“خدمتکار عمارت درد” پارت 69

1
(1)

 

 

فرهاد: پسرخاله بیا جلو

فقط 5 دقیقه وقت داری با خواهرت خدافزی کنی

 

میخواستم برم سمتش که فرهاد دستمو کشید

 

+ وایسا عزیزم کجا

بایر اول پسرخاله رو بگردن

 

فرهاد یکی از نوچه هاشو فرستاد تا ماهان بگردن با خودش چیزی نیورده باشه

 

بعد گشتن ماهان چیزی پیدا نکردن

 

+ ولم کن فرهاد بزار برم

دیدی که چیزی باهاش نبود

 

فرهاد دستمو ول کرد با تموم جونی که داشتم به سمت ماهان دوییدم

ماهان ام همین طور

انگار هر دو مشتاق تر از یکی دیگه بودیم

 

دستامو باز کردم خودمو انداختم تو بغل ماهان

اینقدر محکم بغلش کردم که نمیخواستم ازش جدا بشم

حس قشنگی تو تو بغلش داداشت باشی

همین طور اشکام میومدن پایین

 

+ داداش باورم نمیشه الان بغلت کردم

 

ماهان: چرا مارالم باورت بشه

الان تو بغل منی

 

+ چرا دنبالم نبودی؟! میدونی هر جا رفتم نبودی

 

ماهان همین طور موهامو نوازش می کرد

 

ماهان: مگه میشه من دنبال تو نباشم

تو پاره تن منی

امانت مامان و بابایی

 

+ کاش مامان و بابام بودن

 

ماهان: اونا الان مارو میبینن

مارال خواهری گریه نکن

 

+ داداش بزار تو بغلت باشه

دیگه نمیبینمت

داداش قول بدی مواظب خودت باشی

 

ماهان: هیس اینجوری نگو

 

من از خودش جدا کرد یه نگاه بهم کرد

 

ماهان: چقدر خانم شدی مثل مامان شدی میدونی؟!

 

+ داداش اینطوری نگو گریه ام میگیره

 

ماهان با شصت دستش گریه هامو پاک کرد

 

ماهان : مارال اینجوری نگفتم گریه کنی گفتم بدونی

 

+ باید زنت بدم آدم شی

 

تو گریه هام همین جور خندم میگیرفت

 

ماهان: تو این لباس چه خوشگل شدی خواهری

 

میخواستم  جوابش بدم که فرهاد مانع شد

 

فرهاد: فرهاد بسه دیگه وقتتون تموم شد

 

از بغل ماهان داشتم جدا میشدم که نزاشت

 

+ داداش بزار برم

 

ماهان: تو جایی نمیری

 

+ چی؟!

 

ماهان: اینجا کلاً تو محاصره اس

فرهاد کاری نمیتونه

 

فرهاد: بیا اینجا مارال

 

ماهان : مارال جایی نمیاد

 

فرهاد: خودش گفت هر کاری که گفتم انجام میده

پس مارال معطل نکن بیا

 

نمیدونستم باید چیکار کنم بمونم یا برم

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 1 / 5. شمارش آرا 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
55e607e0 508d 11ee b989 cd1c8151a3cd scaled

دانلود رمان سس خردل به صورت pdf کامل از فاطمه مهراد 3.6 (7)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:     ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار میکنه . روزی از روزا ، این‌ دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف ، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره ، ساندویچ پر از سس خردل تعارف میکنه…
photo 2017 04 20 14 37 49 330x205 1

رمان ماه مه آلود جلد اول 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود ماه مه آلود جلد اول خلاصه : “مها ” دختری مستقل و خودساخته که تو پرورشگاه بزرگ شده و برای گذروندن تعطیلات تابستونی به خونه جنگلی هم اتاقیش میره. خونه ای توی دل جنگلهای شمال. اتفاقاتی که توی این جنگل میوفته، زندگی مها رو برای همیشه زیر و…
InShot ۲۰۲۳۰۴۱۸ ۱۰۵۰۱۵۱۹۵

