت
کلا پسرای رمانای این نویسنده آشغالن اون از ساواش نکبت تو ماتیک اینم از ارسلان عوضی تو دلارای هیچکدومشون به درد نمی خورن:/

شمیم
شمیم
پاسخ به  black girl
8 ماه قبل

شما رمان ماتیک رو کجا میخونین هرجا نگاه میکنم متوقف شده

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  شمیم
8 ماه قبل

توی رمان وان پارت گذاری میشه
فک نکنم متوقف شده باشه نویسنده دیر پارت میده

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  black girl
8 ماه قبل

دوس داره دخترا رو ضعیف جلوه بده:/

yegan
yegan
8 ماه قبل

حالا هم احتمالا ک نع قطعا پای اون هاتف کثافت باز میشه تو ادامه داستان و دلی میره پیش اون و حرص خوردنای ارسلان ک البته حقشه و باز داستان داریم‌‌..من ک دیگه واقعا نمیکشمم
توروخدا باز ایندفعه پارتارو تند تند بده هرچند کوتاه ن که باز بری تا صدسال بعد!!

yegan
yegan
8 ماه قبل

خخ من واقعا نمیدونم چی بگم!!فقط دلم میخواد این نویسنده سگ صفتو ببینم برینم روش احمقو..آخه ینی چی بعد دو هفته این چس مثقالو گذاشتی جلومون؟؟؟من دیگه واقعا دارم شک میکنم به انسانیت تو به عقل داشتن تو هر چند میدونم خدا جای عقل گوهی بیش برات نذاشتهه
الان هر چی فوش بدیم اشکالی ک نداره هیچ بلکه واجبه حالا من نمیدونم این بی شرف میخونه کامنتارو یا نه ولی حداقل حرصمون ک خالی میشه! رمان دقیقا داره دور از تصور پیش میره؛مگه ارسلان قبل اینکه دلی رو ببینه نگفته بود اگه خودش بود میبخشدش همه چیو درشت میکنه و اینا مگه هنوز دوسش نداشت و دلش پیشش نبود؟!؟!خب کو اینا؟!..الان ک باز سگه و هی پاچه میگیره در صورتی مقصر تمام اینا خود عوضیشه!یادش نیس زمانی ک میخواست بچه ۷ ۸ ماهه رو تیکه تیکه کنه تو شکمم مامانش میخواس قاتلش بشه؟!الان یادش افتاده ک یه بچه ای هم داره و دلارایو حتی از دیدن بچش محروم میکنه انگار مقصر جداییشون و اینکه هاوژین رو تاحالا نداشته دلارای بوده و اون گناهکاره..!
واقعا برای خودم متاسفم و خیلیای دیگه ک از اول این رمان گوه دنبال کردن و عمرشونو گذاشتن پای همچین رمانی.خداوکیلی ارزششو نداشت اینطوری ک من دارم میبینم حتی این نویسنده خودشم نمیفهمه چی داره مینویسه و کلا تو فضاس!

رویا😑😐
رویا😑😐
8 ماه قبل

خاک تو سرت با پارت دادنت 😑
پدرمونو دراووردی.

mobi
mobi
8 ماه قبل

واقعا روت میشه بعد این همه وقت این پارتو بزاری؟

SAMA
SAMA
8 ماه قبل

ولی خداییش بعد یه هفته خیلی کم بودددددد پارت بعدی هم از جلو کلاب تا اتاق ارسلان همینطوری اسلوموشن ادامه داره 🚶‍♀️😐

شمیم
شمیم
8 ماه قبل

بچه ها کسی خبر داره رمان ماتیک متوقف شده یا نه؟ کسی تو vipهست بدونه پارت داده؟

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  شمیم
8 ماه قبل

نویسنده خیلی خیلی دیر پارت میده حتی سابقه داشته بعد دو ماه پارت داده

حالا
حالا
8 ماه قبل

اگر واقعا وقت رمان نوشتن ندارید رمانی رو شروع نکنید

مریم
مریم
8 ماه قبل

اشغال عوضی با این پارتت

رویا
رویا
8 ماه قبل

خیلی ببخشید ، مخاطب من نویسنده دیوونه این رمانه
نویسنده جان ، مرض داری ؟؟؟ چه طرز پارت دادنه ؟ این همه آدمو مسخره دیوونگی خودت کردی ، برو خودتو به یه روانشناس نشون بده ، وضعت خرابه …..

یلدا
یلدا
8 ماه قبل

مگه از خدا نخواسته بود اونی که تو زیر زمینه دلارای باشه، اونم ببخشه، چی شد پس؟
حالا این رفتارش باعث میشه پای هاتف بینشون باز میشه، براش دردسر میشه

‍‍‍
‍‍‍
8 ماه قبل

خندم

آدم معمولی
آدم معمولی
8 ماه قبل

چقدرم حسود مرتیکه ارسلان خان 😂

ایسان
ایسان
8 ماه قبل

نویسنده جان خیلی پرویی الان یک هفته مامنتظر شماییم که دس به سرمون کنی متاسفم برای افکار غلطم که فکر میکردم رمان خوبییه واقعا رمان مزخرفییه

نمد
نمد
8 ماه قبل

حالا ارسلان پدر هاپو بچه شناس شده واسه من🥸🩴😐

هیچی
هیچی
پاسخ به  نمد
8 ماه قبل

پدر هاپو 😂

لی لی
لی لی
8 ماه قبل

ای بابا چرا به انتهاش نمیرسه هر چی میخونم خسته شدم از زیادی پارت!

lolo
lolo
8 ماه قبل

من نمیدونم الپ ارسلان کیه ک بادیگارد داره😐

SAMA
SAMA
پاسخ به  lolo
8 ماه قبل

بادیگاردای کلابشن نه خودش که

آیلار(آیلی)
آیلار(آیلی)
پاسخ به  lolo
8 ماه قبل

آلپ ارسلان ملک شاهان
فهمیدی یا نه

دسته‌ها

41
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x