رمان حورا پارت 164

4.3
(267)

 

 

 

 

 

 

دو روز با وانمود کردن من گذشت، دو روزی که کیمیا هم آمد اما باز هم چیزی نگفتم، با این حال لاله انگار مشکوک شده بود به آن روز، مدام با شوخی هم که شده بحثش را پیش میکشید…

 

شوکه بودم هنوز، نتوانستم به درستی هضم کنم، او را کثیف دیده بودم، اما نه در این حد که با کس دیگری همبستر شود…

به قباد خیانت کند!

 

انقدر که پیگیر قباد بود و ادعای عاشقی میکرد، حقیقتا اخلاق‌هایش با خودم را بر پای حسادت یا رقیب عشقی میدیدم، نه اینکه فقط برای گول زدن کسی و سپس فرار کردن…

 

باید میگذاشتم فرار کند؟ هرگز…

قطعا قبل از به دنیا امدن بچه کاری میکرد، فرار یا هرچه، شاید اصلا خودش را به مرده بزند! مثل همین فیلم‌ها…

 

کلی فکر و خیال در سرم بود تا اینکه قباد برگشت، برگشت و برخلاف رفتنش که اصلا محل نگذاشتم، اینبار دست خودم نبود که مدام، منتظر فرصتی بودم تا با او تنها شوم!

 

تنها شوم و برایش توضیح دهم، اما باز هم اضطرابی درونم شکل گرفته بود، میترسیدم باور نکند، اگر نمیکرد؟ خب…حماقتی دیگر بر حماقت‌هایش اضافه میشد!

 

روی مبل خیره به قبادی بودم که لاله از دستش او را چسبیده بود و ابدا قصد رها کردنش را نداشت!

با پایم روی زمین ضرب کرده فقط خیره‌ی قباد بودم، باید با اشاره‌ای به او میفهماندم که باید حرف بزنم!

 

از وقتی امده بود، لاله تا اتاق و حتی تا دم توالت هم همراهی‌اش کرده بود، انگار قصدم را فهمیده باشد…

 

کیمیا هم بود، مشغول چای ریختن!

با سینی داخل شد و لبخند به لب به سمتمان آمد:

 

_ لاله ول کن داداشمو یکم راحت باشه، خسته‌س!

 

پوزخندی زدم، لاله با ان لبخند کریهش نیم نگاهی به سمت من انداخت و گفت:

_ عزیزم دلم براش تنگ شده خب، میدونی دو روزه ندیدمش؟ تو دو روز وحیدو نبینی چه حالی میشی؟

 

نگاه پر از چندش بودن را از کیمیا دیدم، طرز نگاهش طوری تاسف‌بار بود که لب‌هایم را به دهان کشیدم تا مبادا بخندم!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 267

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230123 230820 033

دانلود رمان با هم در پاریس 5 (1)

10 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستانی رنگی. اما نه آبی و صورتی و… قصه ای سراسر از سیاهی وسفیدی. پسری که اسم و رسمش مخفیه و لقبش رباته. داستانی که از بوی خونی که در گذشته اتفاق افتاده؛ سر چشمه می گیره. پسری که اومده تا عاشق کنه.اومده تا پیروز…
IMG ۲۰۲۱۰۹۲۶ ۱۴۵۶۴۵

دانلود رمان بی قرارم کن 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:       #شایان یه وکیل و استاد دانشگاهه و خیلی #جدی و #سختگیر #نبات یه دختر زبل و جسور که #حریف شایان خان برشی از متن: تمام وجودش چشم شد و خیابان شلوغ را از نظر گذراند … چطور می توانست یک جای پارک خالی…
IMG 20230123 230118 380

دانلود رمان خاطره سازی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         جانان دختریِ که رابطه خوبی با خواهر وبرادر ناتنی اش نداره و همش درگیر مشکلات اوناس,روزی که با خواهرناتنی اش آذر به مسابقه رالی غیرقانونی میره بعد سالها با امید(نامزدِ سابقِ دوستش) رودررو میشه ,امید بخاطر گذشته اش( پدر جانان باعث ریختن…
رمان تابو

رمان تابو 0 (0)

4 دیدگاه
دانلود رمان تابو خلاصه : من نه اسم دارم نه خانواده، تنها کسی که دارم، پدرمه. یک پدر که برام همه کار کرده، مهربونه، دلرحمه، دوست داشتنیه، من این پدر رو دوست دارم، اون بهم اسم داد، بهم شخصیت داد، اون بهم حس انتقام داد. من این پدر رو می‌خوام…
رمان ژینو

دانلود رمان ژینو به صورت pdf کامل از هاله بخت یار 4 (4)

7 دیدگاه
  خلاصه: یاحا، موزیسین و استاد موسیقی جذابیه که کاملا بی‌پروا و بدون ترس از حرف مردم زندگی می‌کنه و یه روز با دیدن ژینو، دانشجوی طراحی لباس جلوی دانشگاه، همه چی عوض میشه… یاحا هر شب خواب ژینو و خودش رو می‌بینه در حالی که فضای خوابش انگار زمان…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۹ ۲۳۲۳۱۳۸۷۱

