رمان گرداب پارت 234

3
(2)

 

 

 

 

نگاهش رو بینشون چرخوند و با فکی منقبض شده گفت:

-فکر دیگه ای نمی تونم بکنم..خودتونم می دونین پرند دختری نیست که همینطور بی خبر گم بشه..جز ما هم کسی رو نداره که بره پیشش..تمام بیمارستان هارو هم گشتیم…..

 

دنیز به کیان و البرز نگاه کرد و با ترس گفت:

-درست میگه..چرا زوتر به فکرمون نرسید..همون سر شب باید می رفتیم سراغ اون اشغال..فقط اونه که با پرند مشکل داره…..

 

دوباره به سورن نگاه کرد و با گریه ادامه داد:

-اگه بلایی سرش اورده باشه چی؟..

 

سورن دندون هاش رو محکم روی هم فشرد و بی اختیار غرید:

-گوه خورده مرتیکه ی لاشی..شیری که از مادرش خورده رو از دماغش میکشم بیرون…

 

کیان دستش رو بلند کرد و با نگرانی گفت:

-ارومتر..اروم باش سورن..نباید بذاریم فعلا خاله چیزی بفهمه..هوا که روشن شد میریم سراغش…

 

سورن دستی به صورت عرق کرده ش کشید و به ساعت نگاه کرد…

 

هنوز ساعت سه هم نشده بود و نمی دونست چطوری باید تا روشن شدن هوا طاقت بیاره…

 

فکر خیال های ترسناک توی سرش می رفت و اومد و داشت دیوونه ش می کرد…

 

اگه واقعا پرند الان دست اون روانی بود چی؟..اگه تا صبح بلایی سرش می اورد چی؟…

 

از جا پرید و خودش رو به دیوار رسوند و تا بقیه به خودشون بیان، مشتش رو با تمام قدرت توی دیوار کوبید….

 

#پارت1357

 

کیان و البرز دویدن سمتش و دنیز با چشم های گرد شده، نگاهش کرد…

 

مشتش رو برای ضربه ی بعدی دوباره عقب برد که البرز و کیان دوتایی دستش رو توی هوا گرفتن…

 

زیر لب غرید و تقلا کرد تا خودش رو از دستشون خلاص کنه اما محکم گرفته بودنش و نمی تونست…

 

کیان و البرز دوتایی کشیدنش عقب که با حرص گفت:

-ولم کنین..ارومم..برین عقب..

 

کیان با نگرانی گفت:

-نکن سورن..اروم باش لامصب..بذار دو دقیقه فکر کنیم ببینیم چه گوهی باید بخوریم…

 

درحالی که از دو طرف بازوهاش رو گرفته بودن، دوتا دستش رو به حالت تسلیم بالا برد و اهسته گفت:

-خیلی خب..ولم کنین..میگم ارومم..

 

کیان و البرز با تردید ولش کردن که چرخید و کمی عقب رفت و پشتش رو به دیوار چسبوند…

 

با چشم هایی که از اشک برق میزد، به کیان نگاه کرد و با بغضی مردونه لب زد:

-اگه بلایی سرش بیاره چی؟..

 

البرز موهاش رو چنگ زد و چرخید و پشتش رو بهشون کرد…

 

کیان هم بی حرف سرش رو پایین انداخت و جوابی نداشت تا بهش بده…

 

صدای گریه ی دنیز دوباره بلند شد و شروع کرد خدا رو صدا کردن…

 

سورن وقتی جوابی نشنید، چشم هاش رو بست و بغضش رو قورت داد و اروم سر خورد و همون کنار دیوار روی زمین نشست….

 

مشتش رو روی قبلش کوبید و زیرلب بی صدا نالید:

-کجایی عشقم..

 

#پارت1358

 

================================

 

سورن و کیان نگاهی به همدیگه انداختن و از ماشین پیاده شدن…

 

جلوی در اهنی بزرگ و قهوه ای رنگ ایستادن و سورن دستش رو سمت ایفون دراز کرد…

 

قبل از اینکه دکمه رو فشار بده، البرز دستش رو گرفت و کشید عقب…

 

سورن سوالی نگاهش کرد و کیان اروم گفت:

-شر درست نکنی سورن..اول حرف میزنیم ببینیم چی میگه…

 

سورن اخم هاش رو توی هم کشید و بدون اینکه جواب بده، دوباره دستش رو بلند کرد و دکمه ی ایفون رو فشرد….

 

کمی منتظر شدن تا ایفون برداشته شد و صدای زنونه ای توی کوچه پیچید:

-بفرمایید..

 

کیان رفت جلوی دوربین ایفون تا دیده بشه و گفت:

-سلام خوب هستین..کیانم..

 

صدای زن که مادر کاوه و زن عموی پرند بود، با تعجب بلند شد:

-سلام اقا کیان..بفرمایید..

 

کیان گلویی صاف کرد و گفت:

-با کاوه کار دارم..خونه اس؟..

 

-بله ولی خوابه..اتفاقی افتاده؟!..

