رمان عشق صوری پارت 202

5
(3)

 

نفسم تو سینه حبس شد وقتی نگاه هامون خیره موند رو صورت همدیگه!
شد اون چیزی که نباید میشد و دیگه نمیشد جمعش کرد!
بی حرکت یا بهتر بود بگم بدون اینکه توان جنبیدن داشته باشم تو همون حالت مجسمه مانند موندم و تکون نخوردم.
تلفن همراه توی دستش رو از کنار گوشش پایین آورد و بدون اینکه از کسی که داشت باهاش حرف میزد خداحافظ کنی تماس رو قطع کرد و با ریز کردن چشمهاش پرسید:

-چییییی !؟ توووو…

نفسم تو سینه حبس شده بود و رنگ از رخم پریده بود.
نمیدونستم باید چیکار کنم و چه واکنشی نشون بدم.
فقط با دهن نیمه باز و صورت رنگ پریده بهش خیره بودم و تماشاش میکردم.
چه فاجعه ای!
چه فاجعه ای!

اون یک قدم جلو اومد و من همون یک قدم رو عقب رفتم.
گستاخانه گفت:

-پس هرزه خانم افتاد تو تله…

رفته رفته داشت میشد همون ژینوس واقعی.
همون ژینوسی که یه مار آناکوندا رو درسته قورت میده و شهرام با اون شهرامی گریش نتونسته بود اینهمه سال کاری کنه این دختر ازش دل بکنه.
چشمهاشو واسم تو کاسه چرخوند و پرسید:

-تو همون دوست دختر شهرام نیستی؟ همون هرزه ای که میدونه شهرام نامزد داره اپا ول کنش نمیشه !؟ تو…تو اینجا چه غلطی میکنی هاااان !؟

اصلا نمیدونستم چیبگم چون هیچوقت خودم رو واسه همچین لحظه ای آماده نکرده بودم.
هیچوقت!
حتی توی تصوراتم!
بیشتر اومد سمتم.زد رو شونه ام و گفت:

-حرف بزن ببینم سلیطه….تو اینجا چیکار میکنی هااااان؟
کی تورو راه داده اینجا…؟

تنها کاری که تونستم بکنم یا درواقع تنها حرفی که تونستم بزنم این بود که تته پته کنان بگم:

-ا…اش…اشتباه گرفتی!

کاملا مطمئن جواب داد:

-نه! اصلا هم اشتباه نگرفتم! اونقدر این و اون عکسهاتو با شهرام واسم فرستادن که اگه میون میلونها آدم هم وایستاده باشی محاله نتونم نشناسمت…

احساس میکردم افتادم تو تله و راهی واسه نجات خودم ندارم.
من باید چی میگفتم !؟
یا باید چیکار میکردم!؟
شهرام…شهرام خدا بگم چیکارت کنه که تو منو توی این وضعیت انداختی.
آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:

-گفتم که….شما اشتباه گرفتی!

از وصف حال خودم عاجز بودم.فقط میدونم که ضربان قلبم بالا رفته بود و نفسم بالا نمیومد.
خواستم با عجله از کنارش بگذرم که دستمو سفت گرفت و پرسید:

-کجا کجا ! اصلا هم اشتباه نگرفتم.
اصلا تو اینجا چه غلطی میکنی هاااان !؟
اومدی دنبال شهرام آره؟!
لابد شنیدی ما میخوایم رسما ازدواج کنیم و واسه همین اومدی اینجا کولی بازی دربیاری که شهرام رو بکشونی سمت خودت آره؟
ولی کورخوندی!
محال بزارم دیگه حتی رنگشو ببینی!

جدیدتش منو ترسوند.
دستمو با عصبانیت عقب کشیدم و گفتم:

-ولم کن بابا…شهرام جونت پیشکش خودت. از سر رام کنار برو میخوام برم!