دانلود رمان کوازار pdf از پونه سعیدی 0 (0)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان :       کوازار روایتگر داستانی عاشقانه از دنیای فرشتگان و شیاطین است. دختری به نام ساتی که در یک شرکت برنامه نویسی کار می کند، پس از سپرده شدن پروژه ی مرموز و قدیمی نوسانات برق به شرکت شان، دست به ساخت یک شبکه ی…
رمان در پناه آهیر

رمان در پناه آهیر 0 (0)

2 دیدگاه
خلاصه رمان در پناه آهیر افرا… دختری که سرنوشتش با دزدی که یک شب میاد خونشون گره میخوره… و تقدیر باعث میشه عاشق مردی بشه که پناه و حامی شده براش.. عاشق آهیر جذاب و مرموز !    
IMG 20240424 143525 898

دانلود رمان هوادار حوا به صورت pdf کامل از فاطمه زارعی 4 (8)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   درباره دختری نا زپروده است ‌ک نقاش ماهری هم هست و کارگاه خودش رو داره و بعد مدتی تصمیم گرفته واسه اولین‌بار نمایشگاه برپا کنه و تابلوهاشو بفروشه ک تو نمایشگاه سر یک تابلو بین دو مرد گیر میکنه و ….      
IMG 20240402 203051 577

دانلود رمان اتانازی به صورت pdf کامل از هانی زند 4.8 (12)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   تو چند سالته دخترجون؟ خیلی کم سن و سال میزنی. نگاهم به تسبیحی ک روی میز پرت میکند خیره مانده است و زبانم را پیدا نمیکنم. کتش را آرام از تنش بیرون میکشد. _ لالی بچه؟ با توام… تند و کوتاه جواب میدهم: _ نه! نه…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۴ ۲۲۱۵۵۵۳۹۷

دانلود رمان آوانگارد pdf از سرو روحی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           آوانگارد روایت دختری است که پس از طرد شدن از جانب خانواده، به منزل پدربزرگش نقل مکان میکند ، و در رویارویی با مشکالت، خودش را تنها و بی یاور می بیند، اما با گذشت زمان، استقاللش را می یابد و…
IMG 20230123 123948 944

دانلود رمان ضماد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         نبات ملک زاده،دختر ۲۰ساله مهربونی که در روستایی قدیمی بزرگ شده و جز معدود آدم های روستاهست که برای ادامه تحصیل به شهر رفته است. خاقان ،فرزند ارشد مرحوم جهانگیر ایزدی. مردی بسیار جذاب و مغرور و تلخ! خاقان بعد از مرگ…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

10 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Mhsa
Mhsa
1 سال قبل

نویسنده جون وارد کانال تلگرامت شدیم میشه تا پارت ۶۹ رو اونجا هم بزارید ما از این ببعد از تلگرام بخونیم ؟؟

Mhsa
Mhsa
1 سال قبل

یا ابلفزژزز فرهاد؟ گرفتش ؟ چیشد اصن پشمامممم چ خفنن عالی بودد و ماجراجویی

الہہ افشاری
الہہ افشاری
1 سال قبل

وای تو رو خدا یه پارت دیگه هر چقدر رمان می‌ره جلو آدم بیشتر علاقه مند میشه بخونه یه پارت دیگه هم بزار لطفا

الہہ افشاری
الہہ افشاری
پاسخ به  fershteh mohmadi
1 سال قبل

لطفاً یه پارت جدید هم بده دیگه خواهش میکنم من تا چند روز دیگه که پارت جدید بدی دق میکنم

Mobina Moradi
Mobina Moradi
پاسخ به  fershteh mohmadi
1 سال قبل

مرسییی ازت خیلی قشنگ بوددددد

Mobina Moradi
Mobina Moradi
پاسخ به  الہہ افشاری
1 سال قبل

وای دقیقا

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط Mobina Moradi

دسته‌ها

10
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x