دانلود رمان به گناه آمده ام pdf از مریم عباسقلی 2 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان :   من آریان پارسیان، متخصص ۳۲ ساله‌ی سکسولوژی از دانشگاه کمبریج انگلیسم.بعد از ده سال به ایران برگشتم. درست زمانی که خواهر ناتنی‌ام در شرف ازدواج با دشمن خونی‌ام بود. سایا خواهر ناتنی منه و ده سال قبل، وقتی خانوادمون با فهمیدن حاملگی سایا متوجه رابطه‌ی…
InShot ۲۰۲۳۰۵۲۱ ۲۰۰۸۰۲۶۰۸

دانلود رمان لانه‌ ویرانی جلد دوم pdf از بهار گل 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :         گلبرگ کهکشان دختر منزوی و گوشه گیری که سالها بابت انتقام تیمور آریایی به دور از اجتماع و به‌طور مخفی بزرگ شده. با شروع مشکلات خانوادگی و به‌قتل رسیدن پدرش مجبور می‌شود طبق وصیت پدرش با هویت جدیدی وارد عمارت آریایی‌ها شود…
IMG 20240425 105138 060

دانلود رمان عیان به صورت pdf کامل از آذر اول 2.4 (8)

بدون دیدگاه
            خلاصه رمان: -جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت!؟ بغضم را به سختی قورت می دهم. -ب..ببخشید، مگه شوره؟ ها‌تف در جواب قاشق را محکم روی میز میکوبد. نیشخند ریزی میزند. – نه شیرینه..من مرض دارم می گم شوره    
IMG 20240701 112102 217

دانلود رمان اوهام به صورت pdf کامل از بهاره حسنی 4.4 (12)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان : نیکو توی بیمارستان به هوش میاد در حالی که همه حافظه اش رو از دست داده.. به گفته روانشناس، نیکو از قبل دچار مشکلات روانی بوده و تحت درمان.. نیکو به خونه برمیگرده ولی قتل های زنجیره ایی که اتفاق میوفته، باعث میشه نیکو…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

12 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دریا
دریا
5 ماه قبل

خنده قباد عصبی بود بنظرم خودش فهمیده بوده قبلا بخاطر همین به حورا محبت میکرد

hadis
hadis
5 ماه قبل

جان مادرت پارت در روز دوتا بده حداقل با این خط پارت گذاریت

یه بنده خدایی
یه بنده خدایی
5 ماه قبل

حورای اسکل باید یجوری قباد و مجبور کنه تا آزمایش بده چقد جدی گرفتم رمانو

آنی‌ام .
آنی‌ام .
5 ماه قبل

تا حورا بگه لاله جن.ده فرار کرده حالا انگار قباد باور می‌کنه اگ ب کیمیا می‌گفت یه چی با کمک کیمیا قبادو حالی میکرد

ساناز
ساناز
5 ماه قبل

حورا چ خوش خیاله که فکر می‌کنه قباد باور می‌کنه

خواننده رمان
خواننده رمان
5 ماه قبل

حورا هم بگه قباد و مادرش میگن از سر حسادت به لاله داره تهمت میزنه بهش

Yas
Yas
5 ماه قبل

یکم بیشتر بنویس این همش تکراره به خدا

Yas
Yas
5 ماه قبل

نویسنده از نظر تو واقعاً ما خیلی احمقیم که این رمان رو اینجوری میخونیم ؟
خب حداقل احترام بذار جواب بده یه چیزی بگو ببینیم زنده هستی

روا
روا
5 ماه قبل

یعنی اینقدر زیاد بود من چشام درد گرفت باید یه چشم پزشکی برم حتما واقعا چشام کور شد تموم نمیشه که بقیه اشو گذاشتم روزای دیگه بخونم شاید تموم شد خو زن حسابی اینقدر تایپ میکنی خسته نشی من میترسم واست تاندون انگشتات رگ به رگ نشن گ…اد بدبخت من میترسم واست یه وقت از زیاد تایپ کردن دیسک کمر بگیری یا کور شی دیگه نبینی

روا
روا
5 ماه قبل

وای خدا کنه لاله نفهمیده باشه این خنک هم خب نمیتونه یه چیزی لو نده

لی لی
لی لی
5 ماه قبل

خیلی کار بچگونه ایه همینجوری بدون هیچ مدرکی به قباد بگه لاله داره خیانت میکنه اینجوری لاله هر بلایی سر بچشم بیاره باز کاسه کوزه ها رو سر این شکسته میشه ولی ای کاش یکم سعی کنید رمانتونو متفاوت تر کنین الان راحت میشه حدس زد ادامه داستانو از بس تکراریه

رهگذر
رهگذر
5 ماه قبل

اگه حورا بگه و قباد باور نکنه یا بگه حورا از سر حسادت این کار میکنه چون چن ماه دیگه بچه لاله بدنیا میاد اگه اینجوری بشه که امیدوارم نشه واقعا دیگه این رمان رو ول میکنم انقدر که من سر این رمان حرص میخورم سر زندگی خودم نمیخورم

دسته‌ها

12
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x