 

-نه چیزی نشده..درمورد یه موضوعی میخوام باهاش صحبت کنم..اگه ممکنه بگین تا دم در بیاد…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۵۱۵ ۱۷۲۷۴۱۹۲۵

دانلود رمان شاه صنم pdf از شیرین نور نژاد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       شاه صنم دختری کنجکاو که به خاطر گذشته ی پردردسرش نسبت به مردها بی اهمیته تااینکه پسر مغرور دانشگاه جذبش میشه،شاه صنم تو دردسر بدی میوفته وکسی که کمکش میکنه،مردشروریه که ازش کینه داره ومنتظرلحظه ای برای تلافیه…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۶ ۱۰۴۸۲۴۸۹۶

دانلود رمان نشسته در نظر pdf از آزیتا خیری 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     همه چیز از سفره امام حسن حاج‌خانم شروع شد! نذر دامادی پسر بزرگه بود و تزئین سبز سفره امیدوارش می‌کرد که همه چیز به قاعده و مرتبه. چه می‌دونست خانم‌جلسه‌ایِ مداح نرسیده، نوه عموی حاجی‌درخشان زنگ می‌زنه و خبر می‌ده که عزادار شدن! اونم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۹ ۱۷۴۵۱۲۱۵۳

دانلود رمان فردا زنده میشوم pdf از نرگس نجمی 0 (0)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:     وارد باغ بزرگ که بشید دختری رو میبینید که با موهای گندمی و چشمهای یشمی روی درخت نشسته ، خورشید دختری از جنس سادگی ، پای حرفهاش بشینید برای شما میگه که پا به زندگی بهمن میذاره . بهمن هم با هزار و یک دلیل…
IMG 20230127 015557 9102 scaled

دانلود رمان نقطه کور 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         زلال داستان ما بعد ده سال با آتیش کینه برگشته که انتقام بگیره… زلالی که دیگه فقط کدره و انتقامی که باعث شده اون با اختلال روانی سر پا بمونه. هامون… پویان… مهتا… آتیش این کینه با خنکای عشقی غیر منتظره…
IMG 20230128 233728 3512

دانلود رمان سمفونی مردگان 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           سمفونی مردگان عنوان رمانی است از عباس معروفی.هفته نامه دی ولت سوئیس نوشت: «قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است»به نوشته برخی منتقدان این اثر شباهت‌هایی با اثر ویلیام فاکنر یعنی خشم و هیاهو دارد.همچنین میلاد…
InShot ۲۰۲۳۰۶۲۴ ۱۰۱۹۳۶۱۶۳

دانلود رمان بی مرزی pdf از مهسا زهیری 0 (0)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:       بی مرزی درباره دختری به اسم شکوفه هستش که پس از ۵ سال تبعید توسط پدر ثروتمندش حالا به تهران بازگشته و عامل اصلی این‌تبعید را پسرخوانده پدر و خود پدر میدونه او در این‌بازگشت می‌خواهد انتقام دوران تبعیدش و عشق ممنوعه اش را…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۴ ۱۳۲۸۴۴۱۱۹

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین pdf از هانیه وطن خواه 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   دختری که با تمام از دست رفته هایش شروع به سازش می کند… به گذشته نگریستن شده است عادت این روزهایم… نگاه که می کنم می بینم… تو به رویاهایت اندیشیدی… من به عاشقانه هایم…ع تو انتقامت را گرفتی… من تمام نیستی ام را… بیا همین…
۱۶۰۵۱۰

دانلود رمان تموم شهر خوابیدن 0 (0)

3 دیدگاه
    خلاصه رمان:       درمانگر بيست و چهارساله ای به نام پرتو حقيقی كه در مركز توانبخشی ذهنی كودكان كار می‌كند، پس از مراجعه ی پدری جوان همراه با پسرچهارساله اش كه به اوتيسم مبتلا است، درگير شخصيت عجيب و پرخاشگر او می‌شود. كسری بهراد از نظر…
InShot ۲۰۲۳۰۷۱۳ ۰۰۲۸۰۵۰۲۰

دانلود رمان طلوع نزدیک است pdf از دل آرا دشت بهشت 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:         طلوع تازه داره تو زندگیش جوونی کردنو تجربه می‌کنه که خدا سخت‌ترین امتحانشو براش در نظر می‌گیره. مرگ پدرش سرآغاز ماجراهای عجیبیه که از دست سرنوشت براش می‌باره و در عجیب‌ترین زمان و مکان زندگیش گره می‌خوره به رادمهر محبی، عضو محبوب شورای…
c87425f0 578c 11ee 906a d94ab818b1a3 scaled

دانلود رمان به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ به صورت pdf کامل از مهدیه افشار 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   سرمه آقاخانی دختری که بعد از ورشکستگی پدرش با تمام توان برای بالا کشیدن دوباره‌ی خانواده‌اش تلاش می‌کنه. با پیشنهاد وسوسه‌انگیزی از طرف یک شرکت، نمی‌تونه مقاومت کنه و بعد متوجه می‌شه تو دردسر بدی افتاده… میراث قجری مرد خوشتیپی که حواس هر زنی رو…
اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Mahsa
Mahsa
7 ماه قبل

حتما یه جایی زندانیش کرده ک خودشم تو خونشونه

دسته‌ها

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x