“خدمتکار عمارت درد” پارت 72

2.5
(2)

 

 

داشتم از کسی کمک میخواستم که یه بارم صداش نزدم

ازش هیچ وقت کمک نخواستم

چقدر من آدم بدی ام

بهش نیاز پیدا کردم دارم صداش میزنم

دلمو زدم به دریا

ازش خواستم منو ببخشه

 

نمیدونم چند ساعت تو اون حالت بودم

هیچی از دوربرم خبر نداشتم

نه از کوروش که نمیدونم کجا رفته

نه دانیال نه بهرام

گوشی نداشتم بهشون زنگ بزنم

هیچکی ام نیومد بپرسه مشخصات

 

کاش الان مامان و بابام بودن

اون کنارم بودن میتونستم یه کاری کنم

لاقل اونا برام یه قوت قلب میشد

اگه زنده بودن هیچ وقت این اتفاق نمیفتاد

 

صدای در اتاق اومد دیدم دکتره

از سر جام پا شدم

رفتم طرف دکتر

 

+ دکتر حال خواهرم چطوره؟!

 

_ شما باید برادرشون باشین

 

+ آره دکتره بگین حال خواهرم چطوره؟!

 

_ متأسفانه…

 

صدای ضربان قلبمو می‌شنیدم

 

+ دکتر چیشده؟! توروخدا حرف بزنید

 

_ متأسفانه خون ریزی زیادی کردن ولی تیر رو از بدن اش جدا کردیم

شانس آوردین به هیچ کدوم از اعضای حیاتیش نخورده

ولی هنوز زوده چیز قطعی بگم

بدن خواهرتون ضعیفه

 

یکم خیالم راحت شد و با گفتن این حرف دکتر انگار آوار رو سرم خراب شد

 

+ میتونم ببینمشون؟!

 

_ الان نه

 

+ دکتر میخوام خواهرمو به بیمارستان شهر منتقل کنم

میتونم این کارو انجام بدم؟!

 

_ بزارین اول جواب آزمایشش بیاد

بهتون میگم

 

+ لطف میکنید زودتر بهم بگین

 

بعد از اینکه دکتر رفت باید به یه گوشی یا تلفنی پیدا می کردم

تا بهشون خبر بدم و خبری از خودشون میگرفتم

 

اینکه کوروش کجا رفته معلوم نیست

از پرستار گوشی خواستم و به بهرام خبر دادم تا شماره کوروش و دانیال رو برام بفرسته

 

گوشی دانیال بوق می‌خورد ولی کسی جواب نمیداد خیلی نگرانش بود

 

به کوروش که زنگ زدم گفت الان خودشو میرسونه و یه کاری داشته رفته

 

سرگردون و حیرون همین طور تو راهرو درمانگاه راه می‌رفتم

 

که کوروش رو دیدم

 

+ کجایی تو پسر؟!

اینا چیه تو دستت ؟!

 

کوروش: بعد اینکه کارای مارال کردم دیدم لباسات پر از خونه

بعد رفتم یه چنتا لباس برات گرفتم

دیگه تو بیمارستان تو شهر با یکی از دوستام هماهنگ کردم مارالو ببریم اونجا..‌.

 

+ با دکترش حرف زدم

 

کوروش: بهش گفتی میتونیم ببریم؟!

+ خیلی خون ریزی کرده

باید جواب آزمایشش بیاد

فعلاً تو اتاقه اجازه نداد برم تو اتاق

 

کوروش: چیزی دیگه ای نگفت؟!

 

+ نه فعلاً

بیا بشین خسته ای

 

کوروش: نه خسته نیستم

بیا لباساتو عوض کن

نمیخوای که مارالو ناراحت ببینی

 

+ نمیخوام ببینه ولی اون لحظه یه ثانیه از جلو چشمام نمیره

فقط دستم به اون عوضی برسه

 

کوروش: خبری ازشون نداری؟!

 

+ هیچی

حتی بهرامم نمیدونه

فقط گفت متین حمکشو براش اعدام بریدن

 

کوروش: چرا؟!

 

+ یه نفرو کشته

هنوز مشخص نیست کیه

 

کوروش: حقش اینه زنده زنده چالش کنی بیشرفو

 

+ من دیگه هیچی نمیخوام فقط خواهرم سالم از اونجا بیاد بیرون

وقتی خوب شد با خودم میبرمش یه جای دور

که دیگه دست هیچکس بهمون نرسه

 

کوروش انگار گرفته شد

کوروش: کجا میخواین برین؟!