پوزخندی زد و نه تنها کنار نرفت بلکه دقیقا رو به روم ایستاد و گفت:

-بری !؟ عمراااا…
من تازه گیرت انداختم بعد الان بزارم تو بری؟
حالا کارت به جایی رسیده که پررو پررو پا میشی میایی اینجا خونه پدرشوهرم؟
خوب گوش کن دختره ی هرزه و سلیطه وای به روزگارت اگه فقط یکبار دیگه…فقط یکبار دیگه من تورو…

حرفش تموم نشده بود گه صدای مامان از پشت سر گند زد به همچی:

-شیوا…پس چرا نرفتی؟دیر میشه هاااا…

اون لحظه حس کردم دنیا روی سرم آوار شده.
لحظه ای که خود ژینوس هم از شدت تعجب انگشت به دهن موند.
دیگه نمیشد از این شرایط خلاص شد ! دیگه نمیشد!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
رمان بر دل نشسته

رمان بر دل نشسته 5 (3)

5 دیدگاه
خلاصه رمان بردل نشسته نفس، دختر زیبایی که بخاطر ترسِ از دست دادن و جدایی، از عشق و دلبسته شدن میترسه و مهراد، مهندس جذاب و مغروری که اعتقادی به عاشق شدن نداره.. ولی با دیدن هم دچار یک عشق بزرگ و اساطیری میشن که تو این زمونه نظیرش دیده…
IMG 20230123 123948 944

دانلود رمان ضماد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         نبات ملک زاده،دختر ۲۰ساله مهربونی که در روستایی قدیمی بزرگ شده و جز معدود آدم های روستاهست که برای ادامه تحصیل به شهر رفته است. خاقان ،فرزند ارشد مرحوم جهانگیر ایزدی. مردی بسیار جذاب و مغرور و تلخ! خاقان بعد از مرگ…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۹ ۱۸۳۶۳۴۶۰۶

دانلود رمان ماهلین pdf از رؤیا احمدیان 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   دختری معصوم و تنها در مقابل مردی عیاش… ماهلین(هاله‌ماه، خرمن‌ماه)…   ★فصل اول: ســـرنــوشــتـــ★   پلک‌های پف کرده و درد ناکش را به سختی گشود و اتاق بزرگ را از نظر گذراند‌. اتاق بزرگی که تنها یک میز آرایش قهوه‌ای روشن و یک تخت…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۴ ۲۲۰۴۲۰۰۳۰

دانلود رمان قصاص pdf از سارگل حسینی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     آرامش دختر هجده ساله‌ای که مورد تعرض پسر همسایه شون قرار میگیره و از ترس مجبور به سکوت میشه و سکوتش باعث میشه هاکان بخواد دوباره کارش رو تکرار کنه اما این بار آرامش برای محافظت از خودش ناخواسته قتلی مرتکب میشه که زندگیش…
رمان خواهر شوهر

رمان خواهر شوهر 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان خواهر شوهر خلاصه : داستان ما راجب دونفره که باتمام قدرتشون سعی دارن دونفر دیگه باهم ازدواج نکنن یه خواهر شوهر بدجنس و یک برادر زن حیله گر و اما دوتاشون درحد مرگ تخس و شیطون این دوتا سعی می کنن خواهر و برادرشون ازدواج نکنن چه…
IMG 20230123 230820 033

دانلود رمان با هم در پاریس 0 (0)

10 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستانی رنگی. اما نه آبی و صورتی و… قصه ای سراسر از سیاهی وسفیدی. پسری که اسم و رسمش مخفیه و لقبش رباته. داستانی که از بوی خونی که در گذشته اتفاق افتاده؛ سر چشمه می گیره. پسری که اومده تا عاشق کنه.اومده تا پیروز…
IMG 20230127 013928 0412

دانلود رمان خطاکار 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     درست زمانی که طلا بعداز سالها تلاش و بدست آوردن موفقیتهای مختلف قراره جایگزین رئیس شرکت که( به دلیل پیری تصمیم داره موقعیتش رو به دست جوونترها بسپاره)بشه سرو کله ی رادمان ، نوه ی رئیس و سهامدار بزرگ شرکت پیدا میشه‌. اما…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.8 (12)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

6 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
aram
aram
1 سال قبل

یا ابلفضللللل😂😂😂

.....
.....
1 سال قبل

یه کمی به نظرات ما اهمیت بدید پارتا خیلی کمه بیشترش کنید

N۱۲۸p
N۱۲۸p
1 سال قبل

این چیه که میزارید الان پارت ۲۰۰ هستید هنوز داستان ادامه داره
کی قراره این رمان تموم شه خدا میدونه😄😅

من منم
من منم
1 سال قبل

خب؟
بعدش؟

یکی
یکی
1 سال قبل

عالی بود اینقد زیاد بود واقعا کیف کردیم نگرانیم دستتون چیزیش نشه👏👏

مهسا
مهسا
1 سال قبل

واقعاا…. حرفی ندارم
تروخداااا یکم زیادش کنین دیگه از خدا نگذرین🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁😐😐😐😐😐😐😐😐

دسته‌ها

6
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x