رمان حورا پارت 168

4.2
(236)

 

 

 

 

 

اب دهانم را قورت دادم:

_ نه راستش…اومدم ببینم، آزمایش همسرم برگشت دستتون؟ چون بهم خبر ندادین، دفعه قبل هم که…با خواهرشوهرم اومدم نگفتید!

 

کمی خیره نگاهم کرد، سری تکان داد:

 

_ همسرت به آزمایشگاه گفته بود کسی نباید بفهمه، خودش بهت گفت؟

 

اخم‌هایم را در هم فرو کردم:

_ نه، نه یعنی غیرمستقیم بم گفت، اما خب یه مشکلی پیش اومد دیگه نیومد سراغش…

 

کمی خودم را جلو کشیدم:

_ یعنی، یعنی جواب ازمایش رو خودش برده؟

 

سری به طرفین تکان داد:

_ نه راستش چندباری باهاش تماس گرفته شده از آزمایشگاه، اما جواب نداده، ولی دفعه اخر، قبل اینکه تو با خواهرشوهرت بیای، خودم خواستم پیگیری کنم، اما آزمایشگاه گفتن جواب رو بردین…

 

عینکش را به چشم زد و سر در دفتر کوچیک که داشت فرو برد:

_ منم گفتم شاید مشکلتون حل شده که دیگه نیومدین، دفعه قبل هم با خواهرشوهرت که اومدی نخواستم جلو اون چیزی بپرسم چون اصلا خودت بحثو نکشیدی سمتش!

 

راست میگفت، مستقیم به سراغ مشکل کیمیا رفته بودیم و نگذاشتم جلوی کیمیا حرفی از من بزند…

اهی کشیدم:

 

_ همسرم زن دوم گرفت، برای همین دیگه نیومد سراغش!

 

رک و سریع گفتم، این زن تنها کسی بود که میتوانستم اعتماد کنم و از او بپرسم!

شوکه شدنش را واضح دیدم، دستی به صورتم کشیده گفتم:

_ تقصیر خودم بود…یعنی، قباد وفادار بود، به عنوان دخترخاله خیلی بهش نزدیک میشد و حس بدی پیدا میکردم، اون لحظه ترسیدم که نکنه بخاطر بچه بهم خیانت کنه یا، یا خیانت کرده باشه…احمقانه دخترخاله‌شو خواستگاری کردم واسش…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.2 / 5. شمارش آرا 236

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 4.3 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

17 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
میشا
میشا
25 روز قبل

من که اصلا ناشکری نمیکنم همین دو خط پارتی که نویسنده رمان حورا بعد دو روز میده نویسنده رمان دلارای بعد 1ماه میده/:

خواننده رمان 2
خواننده رمان 2
25 روز قبل

ادمین میشه پارت بعدی رو بزاری؟

خواننده رمان 2
خواننده رمان 2
پاسخ به  𝑭𝒂𝒕𝒆𝒎𝒆𝒉
25 روز قبل

خیلی کوتاه پارت میدهههه🥺😣😣
ممنون

رهگذر
رهگذر
26 روز قبل

اگه وفادار بود عین مبهد رفتار میکرد مبهد با بشرا ازدواج کرد اما به توکا وفادار موند خیلی فاصله هست بین عشق و وابستگی قباد فقط وابسته حورا بود اما عاشق نه اگه زمانی که لاله بود حورا می رفت یه ماه بعدش قباد شخصی به اسم حورا بدبخت رو یادش نمی اورد پس الکی خودتو توجیح نکن که اون عاشق وفادار بود من زیادی فداکار

آخرین ویرایش 26 روز قبل توسط سمیرا موسوی
بانو
بانو
پاسخ به  رهگذر
26 روز قبل

مهبد هم عاشق، ولی ضعیف… میتونست مادرش راضی کنه همینجوری برادری هوای بشرا رو داشته باشه نه این که خام حرف های اونا بشه …شوهری اگه زنش دوست داشته باشه اینجوری لهش نمیکنه

رهگذر
رهگذر
پاسخ به  بانو
24 روز قبل

درسته اما نگفت حالا که بشری زنمه بزار یه حالیم ببرم عاشقانه به توکا وفادار موند بنظرم مبهد واقعا عاشقه

Bahareh
Bahareh
پاسخ به  رهگذر
26 روز قبل

مهبد کجا وفادار موند وفادار به اون میگن که فقط هوای زن شو داشته باشه نه اینکه بره سرش هوو بیاره تن و بدنشو بلرزونه حالا با هر بهونه ای اصلا این اسمش وفاداری نیست حالا مهبدم یه جا بالاخره وا میده.اونم میشه یکی مثل قباد فقط خدا کنه توکا نشه مثل حورای پخمه باید خودشو از دست این قوم عجوج و مجوج خلاص کنه یا بشرا رو رک و پوست کنده از زندگی شوهرش پرت کنه بیرون یا مثل یه زن قوی مستقل و بدون مهبدی که شوهر بشرا هم هست زندگی کنه الحمدالله که وضع مالیشم خوبه .

آخرین ویرایش 26 روز قبل توسط Bahareh afsar
رهگذر
رهگذر
پاسخ به  Bahareh
24 روز قبل

من میگم مبهد تا تهش عاشق و وفادار میمونه اگه توکا هم یه تلاشی برای زندگیش کنه بجای فرار کردن مبارزه کنه

لیلا مرادی
لیلا مرادی
26 روز قبل

عاشق توجیه کردن‌های حورام😂🤒

به تو چه😐
به تو چه😐
26 روز قبل

پارت بعد
غم درون چشمان دکتر لونه کرد و اه کشید

منم از غم سرم رو به. زیر انداختم و لاله رو لعنت کردم.
پارت بعدی
دکتر دستاشو بهم گره زد و روی میز گذاشت و نافذ نگام کرد
😐

ساناز
ساناز
پاسخ به  به تو چه😐
26 روز قبل

واای😂😂😂😂

\Me
\Me
پاسخ به  به تو چه😐
26 روز قبل

خیلی باحاله کامنتت

Yas
Yas
26 روز قبل

دوستان اصلأ خودمون خسته نکنیم به این نویسنده چیزی بگیم کسی جوابگو نیست که

دلی
دلی
26 روز قبل

زنیکه احمق خاک بر سر ینی چی وفادار بود تو چرا نمیخوای بفهمیی اگه عاشق بود عمرا به لاله نمیتونست دست بزنه چرا اینقدر نفهمییی هرچی سرت بیاد حقته بدبخت حقیر

حانی
حانی
26 روز قبل

ایشالا دکتر ده پارت اینده نتیجه ازمایش ومیگه 😐

Mana goli
Mana goli
پاسخ به  حانی
26 روز قبل

دقیقا

دسته‌ها

17
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x