 

+ معلوم نیست فقط از اینجا میبرمش

 

کوروش لباسا رو داد دستم که برم عوضشون کنم

اگه مارال منو میدید ناراحت میشد بخاطر مارال رفتم عوضشون کنم

 

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 2.5 / 5. شمارش آرا 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۸ ۰۵۳۰۳۳۸۰۹

دانلود رمان شهر بی یار pdf از سحر مرادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :     مدیرعامل بزرگترین مجموعه‌ی هتل‌‌های بین‌الملی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمه‌های سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم رابطه‌ی ممنوعه‌اش با مهمون ویژه‌ی اتاقِ vip هتلش به دست دخترتخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و…؟   «برای خوندن این…
images 1

رمان هیچکی مثل تو نبود 2.5 (4)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان هیچکی مث تو نبود خلاصه : آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار. یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۷ ۱۱۳۲۵۲۳۹۷

دانلود رمان دیوانه و سرگشته pdf از محیا نگهبان 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :   من آرمین افخم! مردی 34 ساله و صاحب هولدینگ افخم! تاجر معروف ایرانی! عاشق دلارا، دخترِ خدمتکار خونمون میشم! دختری ساده و مظلوم که بعد از مرگ مادرش پاش به اون خونه باز میشه. خونه ایی که میشه جهنم دلی، تا زمانی که مال من…
IMG 20231031 193649 282

دانلود رمان شاه دل pdf از miss_قرجه لو 1 (1)

9 دیدگاه
    نام رمان:شاه دل نویسنده: miss_قرجه لو   مقدمه: همه چیز از همان جایی شروع شد که خنده هایش مرا کشت..از همان جایی که سردرد هایم تنها در آغوشش تسکین می یافت‌‌..از همان جایی که صدا کردنش بهانه ای بود برای جانم شنیدن..حس زیبا و شیرینی بود..عشق را میگویم،همان…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۹۴۳۰۶۲

دانلود رمان زهر تاوان pdf از پگاه 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       درمورد یه دختر به اسمه جلوه هستش که زمانی که چهار سالش بوده پسری دوازده ساله به اسم کیان وارد زندگیش میشه . پدر و مادرجلوه هردو پزشک بودن و وقت کافی برای بودن با جلوه رو نداشتن برای همین جلوه همه…
IMG 20230123 230123 526

دانلود رمان غرور پیچیده 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :             رمو فالکون درست نشدنیه! به عنوان کاپوی کامورا، بی رحمانه به قلمروش حکومت می کنه، قلمرویی که شیکاگو بهش حمله کرد و حالا رمو میخواد انتقام بگیره. عروسی مقدسه و دزدیدن عروس توهین به مقدساته. سرافینا خواهرزاده ی رئیس اوت…
3

رمان جاوید در من 0 (0)

3 دیدگاه
  دانلود رمان جاوید در من خلاصه : رمان جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود.
رمان ژینو

دانلود رمان ژینو به صورت pdf کامل از هاله بخت یار 4 (4)

7 دیدگاه
  خلاصه: یاحا، موزیسین و استاد موسیقی جذابیه که کاملا بی‌پروا و بدون ترس از حرف مردم زندگی می‌کنه و یه روز با دیدن ژینو، دانشجوی طراحی لباس جلوی دانشگاه، همه چی عوض میشه… یاحا هر شب خواب ژینو و خودش رو می‌بینه در حالی که فضای خوابش انگار زمان…
IMG ۲۰۲۱۱۰۲۱ ۲۱۵۴۳۱ scaled

دانلود رمان اسمارتیز 0 (0)

2 دیدگاه
    خلاصه رمان:     آریا فروهر برای بچه هاش پرستار میگیره اونم کی دنیز خانم مرادی که تو شیطنت و خراب کاری رو دستش بلند نشده حالا چی میشه این آقا آریا به جای مواظبت از ۳ تا بچه ها باید از ۴ تا مراقبت کنه اونم بلاهایی…
اشتراک در
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Yas
Yas
1 سال قبل

ممنون از شما

Yas
Yas
1 سال قبل

یک هفته پیش تعطیلات بود گفتید تعطیل هست . بعد پارت میذارید . مثل اینکه کلاً تعطیل شد

لیلی
لیلی
1 سال قبل

لطفا ادامه اش زودتر بزار

هیراد
هیراد
1 سال قبل

پارت بعد کی میزاری؟

Dina Abdi
Dina Abdi
1 سال قبل

لطفا بعد دوروز پارت بزار موندیم تو خمارییی

علوی
علوی
1 سال قبل

سلام
کی بقیه اش رو می‌ذاری؟ جالب شده

دسته‌ها

12
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x