رمان دل دیوانه پسندم پارت 50

3.7
(3)

 

گفت برام یه لیوان آب بیارن.
به زور یکم خوردم.

اونقدر ذهنم مشغول بود که حتی نمی تونستم بلند شم برم خونه.

با توضیح بدم که چی دیدم و توی اون فیلما چی بود.

حتی نمی دونستم دقیقا دارم به چی فکر می کنم.

ذهنم همه جا می چرخید.
ترس از آینده، از نشدن، از کمبود وقت.
فکر به اینکه کسی این وسط داره موش می دوونه

فکر به مازیار، به کارم، به زندگیم.
به خود سروش. همش باهام بود..

یکم که آروم تر شدم، موسوی صداش رو صاف کرد و با احتیاط گفت :

می تونید بگید چه مدرکی از سروش داشتید؟
خیلی تلخ بود که می گفت داشتید

حس می کردم تمام زحماتم به باد رفته.
شاید منطقی نبود و نباید تسلیم می شدم.

ولی خب منم بالاخره کم می‌آوردم.
خیلی آروم ماجرا رو براش تعریف کردم.

حرفام که تموم شد با تعجب گفت :
یعنی از پشت پنجره چیزی برداشته؟

_ بله.
_ چه عجیب!
آخه اون پشت کسی رفت و آمد نداره.
_ دقیقا نمی دونم چی بوده.

و داره چی کار می کنه.
ولی مطمئنم که حرف زد و یه چیزی هم برداشت.

_ اینکه میگید شنیدید که اون حرفو زده هم نشونه خیلی خوبیه..
و اینجوری میشه اثبات کرد که اون سالمه.

و تمام مدت خودش نمی خواست که حرف بزنه

نفسش رو فوت کرد بیرون.
_ ولی خب، باید مدرک داشته باشیم.

باز بادم خوابید.

آخه مدرک دوباره از کجا بیارم.
اگه دیگه حرف نمی زد چی؟

سرم رو انداختم پایین. سردرد بدی گرفته بودم.

دلم می خواست فقط برم خونه و خونم رو بندازم روی تختم.

_ ولی من مطمئنم یکی داره این وسط سنگ می ندازه آقای موسوی.

_ خب کی؟ به کسی مشکوک هستید؟

_ نمی دونم.
دیگه خودتون می دونید اگرم بخوام شک کنم به کیا شک می کنم.

ولی چه جوری ثابت کنم؟ مهم اینه.
لپ تاپ همش پیش خودم بوده.
کسی هم نیومده.

ولی خب، اینجا کلی آدم می ره میاد.
اصلا ممکنه چون سیستم ها به هم وصلن، کسی فیلم های اینجا رو پاک کرده

و واسه منم پریده.
_ وقتی داخل سیستم خودتون ذخیره کردید نمیشه این اتفاق بیفته

باید کسی شخصا به سیستم خودتون دسترسی داشته باشه که بتونه این کارو کنه

شاید هم هک شدین.
_ هک؟
_ بله. به راحتی لپ تاپ شما رو می تونن هک کنن و هر بلایی می خوان سر اطلاعات توش بیارن

یعنی ممکن بود؟
_ اینو جوری میشه ثابت کرد؟
_ باید برید شکایت کنید.

یا یه آدم کار کشته توی این زمینه پیدا کنید که قطعا کارشون غیر قانونیه

_ براتون ممکنه دردسر بشه.
_ اگه مراقب باشم چی؟

آخه اگه برم پیش پلیس ممکنه خیلی دوندگی داشته باشه.
اونوقت تایمی که بهم دادن تموم میشه

و من نمی تونم کارو تموم کنم.

به فکر فرو رفت.
یکم بعد گفت :
دارم میگم که خانم یاقوتیان
خیلی پر ریسکه

باید مراقب خودتون باشید.
بعد پول زیادی هم می خوان.
تازه اگر همچین آدمی پیدا کنید.

_ تلاشم رو می کنم.
شما هم اگر میشه پیگیر باشید.
ببینید دیروز یا امروز کسی سراغ دوربین ها رفته یا نه.

