رمان سکوت تلخ پارت 15

4.4
(173)

 

 

 

 

انتخاب لباس عروس چندان طول نکشید

 

هاکان را به سمت مزون‌هایی رانده بود که مدتها قبل خود پا به آنها گذاشته بود

 

بارها آمده بود

 

بارها لباس عروس تن زده بود و در رویاهایش دست در دست کیارش وارد تالار شده بود

 

حالا اما تمام رویاهای دخترانه اش بر باد رفته بود .

 

چندان ذوقی برای انتخاب نداشت اما این دلیل نمیشد بهترین لباس را نپوشد و اطرافیانش را به سوزشی عمیق دعوت نکند …

 

نگاه دوخت به آینه

 

مدل کلوش لباس عروسش را دوست داشت

 

نه آن پف بیش از اندازه لباس عروس‌های قدیمی را داشت و نه آنقدر شبیه لباس های مجلسی چسبان بود …

 

برعکس نسیم که عاشق لباس عروس های مدل ماهی بود او از تک تکشان متنفر بود

 

پس از انتخاب لباس عروس و خرید هاکان پیشنهاد ناهار میدهد و او هم با روی خوش استقبال میکند..

 

وارد رستوران میشوند

به سمت میزی که گارسون راهنمایی میکند می روند.

 

هاکان صندلی برایش عقب میکشد و پس از نشستن او خود نیز روبرویش درد آن سر میز می نشیند..

 

چقدر حس خوبی داشت

 

از احترام هاکان

 

از این طرز برخورد

 

از اینکه با وجود نمایشی بودن همه‌ چیز اما در جایی چون اینجا که هیچکس نبود باز هم اهمیت میداد.

 

#پارت_پنجاه‌ونه

 

انتخاب لباس عروس چندان طول نکشید

 

هاکان را به سمت مزون‌هایی رانده بود که مدتها قبل خود پا به آنها گذاشته بود

 

بارها آمده بود

 

بارها لباس عروس تن زده بود و در رویاهایش دست در دست کیارش وارد تالار شده بود

 

حالا اما تمام رویاهای دخترانه اش بر باد رفته بود .

 

چندان ذوقی برای انتخاب نداشت اما این دلیل نمیشد بهترین لباس را نپوشد و اطرافیانش را به سوزشی عمیق دعوت نکند …

 

نگاه دوخت به آینه

 

مدل کلوش لباس عروسش را دوست داشت

 

نه آن پف بیش از اندازه لباس عروس‌های قدیمی را داشت و نه آنقدر شبیه لباس های مجلسی چسبان بود …

 

برعکس نسیم که عاشق لباس عروس های مدل ماهی بود او از تک تکشان متنفر بود

 

پس از انتخاب لباس عروس و خرید هاکان پیشنهاد ناهار میدهد و او هم با روی خوش استقبال میکند..

 

وارد رستوران میشوند

به سمت میزی که گارسون راهنمایی میکند می روند.

 

هاکان صندلی برایش عقب میکشد و پس از نشستن او خود نیز روبرویش درد آن سر میز می نشیند..

 

چقدر حس خوبی داشت

 

از احترام هاکان

 

از این طرز برخورد

 

از اینکه با وجود نمایشی بودن همه‌ چیز اما در جایی چون اینجا که هیچکس نبود باز هم اهمیت میداد.

 

#پارت_شصت

 

حین صرف غذا بودند که صدای تلفن همراه هاکان بلند میشود ..

 

گوشی را از روی میز برمیدارد و با دیدن نام سارا به روی صفحه بی معطلی دکمه برقراری تماس را زده و گوشی را دم گوش میگذارد

 

– جان..

 

نگاه شوکه مانده مانلی بالا می آید و لحظه ای به سمت مرد پیش رویش کشیده میشود

 

– گفتم که امروز سرم شلوغه …

 

چنگال را در تکه‌ای جوجه فرو می برد …

 

اینکه هاکان با چه کسی حرف میزد برایش اهمیتی نداشت

 

از همان روز اول او گفته بود که علاقه مند به شخصی دیگر است و آن دختر هم از شرایطشان اطلاع دارد

 

– فعلا فرصت نیست سارا …

 

نامش سارا بود؟

 

اسم قشنگی داشت …

 

– ببینم چی میشه…خیله خب حرف میزنیم ،باشه می بینمت… فعلا..

 

با قطع تماس هاکان او خود را بیشتر مشغول غذایش نشان میدهد..

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.4 / 5. شمارش آرا 173

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20240424 143525 898

دانلود رمان هوادار حوا به صورت pdf کامل از فاطمه زارعی 3.5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   درباره دختری نا زپروده است ‌ک نقاش ماهری هم هست و کارگاه خودش رو داره و بعد مدتی تصمیم گرفته واسه اولین‌بار نمایشگاه برپا کنه و تابلوهاشو بفروشه ک تو نمایشگاه سر یک تابلو بین دو مرد گیر میکنه و ….      
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 2.7 (3)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

6 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
شیما
شیما
2 ماه قبل

اینا با هم ازدواج می کنن اما حاج کمال نمیمیره هاکان و سارا هم ارتباطه مخفی خواهند داشت این وسط مانلی می سوزه عاشقم میشه شایدم از سارا هم بچه داشته باشه

لی لی
لی لی
2 ماه قبل

تازه پارت ۱۵ عه وضع اینه و انقد کوتاهه ولی لااقل خوبه از اول نویسنده خود اصلیشو نشون داد که رمانو ادامه ندم😂

نام نامدار
نام نامدار
2 ماه قبل

ای کاش هاکان عاشق مانلی بشه آخه مانلی چه گناهی کرده که شانسش این طوری شده اون از ‌کیارش اینم از هاکان 😔 هیچ کدوم نخواستنش

آخرین ویرایش 2 ماه قبل توسط نام نامدار
Esfp99
Esfp99
2 ماه قبل

کم بود تازه دوتا خط تکرار شد

رمان هایی که میخونم:دلارای،حورا،توکا،دنیز،مانلی
رمان هایی که میخونم:دلارای،حورا،توکا،دنیز،مانلی
2 ماه قبل

ی تیکه ای رو که دوبار گذاشتید
بیش از حد کوتاه بود
لباس خریدن و مشغول خوردن شدن و سارا زنگ زد
تمام

دسته‌ها

6
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x