22 دیدگاه

رمان حورا پارت 110

4.3
(4)

💤«حـــــورا»💤

💫💫💫💫💫💫

 

 

به خانه که بازگشتیم، قباد نبود و لاله هم مشخصا عصبی بود، ظاهراً دعوا کرده بودند، من که میدانستم قباد چقدر طبع گرمی دارد و به محض تحریک شدن میبایست ارضا شود در غیر این صورت، اعصابش به هم میریخت!

 

شام را دور هم خوردیم و قباد اواسط شام بود که بازگشت، از چهره‌اش خستگی و بی حوصلگی فریاد میزد، نیشخندی در دل زدم، بیچاره از صبح تا حالا نیازش را نتوانسته بود رفع کند!

 

لاله به محض دیدن قباد به سمتش رفت و او را بوسید، نگاه پر حرص کیمیا را دیدم و بی اراده خندیدم.

خنده‌ی مزاحم توجه‌ها را به سمتم جلب کرد و مادرجان گفت:

 

_ به چی میخندی، بگو ما هم بخندیم!

 

لقمه‌ی دهانم را قورت دادم و درحالی که پارچ اب را برمیداشتم گفتم:

 

_ هیچ مادرجون یاد یه چیز قدیمی افتادم!

 

ابروهایش بالا رفت و قباد هم داخل شد:

 

_ خب این چیز قدیمی چیه، حوراجون؟

 

صدای پر از ناز لاله مثل سنباده‌ای روی مغزم بود، لبخندی تصنعی زدم:

 

_ یه چیزی بین من و دوستای دانشگاهم، دوران جالبی بود!

 

و نگاهی به قباد کردم، چشم ریز کرده بود و خیره نگاهم میکرد. رو گرفتم و دیگر کسی پیگیرش نشد، به محض تمام شدن غذا، مادرجان لاله را به قصد استراحت به اتاقش فرستاد و میگفت ماه‌های اخر بارداری سخت است!

 

ماه‌های اخر بارداری را مسلما منظورش ماه پنجم که نبود؟ زن پنج ماهه دردش چه بود را نمیدانم، صرفا میخواستند او را به چشم عزیز کنند!

 

وگرنه که زیاد دیده بودیم زن‌های بارداری که نظافت کامل خانه‌یشان را به عهده داشتند!

ناچار با کیمیا مشغول جمع کردن سفره و آشپزخانه شدیم.

 

میان کار هم هر از گاهی صحبت از اقایون میشد!

 

 

 

 

 

 

از وحید میگفت که گاهی شیطنت میکند و او نگران است، با این حال به او اطمینان دادم که تا نامزد هستند لذت دنیا را ببرند، هر دو به هم می‌آمدند، مشکل جدی‌ای هم نداشتند که دیگری از ان بی خبر باشد!

 

پس نگرانی‌های کیمیا چندان مهم نبود، اما نگرانی من این بود که چه تصمیمی بگیرم که اشتباه نباشد؟

لجبازی کنم؟ لاله را حرص دهم؟ ازارش دهم؟ به چه قیمتی، به قیمت غرورم؟

 

یا اینکه همین فرمان پیش بروم و هربار طور دیگر زور بشنوم، طور دیگر غرورم لگدمال شود و تحقیر شوم، و در هر صورت من ازار میدیدم!

 

من هرکار کنم آخرش این شود که رها شوم…

قباد را با دلبری به سمت خودم بکشم، لاله را حرص دهم، تن و بدنم را دوباره در اختیار مردی قرار دهم که من را یکبار پس زده است…

 

مردی که چندین سال به من عشق ورزید و با کم و کاستی هایم سر کرد، من را پس زد!

دلم میخواهد انتقام بگیرم، تلافی کنم، لجباز شوم…

 

اما چیزی درونم مانع میشود و نمیدانم به حرف دلم گوش دهم یا عقلم!

با اینکه حتی نمیدانم عقلم چه میگوید و قلبم چه!

 

بعد از تمام شدن کارها، کیمیا با زنگ تماسش به دنبال پایخ دادن رفت و من هم به اتاق برگشتم.

مشغول درس خواندن شدم و هر از گاهی هم سر در موبایل فرو میکردم.

 

مداد در دست مشغول تست زنی بودم که صدایی مثل افتادن چیزی از بیرون شنیدم. از جا برخواستم و به سمت در رفتم، صدای جر و بحث کمی هم میشنیدم. ابتدا خونسرد پوزخند زدم، که به یکباره صدای کوبش در امد.