_ حتما. امیدوارم که اگه هست بتونیم طرف رو پیدا کنیم

_ ان‌شاءالله
****
با حالی زار برگشتم خونه. مامانم نبود.
برام یادداشت گذاشته بود که می ره خونه خالم.

از فرصت استفاده کردم و رفتم تا یکم بخوابم.
روی تخت دراز کشیدم.

لپ تاپ رو هم باز گذاشتم.
اصلا می دیدمش داغ دلم تازه می شد.

حالم خوب نبود. اصلا.
دلم گریه می خواست. دوست داشتم داد بزنم.

اونقدر تحت فشار بودم که حتی داشتم به انصراف هم فکر می کردم.

ولی نمی ذاشتم فکرام خیلی بال و پر بگیرن

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.7 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
nody عکس های شخصیت بهار و کامران در رمان ازدواج اجباری 1626111507

رمان ازدواج اجباری 0 (0)

1 دیدگاه
  دانلود رمان ازدواج اجباری   خلاصه : بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده… پایان خوش  
400149600406 1552892

رمان خلافکار دیوانه من 5 (1)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان خلافکار دیوانه من خلاصه : دختری که پرستار یه دیوونه میشه دیوونه ای که خلافکاره و طی اتفاقاتی دختر قصه میفهمه که مامان پسر بهش روانگردان میده و دختر قصه میخواد نجاتش بده ولی…… پـایـان خوش  
رمان دلدادگی شیطان

رمان دلدادگی شیطان 5 (1)

13 دیدگاه
  دانلود رمان دلدادگی شیطان خلاصه: رُهام مردی بیرحم با ظاهری فریبنده و جذاب که هر چیزی رو بخواد، باید به دست بیاره حتی اگر ممنوعه و گناه باشه! و کافیه این شیطانِ مرموز و پر وسوسه دل به دختری بده که نامزدِ بهترین رفیقشه! هر کاری میکنه تا این…
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۹ ۱۳۳۱۲۳۴۴۸

دانلود رمان تردستی pdf از الناز محمدی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :   داستان راجع به دختری به نام مریم که به دنبال پس گرفتن آبروی از دست رفته ی پدرش اشتباهی قدم به زندگی محمد میذاره و دقیقا جایی که آرامش به زندگی مریم برمیگرده چیزایی رو میشه که طوفانش گرد و خاک بزرگتری توی زندگی محمد…
IMG 20230127 015547 6582 scaled

دانلود رمان آدمکش 3 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :   ساینا فتاح، بعد از مرگ‌ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانه‌ی خارج درس خوندن از خونه بیرون می‌زنه و تبدیل میشه به یکی از موادفروش‌های لات تهران! دختری که شب‌هاش رو تو خونه تیمی صبح می‌کنه تا بالاخره رد قاتل رو…
دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی

دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    دانلود رمان هوکاره pdf کامل از مهسا عادلی خلاصه رمان: داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار، روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری می‌کنند؛ آروکو در ایران و دیاکو در دبی! آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و…
InShot ۲۰۲۳۰۷۱۳ ۰۰۲۸۰۵۰۲۰

دانلود رمان طلوع نزدیک است pdf از دل آرا دشت بهشت 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         طلوع تازه داره تو زندگیش جوونی کردنو تجربه می‌کنه که خدا سخت‌ترین امتحانشو براش در نظر می‌گیره. مرگ پدرش سرآغاز ماجراهای عجیبیه که از دست سرنوشت براش می‌باره و در عجیب‌ترین زمان و مکان زندگیش گره می‌خوره به رادمهر محبی، عضو محبوب شورای…
images 1

رمان هیچکی مثل تو نبود 2.5 (4)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان هیچکی مث تو نبود خلاصه : آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار. یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Maaayaaa
Maaayaaa
1 سال قبل

این کار کار مازیاره آخه چه مشکلی تو با دلارام داری

nara
nara
پاسخ به  Maaayaaa
1 سال قبل

خدا لعنتش کنه ولی امیدوارم دلارام روحیشو از دست نده🥺

Maaayaaa
Maaayaaa
پاسخ به  nara
1 سال قبل

نه نمیده قوی هستش

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط Maaayaaa

دسته‌ها

3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x