رمان سکوت تلخ پارت 34

4.5
(170)

 

 

 

 

تنم یخ میزند …

 

مات سر جا میمانم…

 

مبهوت شده بودم.

 

صدای سارا؟

 

آن هم در این خانه؟

 

توهم زده بودم؟

دیوانه شده بودم؟

 

محال بود

 

قطعا عقلم را از دست داده بودم که خیال میکردم این صدای سارا است

 

او اینجا؟

 

مضحک بود

 

هاکان نرفته بود که حالا سارا بیاید…

 

اشتباه کرده بودم..

 

احتمالا از فکر و خیال عقلم را از دست داده بودم.

 

پلک می بندم نفس عمیقی می کشم و حتی آن صدای باز شدن دری که شنیده بودم را هم پای توهماتم میگذارم

 

عقب گرد میکنم..

 

قدمی برمیدارم سوی تخت روم و اما اینبار صدا واضح تر میشود

 

– اینجارو دوست دارم هاکان ، قشنگه …

 

نفسم بند می آید..

 

قدمی آمده را برمیگردم

 

گوش می چسبانم به در

 

– مانلی کجاست؟

 

سارا میپرسد و هاکان جواب میدهد

 

– خوابه احتمالا ، سر و صدا نکن بیا بریم تو اتاق ..

 

#پارت_صدوهجده

 

قلبم داشت از سینه ام بیرون می آمد

 

باور آن چه می شنیدم غیر ممکن

 

اصلا میشد مگر؟

 

– نوچ نمیام ، میخوای چیکار کنی؟

 

لحن سرشار از شیطنت ساراست …

 

– بریم تو اتاق بهت میگم چیکار میکنم ..

 

دستانم کنار تن از حرص می لرزد

 

چطور میتوانستند انقدر وقیح باشند؟

 

اصلا امکان نداشت

 

من باور نمیکردم…

 

– اینجا نمیشه بهم بگی؟ رو کاناپه مثلا …

 

توان سر پا ایستادن نداشتم

 

زانوهایم ضعف زده بود

 

پای دیوار می نشینم

 

داشت حالم بد میشد..

 

چند ثانیه بیشتر نمیگذرد که صدای سارا رنگ بوی هیجان میگیرد

 

– وای میفتم هاکان ، بذارم زمین ، غلط کردم …خودم میام …

 

کف دستانم را روی صورتم میگذارم و لحظه ای بعد صدای بسته شدن در اتاق را میشنوم

 

#پارت_صدونوزده

 

صداها بلند است

 

آنقدر که بشنوم .

 

دست روی گوش هایم میگذارم

 

فایده ندارد

 

میشنوم

 

خنده های سارا …

جیغ های گاه و بی‌گاهی که از سر هیجان می کشید ..

 

خودم را روی زمین میکشم

 

برمیگردم روی تخت

 

سرم را زیر پتو میبرم

 

قرار نبود اشک بریزم

 

فقط ناراحت بودم

 

از سرنوشتم …

از آنچه تصور میکردم و از آنچه شد ..

 

منصفانه نبود

 

من تاوان چه چیزی را پس میدادم؟

 

پاهایم را در شکم جمع میکنم

 

مچاله میشوم در خود و کاش آن صدای ناله زنانه را نمی شنیدم

 

کاش همین یک شب شنوایی ام را از دست میدادم

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 170

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی

رمان شولای برفی به صورت pdf کامل از لیلا مرادی 4 (8)

5 دیدگاه
خلاصه رمان شولای برفی : سرد شد، شبیه به جسم یخ زده‌‌ که وسط چله‌ی زمستان هیچ آتشی گرمش نمی‌کرد. رفتن آن مرد مثل آخرین برگ پاییزی بود که از درخت جدا شد و او را و عریان در میان باد و بوران فصل خزان تنها گذاشت. شولای برفی، روایت‌گر…
IMG ۲۰۲۴۰۴۱۲ ۱۰۴۱۲۰

دانلود رمان دستان به صورت pdf کامل از فرشته تات شهدوست 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دستان سپه سالار آرایشگر جوانی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدر بزرگش او را نوه حاجی صدا میزنند دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزاده ی بزرگترین دشمنش میشود چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش می…
aks gol v manzare ziba baraye porofail 33