 

از ترس در را رها کرده فاصله گرفتم، به سمت تختم رفتم و دوباره نشستم که تقه‌ی ارامی به در اتاق خورد، همه خواب بودن و اتاق من هم جز چراغ‌ مطالعه‌ی کوچکم نور دیگری نداشت، اما کنجکاوی مانع شد و گفتم:

 

_ بله؟

 

در به ارامی باز شد و کله‌ی کیمیا داخل شد، نفس راحتی کشیدم و دست روی قلبم گذاشتم:

 

_ ترسوندیم دختر، بیا تو ببینم…

 

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 4

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
Suicide 2

رمان آیدا و مرد مغرور 0 (0)

بدون دیدگاه
دانلود رمان آیدا و مرد مغرور خلاصه: درباره ی دختریه که ۵ساله پدرومادرشوازدست داده پیش عموش زندگی میکنه که زن عموش خیلی بدهستش بخاطراینکه عموش کارخودشوازدست نده بارییس شرکتشون ازدواج میکنه که هیچ علاقه ایی بهم ندارن وپسره به اسرارخوانواده ازدواج کرده وبه عنوان دوست درکنارهم زندگی میکنن.
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۵ ۱۴۰۲۴۳۳۱۴

دانلود رمان در حسرت آغوش تو pdf از نیلوفر طاووسی 5 (1)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :     داستان درباره ی دختری به نام پانته آ ست که عاشق پسری به نام کیارشه اما داستان از اونجایی شروع میشه که پانته آ متوجه میشه که کیارش به خواهرش پریسا علاقه منده و برای خواستگاری از پریسا پا به خونه ی اونها میذاره…
IMG 20230127 013928 0412

دانلود رمان خطاکار 1 (1)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     درست زمانی که طلا بعداز سالها تلاش و بدست آوردن موفقیتهای مختلف قراره جایگزین رئیس شرکت که( به دلیل پیری تصمیم داره موقعیتش رو به دست جوونترها بسپاره)بشه سرو کله ی رادمان ، نوه ی رئیس و سهامدار بزرگ شرکت پیدا میشه‌. اما…
IMG 20240405 130734 345

دانلود رمان سراب من به صورت pdf کامل از فرناز احمدلی 4.8 (12)

2 دیدگاه
            خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ….. بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر…
Romantic profile picture without text 1 scaled

دانلود رمان طهران 55 pdf از مینا شوکتی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       در مورد نوا دختری جسور و عکاسه که توی گذشته شکست بدی خورده، اما همچنان به زندگیش ادامه داده و حالا قوی شده، نوا برای نمایشگاهه عکاسیش میخواد از زنهای قوی جامعه که برخلاف عرف مکانیک شدن عکس بگیره، توی این بین با…
IMG 20230123 235130 203

دانلود رمان آغوش آتش جلد دوم 5 (2)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         آهیر با سن کَمِش بزرگه محله است.. در شب عروسیش، عروسش مرجان رو میدزدن و توی پارک روبروی خونه اش، جلوی چشم آهیر میکشنش.. آهیر توی محل میمونه تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل اونو پیدا کنه.. آهیر که یه…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۸۰۲۲۰۷۴۴

دانلود رمان آشوب pdf از رؤیا رستمی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     راجبه دختریه که به تازگی پدرش رو از دست داده و به این خاطر مجبور میشه همراه با نامادریش از زادگاهش دور بشه و به زادگاه نامادریش بره و حالا این نامادری برادری دارد بس مغرور و …

دانلود رمان لمس تنهایی ماه به صورت pdf کامل از منا امین سرشت 1 (1)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان :   همیشه آدم‌ها رو با ظاهرشون نباید قضاوت کرد. پشت همه‌ی چهره‌هایی که می‌بینیم، آدم‌هایی هستن که نمی‌شه فهمید تو قلب و فکر و روحشون چه چیزی جریان داره. گاهی باید دستشون رو گرفت، روحشون رو لمس کرد و به تنهایی‌هاشون نفوذ کرد تا…
InShot ۲۰۲۳۰۲۰۷ ۱۶۲۱۴۷۷۳۵

دانلود رمان در سایه سار بید pdf از پرن توفیقی ثابت 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     ابریشم در کوچه پس کوچه های خاطراتش، هنوز رد پایی از کودکی و روزهای تلخ تنهایی اش باقی مانده است.دختری که تا امروزِ زندگی اش، تلاش کرده همواره روی پای خودش بایستد. در این راه پر فراز و نشیب، خانواده ای که به فرزندی…
1 1

