رمان حورا پارت 168

4.2
(241)

 

 

 

 

 

اب دهانم را قورت دادم:

_ نه راستش…اومدم ببینم، آزمایش همسرم برگشت دستتون؟ چون بهم خبر ندادین، دفعه قبل هم که…با خواهرشوهرم اومدم نگفتید!

 

کمی خیره نگاهم کرد، سری تکان داد:

 

_ همسرت به آزمایشگاه گفته بود کسی نباید بفهمه، خودش بهت گفت؟

 

اخم‌هایم را در هم فرو کردم:

_ نه، نه یعنی غیرمستقیم بم گفت، اما خب یه مشکلی پیش اومد دیگه نیومد سراغش…

 

کمی خودم را جلو کشیدم:

_ یعنی، یعنی جواب ازمایش رو خودش برده؟

 

سری به طرفین تکان داد:

_ نه راستش چندباری باهاش تماس گرفته شده از آزمایشگاه، اما جواب نداده، ولی دفعه اخر، قبل اینکه تو با خواهرشوهرت بیای، خودم خواستم پیگیری کنم، اما آزمایشگاه گفتن جواب رو بردین…

 

عینکش را به چشم زد و سر در دفتر کوچیک که داشت فرو برد:

_ منم گفتم شاید مشکلتون حل شده که دیگه نیومدین، دفعه قبل هم با خواهرشوهرت که اومدی نخواستم جلو اون چیزی بپرسم چون اصلا خودت بحثو نکشیدی سمتش!

 

راست میگفت، مستقیم به سراغ مشکل کیمیا رفته بودیم و نگذاشتم جلوی کیمیا حرفی از من بزند…

اهی کشیدم:

 

_ همسرم زن دوم گرفت، برای همین دیگه نیومد سراغش!

 

رک و سریع گفتم، این زن تنها کسی بود که میتوانستم اعتماد کنم و از او بپرسم!

شوکه شدنش را واضح دیدم، دستی به صورتم کشیده گفتم:

_ تقصیر خودم بود…یعنی، قباد وفادار بود، به عنوان دخترخاله خیلی بهش نزدیک میشد و حس بدی پیدا میکردم، اون لحظه ترسیدم که نکنه بخاطر بچه بهم خیانت کنه یا، یا خیانت کرده باشه…احمقانه دخترخاله‌شو خواستگاری کردم واسش…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.2 / 5. شمارش آرا 241

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۱ ۱۹۵۵۲۰۶۸۰

دانلود رمان بن بست 17 pdf از پگاه 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     رمانی از جنس یک خونه در قدیمی‌ترین و سنتی‌ترین و تاریخی‌ترین محله‌های تهران، خونه‌ای با اعضای یک رنگ و با صفا که می‌تونستی لبخند را رو لب باغبون آن‌ها تا عروس‌شان ببینی، خونه‌ای که چندین کارگردان و تهیه‌کننده خواستار فیلم ساختن در اون هستن،…
IMG 20230123 225708 983

دانلود رمان ستاره های نیمه شب 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   مهتاب دختر خودساخته ای که با مادر و برادر معلولش زندگی می کنه. دل به آرین، وارث هولدینگ بزرگ بازیار می دهد. ولی قرار نیست همه چیز آسان پیش برود آن هم وقتی که پسر عموی سمج مهتاب با ادعای عاشقی پا به میدان می…
InShot ۲۰۲۳۰۳۰۹ ۲۳۲۰۰۱۸۰۷

دانلود رمان آفرودیته pdf از زهرا ارجمندنیا 5 (1)

5 دیدگاه
  خلاصه رمان :     داستان در لوکیشن اسپانیاست. عشقی آتشین بین مرد ایرانی تبار و دختری اسپانیایی. آرون نیکزاد، مربی رشته ی تخصصی تیر و کمان، از تیم ملی ایران جدا شده و با مهاجرت به شهر بارسلون، مربی دختری به اسم دیانا می شود… دیانا یک دختر…
IMG 20230128 233828 7272

دانلود رمان برای مریم 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         روایتی عاشقانه از زندگی سه زن، سه مریم مریم و فرهاد: “مریم دختر خونده‌ی‌ برادر فرهاده، فرهاد سال‌ها اون رو به همین چشم دیده، اما بعد از برگشتش به ایران، همه چیز عوض می‌شه… مریم و امید: “مریم دو سال پیش…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (12)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
IMG 20230128 233719 6922 scaled

دانلود رمان کابوس نامشروع ارباب pdf از مسیحه زاد خو 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     کابوس ارباب همون خیانت زن اربابه ارباب خیلی عاشقانه زنشو دوس داره و میره خواستگاری.. ولی زنش دوسش نداره و به اجبار خانواده ش بله رو میده و به شوهرش خیانت میکنه … ارباب اینو نمیفهمه تا بعد از شش سال زندگی مشترک، پسربچه‌شون…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۵ ۲۲۲۸۱۵۶۲۸