دانلود رمان نا همتا به صورت pdf کامل از شقایق الف 5 (2)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         در مورد دختری هست که تنهایی جنگیده تا از پس زندگی بربیاد. جنگیده و مستقل شده و زمانی که حس می‌کرد خوشبخت‌ترین آدم دنیاست با ورود یه شی عجیب مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کنه .. وارد دنیایی می‌شه که مثالش رو فقط تو خواب…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.9 (8)

بدون دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
149260 799

دانلود رمان سالوادور به صورت pdf کامل از مارال میم 5 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:     خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تال طم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و مابین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، می جنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید… از سختی هایش جوانه…
IMG 20240402 203051 577

دانلود رمان اتانازی به صورت pdf کامل از هانی زند 4.8 (11)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   تو چند سالته دخترجون؟ خیلی کم سن و سال میزنی. نگاهم به تسبیحی ک روی میز پرت میکند خیره مانده است و زبانم را پیدا نمیکنم. کتش را آرام از تنش بیرون میکشد. _ لالی بچه؟ با توام… تند و کوتاه جواب میدهم: _ نه! نه…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
نام نامدار
نام نامدار
12 روز قبل

مرتیکه ی بیشور حداقل حرمت هم خونه اش رو نگه می‌داشت و دست هرزه ها رو نمی‌گرفت و بیاره خونه
مانلی گیج هم به این میگه باشخصیت و در هر شرایطی به من احترام میزاره آخه این آدمه

آخرین ویرایش 12 روز قبل توسط نام نامدار
نام نامدار
نام نامدار
12 روز قبل

امیدوارم که مانلی هیچ وقت عاشق هاکان نشه و این روز ها رو یادش نره و یه مرد خوب و عاشق سر راهش قرار بگیره که لیاقت مانلی رو داشته باشه

فاطمه
فاطمه
12 روز قبل

لطفا ادامه نده آدم تپش قلب میگیره حالم بد شد

علوی
علوی
12 روز قبل

هی می‌خوام فحش ندم نمی‌تونم!!
آخه گوساله خال‌خالی!! کل منفعت این ازدواج صوری واسه توی نکبته هاکان خان! مهم نیست اگه شناسنامه توی کثافت 100 بار کثیف بشه، برای بار 101 راحت می‌ری زن می‌گیری. ارث و میراثت قراره بهت برسه. پس نفهم! اصول نکبتی هم‌خونه بودن رو رعایت کن، برای کثافت‌کاری با هرزه‌ای که محرم نشده ولوی رخت‌خوابته، جمع کن برو اون اصطبلی که تا الان توش ولو بودید!
البته که محترمانه‌اش اینه یک امشب سندرم آلت بی‌قرارت رو کنترل کنی و تو اتاق بغل بدون اعمال خاک‌برسری کپه‌ات رو بذاری و بمیری!!
اه!! جای دعای شب قدر دارم فحش می‌دم.

nnnn
nnnn
12 روز قبل

اینا پارت های قبلی ک پارت گذاری نشد

پارت جدید رو کی میذارین؟؟؟؟؟

فرشته منصوری
فرشته منصوری
پاسخ به  nnnn
12 روز قبل

پارت بعدی فک کنم میشه همون ک یارو میادتواتاق مانلی و مانلی زیرپتودرحاله گریه و بغض بیشعوررری اوناس

خواننده رمان
خواننده رمان
12 روز قبل

خیلی پست فطرتن سارا و هاکان 😤

مریم گلی
مریم گلی
12 روز قبل

ممنون به خاطر پارت جدید

لیلا
لیلا
12 روز قبل

چرا هرکی به پست مانلی میخوره لاشیه😐😐😂

علوی
علوی
12 روز قبل

نمی‌دونم اگه بخوایم بر اساس شخصیت‌های این رمان، مجسمه خدای بی‌شعوری و بی‌عاری رو بسازیم دقیقاً باید شبیه هاکان باشه یا کیارش

آخرین ویرایش 12 روز قبل توسط علوی
مریم
مریم
12 روز قبل

میشه بیشتر خوشحالمون کنی و یه پارت دیگه هم بزاری

maryam
maryam
12 روز قبل

حالم از سارا و هاکان به هم میخورههههههه

دسته‌ها

12
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x