رمان کویر عشق 0 (0)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان کویر عشق خلاصه رمان کویر عشق : بهار که به تازگی پروانه‌ی وکالتشو بعد از چند سال کار آموزی کنار وکیل بنامی گرفته و دفتری برای خودش تهیه کرده خیلی مشتاقه آقای نوید رو که شُهره‌ی خاصی در بین وکلا داره رو از نزدیک ببینه و از…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

22 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
nah
nah
9 ماه قبل

پارت کو؟

Viana
Viana
9 ماه قبل

ااین رمان و واقعا دوست دارم
توروخدا بره جلو

چشم به راه جین شی
چشم به راه جین شی
9 ماه قبل

میترسم آخرش نویسنده از شدت زیاد نوشتن فوت کنه
چشام خسته شد بس که زیاددد بود

♡ روا ♡
♡ روا ♡
9 ماه قبل

چقدر حرص میخورم آخه اینم شد دلارای دومی

خواننده رمان
خواننده رمان
9 ماه قبل

میشه تارگت رو بذارین امروز

بانو
بانو
9 ماه قبل

ننه ندا چرا این رمان اینجوری کند پیش میره؟؟
تورو خدا جواب بدین آدم حرص میخوره ….نمیشه هر روز پارت بدین؟

بی نام
بی نام
پاسخ به  neda
9 ماه قبل

خوب. بزن شتکش کن نمیشهه. لطفااا

زهرا
زهرا
9 ماه قبل

دوستان من قبلن یه رمانی تا نصفه خوندم ولی رومخمه میخوام دانلود کنم کامل بخونمش ولی اسمش رو یادم نمیاد خیلی هم قشنگ بود داستانش درمورد یه دختری بود که از نامزدش جداشده بود بعد دوست نامزدش بهش ابراز علاقه می‌کرد ولی دختره قبول نمیکرد به دوست نامزدش میگفت دایی چون نامزدش دایی صدا میکرده این دوستشو دختره هم خیلی با این دایی راحت بود مثل دایی واقعا قبولش داشت شما نمیدونید اسمش چیه

به تو چه😐
به تو چه😐
9 ماه قبل

و در اخر این دلم بود که مثل همیشه برنده شد 🤣😅

آدم معمولی
آدم معمولی
9 ماه قبل

نویسنده جونم یکم دیگه 🥺

lilo
lilo
9 ماه قبل

ماشالا چقدر نویسنذه زحمت میکشه😐😐

Nasrin
Nasrin
9 ماه قبل

باز هم بدون محتوا

لی لی
لی لی
9 ماه قبل

دریغ از یکم هیجان:/

ف.....ه
ف.....ه
9 ماه قبل

چقدیخ بود اه

باران
باران
9 ماه قبل

واقعا مسخره کردن دیگه

ladyshinnn
ladyshinnn
9 ماه قبل

روند داستان خیلی کند و حوصله سر بره مدام یسری چیزا تکرار میشه طرف صبح پا میشه سرکوفت و نیش و کنایه میشنوه ناهار میخوره سفره جمع میکنه بعدظهر میره بیرون دور دور شب هم که میاد خیانت شوهرش رو با لاله میبینه شب تا صبح درس میخونه و دوباره روز از نو روزی از نو… 😒ادمین جان لطف کنه اگه روزانه پارت بزاره خیلی بهتره وگرنه رمان جذابیت ش رو از دست داده واس مخاطبا

آرام
آرام
پاسخ به  neda
9 ماه قبل

این رمان vip داره؟؟

آرام
آرام
9 ماه قبل

دستت دردنکنه نویسنده عزیز
خیلی خسته شدی این چند خط رو نوشتی
خیلی پارت جذاب و پرمحتوایی بود این چند هفته ی اخیر خیلی از قلمت کار کشیدی ما هم که خودت میدونی صبرمون کمه پارت ها رو طولانی و پر محتوا مینویسی🙂
اووووف خسته شدیم بخدا از دست این رمان 😔

مایان
مایان
9 ماه قبل

واقعن توی هر پارت چه اتفاقی میوفته؟
معطل کردن مخاطب تاکی؟
اگه رمانت طولانیه و اینطوری
حداقل روزی یه پارت بزار ملت اینجا کنجکاون

دسته‌ها

22
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x