دانلود رمان بغض ترانه ام مشو pdf از هانیه وطن خواه 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:       ترانه دختری از خانواده ای اصیل و پولدار که از بچگی نامزد پسرعمویش، حسام است. بعد از مرگ پدر و مادر ترانه، پدربزرگش سرپرستیش را بر عهده دارد. ترانه علاقه ای به حسام ندارد و در یک مهمانی با سامیار آشنا میشود. سامیاری که…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۷۵۴۸۵۵

دانلود رمان سیاهپوش pdf از هاله بخت یار 3 (1)

5 دیدگاه
    خلاصه رمان :   آیرین یک دختر شیطون و خوش‌ قلب کورده که خانواده‌ش قصد دارن به زور شوهرش بدن.برای فرار از این ازدواج‌ اجباری،از خونه فراری میشه اما به مردی برمیخوره که قبلا یک بار نجاتش داده…مردِ مغرور و اصیل‌زاده‌ایی که آیرین رو عقد میکنه و در…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

17 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
میشا
میشا
5 ماه قبل

من که اصلا ناشکری نمیکنم همین دو خط پارتی که نویسنده رمان حورا بعد دو روز میده نویسنده رمان دلارای بعد 1ماه میده/:

خواننده رمان 2
خواننده رمان 2
5 ماه قبل

ادمین میشه پارت بعدی رو بزاری؟

خواننده رمان 2
خواننده رمان 2
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
5 ماه قبل

خیلی کوتاه پارت میدهههه🥺😣😣
ممنون

رهگذر
رهگذر
5 ماه قبل

اگه وفادار بود عین مبهد رفتار میکرد مبهد با بشرا ازدواج کرد اما به توکا وفادار موند خیلی فاصله هست بین عشق و وابستگی قباد فقط وابسته حورا بود اما عاشق نه اگه زمانی که لاله بود حورا می رفت یه ماه بعدش قباد شخصی به اسم حورا بدبخت رو یادش نمی اورد پس الکی خودتو توجیح نکن که اون عاشق وفادار بود من زیادی فداکار

آخرین ویرایش 5 ماه قبل توسط سمیرا موسوی
بانو
بانو
پاسخ به  رهگذر
5 ماه قبل

مهبد هم عاشق، ولی ضعیف… میتونست مادرش راضی کنه همینجوری برادری هوای بشرا رو داشته باشه نه این که خام حرف های اونا بشه …شوهری اگه زنش دوست داشته باشه اینجوری لهش نمیکنه

رهگذر
رهگذر
پاسخ به  بانو
5 ماه قبل

درسته اما نگفت حالا که بشری زنمه بزار یه حالیم ببرم عاشقانه به توکا وفادار موند بنظرم مبهد واقعا عاشقه

Bahareh
Bahareh
پاسخ به  رهگذر
5 ماه قبل

مهبد کجا وفادار موند وفادار به اون میگن که فقط هوای زن شو داشته باشه نه اینکه بره سرش هوو بیاره تن و بدنشو بلرزونه حالا با هر بهونه ای اصلا این اسمش وفاداری نیست حالا مهبدم یه جا بالاخره وا میده.اونم میشه یکی مثل قباد فقط خدا کنه توکا نشه مثل حورای پخمه باید خودشو از دست این قوم عجوج و مجوج خلاص کنه یا بشرا رو رک و پوست کنده از زندگی شوهرش پرت کنه بیرون یا مثل یه زن قوی مستقل و بدون مهبدی که شوهر بشرا هم هست زندگی کنه الحمدالله که وضع مالیشم خوبه .

آخرین ویرایش 5 ماه قبل توسط Bahareh afsar
رهگذر
رهگذر
پاسخ به  Bahareh
5 ماه قبل

من میگم مبهد تا تهش عاشق و وفادار میمونه اگه توکا هم یه تلاشی برای زندگیش کنه بجای فرار کردن مبارزه کنه

لیلا مرادی
لیلا مرادی
5 ماه قبل

عاشق توجیه کردن‌های حورام😂🤒

به تو چه😐
به تو چه😐
5 ماه قبل

پارت بعد
غم درون چشمان دکتر لونه کرد و اه کشید

منم از غم سرم رو به. زیر انداختم و لاله رو لعنت کردم.
پارت بعدی
دکتر دستاشو بهم گره زد و روی میز گذاشت و نافذ نگام کرد
😐

ساناز
ساناز
پاسخ به  به تو چه😐
5 ماه قبل

واای😂😂😂😂

\Me
\Me
پاسخ به  به تو چه😐
5 ماه قبل

خیلی باحاله کامنتت

Yas
Yas
5 ماه قبل

دوستان اصلأ خودمون خسته نکنیم به این نویسنده چیزی بگیم کسی جوابگو نیست که

دلی
دلی
5 ماه قبل

زنیکه احمق خاک بر سر ینی چی وفادار بود تو چرا نمیخوای بفهمیی اگه عاشق بود عمرا به لاله نمیتونست دست بزنه چرا اینقدر نفهمییی هرچی سرت بیاد حقته بدبخت حقیر

حانی
حانی
5 ماه قبل

ایشالا دکتر ده پارت اینده نتیجه ازمایش ومیگه 😐

Mana goli
Mana goli
پاسخ به  حانی
5 ماه قبل

دقیقا

دسته‌ها

17
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x