رمان چشمهایش پارت 2

4.5
(97)

 

 

«🦋سلام خدمت دوستان عزیز

پارتگذاری رمان چشمهایش بعد از چندین ماه دوباره شروع شده،،، اگه رمانو فراموش کردین ، یه سر به پارت اول بزنین که بریم ادامه رمان ،،امروز اولین پارت گذاشته شده ،،معلوم نیست پارتگذاری به چه صورته،،مرسی از همراهیتون💙»

 

نگاه متعجبم روی صورت پسری که رو به روم نشسته بود میچرخه ، این کجاش بنظر لال میومد؟

 

چقدر خوشتیپ بود، از قیافه اش معلوم بود به زور

اومده ….

 

_تو رو هم به زور آوردن نه؟

بدون اینکه حتی حالت صورتش تغییر کنه نگاهم

میکنه ..!

سرم رو پایین میندازم و ادامه میدم :

_من نامزد داشتم ، پسر خاله ام … یه مدت از نامزدیمون که گذشت گفت نمیتونه باهام ازدواج کنه چون چاقم… الانم . همه جا پر شده دختره یه غلطی کرده که ولش کرده …..

مکث کوتاهی میکنم و در حالی که نگاهش میکنم ادامه

میدم :

_من نمیتونم مخالفت کنم، حق حرف زدن ندارم اصلا حرفای من واسه بابام مهم نیست خودت مخالفت کن بنظر نمیاد پدر و مادرت به حرفت گوش ندن …

از جا بلند میشم :

_بریم پایین؟

باز هم بدون عکس العمل از جا بلند میشه حرف نمیتونست بزنه اشاره چی اونم نمیتونست؟ کله اشم نمیتونست تکون بده؟

در و باز میکنم و منتظر نگاهش میکنم که از اتاق بیرون میره پشت سرش راه میوفتم ، چقدر خوشتیپ بود حیف این نبود بیاد منو بگیره؟ من کنارش اعتماد به نفسمو از دست میدادم …

 

در و باز میکنم و منتظر نگاهش میکنم که از اتاق بیرون میره پشت سرش راه میوفتم ، چقدر خوشتیپ بود حیف این نبود بیاد منو بگیره؟ من کنارش اعتماد به نفسمو از دست میدادم …

از پله ها پایین اومدیم نگاه مادرش روی صورتم چرخید لبخندی زد و رو به پسرش گفت :

_چی شد اهورا ؟

برخلاف رفتارش با من که فقط نگاهم میکرد سرشو به تایید تکون داد که باعث لبخند عمیق تر مادرش شد :

_پس مبارکه…

با این حرف مادرش شوکه بهش نگاه کردم یعنی قبول

کرده باهام ازدواج کنه؟

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.5 / 5. شمارش آرا 97

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

24 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
\Me
\Me
1 ماه قبل

این بلاخره به کجا میرسه منتظر بمونم نمونم برینم به نویسنده دوسش داشته باشم ادامه بدم یا نه///////=

neda
عضو
1 ماه قبل

ب قول بچه ها
فقط همین ؟
بنظرم ک‌ کم بود 😌

neda
عضو
1 ماه قبل

بترکی فاطی
اینو از کجا پیدا کردی 😂😂
چقد گشتم نبود 🥲

تارا فرهادی
تارا فرهادی
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

یعنی دیگه پارتگذاری نمیشههه؟؟؟

neda
عضو
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

أه …
بازم ….😑
مگه چیکار میکنیم بابا؟
بده مگه رمانشون معروف میشه ؟والا ….
پس بیا چندروز دیگه بده من بخونم …باشه ؟🥲🥺

خواننده رمان
خواننده رمان
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

پس چرا گذاشتی این چن خطو مادر

نازنین
نازنین
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

بگو داری شوخی می‌کنی لطفا؟🙏

نازنین
نازنین
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

خدایا اینم شد مثل گور به گور وتنگ بلور….چه نویسنده های خسیسی

ریحان
ریحان
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

فاطی آیا ما رو اسکول کردی؟
یا خوشت میاد ما رو اذیت کنی
بعد بااین قادر به ریش نداشته ما بخندی

neda
عضو
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

😑🥲

neda
عضو
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

والا من هستم
شما نیستی 🤨
دیروز ک‌نبودی رفتی کلا غیبت نصفه موند 😂

neda
عضو
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

من خوبم ‌…تو چطوری ؟
خونه پدر شوهر برا روز پدر 😌

neda
عضو
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
1 ماه قبل

ما هنوز نگرفتیم …ایشالا فردا 😂
چی گرفتی بلاخره ؟😜

خواننده رمان
خواننده رمان
1 ماه قبل

ممنون فاطمه خانم ولی بعد از دو سال همین؟ احتمال ادامه دار بودنش هست؟

دسته‌ها

24
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x