رمان سکوت تلخ پارت 32

4.5
(178)

 

 

 

 

باید به هاکان میگفتم

 

کمی خجالت میکشیدم

 

صبر میکردم تا به داخل اتاق بیاید

 

آن موقع میگفتم

 

دست سمت موهایم میبرم

 

به هر طریقی که بود ، تور را از روی سرم جدا میکنم

 

نفس عمیقی میکشم

 

چند دقیقه ای را تحمل میکنم و وقتی خبری از هاکان‌نمیشود خود از جا برمی خیزم و از اتاق بیرون می آیم

 

همزمان با من هاکان از اتاق ته راهرو در حالی که لباس هایش را کاملا عوض کرده و مشغول بستن چند دکمه آخر پیراهنش است بیرون می آید

 

گیج نگاهش میکنم ، جایی میرفت؟

 

دهان باز میکنم میخواهم بپرسم اما هنوز کلمه ای به زبان نیاورده ام که نگاهش به من می افتد

 

اشاره ای به لباس عروس مانده به تنم میکند

 

– تو که هنوز اینو درنیاوردی…

 

میخواهم‌بگویم نمیشود …

کمکم دهد ، زیپ لباسم را باز کند که مهلتم نمیدهد

 

– من دارم میرم ، سارا منتظره …

 

#پارت_صدوسیزده

 

مات میمانم

 

باورم نمیشود

 

داشت میرفت پیش سارا؟

 

آن هم امشب؟

 

من را در این خانه تنها میگذاشت و میرفت؟

 

جای پرسش نبود

 

چرا که او همین کار کرد

 

که در عین بیخیالی از کنارم گذشت و از خانه بیرون رفت .

 

با صدای بسته شدن در تکانی میخورم ..

 

اشک در چشمانم حلقه زده بود ..

 

دستانم مشت شده بود و دلم میخواست لباس تنم را تکه تکه کنم

 

داخل اتاق برمیگردم

 

بار دیگر تلاش‌میکنم تا زیپ آن لباس لعنتی را باز کنم

 

وقتی نمیتوانم ..

 

وقتی صبر و حوصله ام تمام میشود به سیم اخر میزنم و با قیچی به جان لباسی که فردا باید تحویل مزون داده میشد می افتم …

 

حالا که در یک خانه با این وضعیت تنهایم میگذاشت ، حقش بود بهای آن را هم بپردازد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 178

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG ۲۰۲۴۰۴۲۰ ۲۰۲۵۳۵

دانلود رمان نیل به صورت pdf کامل از فاطمه خاوریان ( سایه ) 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     بهرام نامی در حالی که داره برای آخرین نفساش با سرطان میجنگه به دنبال حلالیت دانیار مشرقی میگرده دانیاری که با ندونم کاری بهرام نامی پدر نیلا عشق و همسر آینده اش پدر و مادرشو از دست داده و بعد نیلا رو هم رونده…
IMG ۲۰۲۳۱۱۲۱ ۱۵۳۱۴۲

دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به صورت pdf کامل از رویا احمدیان 5 (2)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که به لاله‌ی گوشش می‌خورد، موجب شد با ترس لب بزند. – برگشتی! دستهای یخ زده و کوچکِ آیه گردن خاویر را گرفت. از گردنِ مرد خودش را آویزانش کرد. – برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ…
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4.1 (9)

7 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 4 (4)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.7 (10)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
اشتراک در
اطلاع از
guest

14 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
رها
رها
19 روز قبل

اتفاقات مهمی حتما افتاده این وسط سارا خونه هاکان چکار می کند کی به هاکان گفته ماه عسل بروند

رها
رها
19 روز قبل

چند تا پارت جا افتاده است

فرشته منصوری
فرشته منصوری
21 روز قبل

اتفاق صبح چی بوده؟؟؟؟؟؟

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
عضو
21 روز قبل

بچه ها پارت درسته
ادامه پارت قبله، اگ پارت قبل رو چک کنین متومه میشین

1234
1234
21 روز قبل

پارت قبلی تازه زده پارت صدو یازده این یکی تیکه اخر زده بود پارت صدو سی و سه لطفا درستش کنید . ممنون

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  1234
21 روز قبل

مرسی ک گفتی گلم درستش میکنم

سارا
سارا
21 روز قبل

اشتباه شده از سارا یهو اومده بی هیچ توضیحی رو مانلی چندپارت جا افتاده لطفا”به مخاطب احترام بزارید وقت میزاریم میخونیم خب

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  سارا
21 روز قبل

عزیزدلم درسته
ادامه پارت قبله، اگ پارت قبلی رو یه نگاهی بندازی متوجه میشی

اشک
اشک
21 روز قبل

پارت جا نیافتاده پارت قبل میخواست زیپشو باز کنه نتونست حالا اومد به هاکان بگه براش باز کنخ

رهگذر
رهگذر
21 روز قبل

فک کنم چن تا پارت رو یادت رفته چون اصلا به هم نمیخورن

مریم
مریم
21 روز قبل

چند پارت جا مونده.

خواننده رمان
خواننده رمان
21 روز قبل

خیلی بیشعوره هاکان یعنی میخواد سارا رو با مانلی ببره سفر مثلا ماه عسل

نازنین
نازنین
21 روز قبل

دو سه پارت جا افتاده

غزل
غزل
21 روز قبل

چرا کامل نیس پارتا رو اشتباه دادین جا انداختین چنتا پارت رو

دسته‌ها

14
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x