رمان حورا پارت 172

4.2
(243)

 

 

 

 

 

 

 

تنها چیزی که به طرز عجیبی مشکوکم کرده بود پرخوری‌ام بود!

 

چیزی که روزهاست دارمش، اما این اواخر شدت گرفته بود، حس اضافه‌وزن داشتم، انگار که باد کرده باشم!

از قباد بدم می‌امد، نه از ان حس‌های مزخرف عاشقی که بخاطر کارهایش متنفر شوم‌ها، نه…

چیزی بود عجیب!

 

انگار صورتش زشت شده بود، انگار بوی بد میداد، رفتارهایش در چشمم حال به هم زن بود، تا حد امکان سعی میکردم نگاهش نکنم، چون دلم میخواست عق بزنم!

 

و تنها چیزی که در ان لحظه نگرانم کرده بود همین احساسات بود، همین حال و هوای مزخرفی که دامن گیرم شده بود…

نمیخواستم ابدا فکر و خیالی که دارم واقعی شود!

 

حس کیمیا را داشتم، اینکه وقتی فهمید نمیخواستش…

منی که هنوز مطمئن نشده، شک دارم به خودم و متنفرم، از ان موجودی که بود و نبودش هنوز مشخص نیست!

 

در سالن آزمایشگاه نشسته بودم، منتظر جواب…

دیروز ازمایش دادم و گفتند که برای جوابش امروز مراجعه کنم، ظاهرا کمی زود آمده بودم!

از انجایی که کاری بیرون نداشتم، ترجیح دادم منتظر بمانم.

 

منتظر بمانم و به آینده‌ی درهم خودم فکر کنم، چه خیال بدی بود…

مگر نباید کنکور بدهم؟ دانشگاه چه؟

اگر جواب مثبت شود؟ اگر…حتی نمیخواهم به زبان بیاورمش…

 

چیزی مثل طناب دار یقه‌ام را چسبیده بود و فریاد میزد، که دیگر نه میتوانم طلاق بگیرم، نه میتوانم کنکور دهم، نه میتوانم سر کار بروم، نه حتی میتوانم برای خودم تلاش کنم…

_ خانم کاشفی!

 

لعنت به فامیلی قباد که هنوز روی من بود، بخاطر استفاده از بیمه‌ی او نام خانوادگی او را هم صدا میزدند!

_ خودمم…

 

با لبخند برگه را به سمتم گرفت، و چیزی گفت که ای کاش لال میشد و نمیگفت، ای کاش کر میشدم و نمیشنیدم:

_ تبریک میگم!

 

مگر در ان شب، ان رابطه‌ی عجول و سریع، یک اسپرم چقدر قدرت داشت که سریع بعد از جراحی من جفت شده که هیچ، برای نابودی زندگی من قصد رشد کردن هم پیدا کند!

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.2 / 5. شمارش آرا 243

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
InShot ۲۰۲۴۰۳۰۴ ۰۱۱۳۲۱۲۹۱

دانلود رمان یک تو به صورت pdf کامل از مریم سلطانی 4.3 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:     سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۸ ۲۳۳۸۵۰۰۶۹

دانلود رمان نجوای نمناک علفها به صورت pdf کامل از شکوفه شهبال 3 (4)

بدون دیدگاه
      خلاصه رمان:   صدای خواننده در فضای اتومبیل پیچیده بود: ((شهزاده ی آسمونی/گفتی که پیشم می مونی.. برایاین دل پر غم/ آواز شادی می خوانی عشق تو آتیش به پا کرد/ با من تو روآشنا کرد.. بی اونکه حرفی بگویم/راز منو بر ملا کرد.. یه لحظه بی…
InShot ۲۰۲۴۰۲۲۵ ۱۴۲۱۲۴۸۹۴

دانلود رمان آسمانی به سرم نیست به صورت pdf کامل از نسیم شبانگاه 3.7 (3)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری. کم کم…
دانلود رمان اکو

دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته 4.3 (10)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان اکو به صورت pdf کامل از مدیا خجسته خلاصه رمان:   نازنین ، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

23 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
...
...
20 روز قبل

فاطمه خواهرم میشه پارت جدیدو بزاری
جاهای حساسشه، مث این چن روز دست و دل باز باش😂😒

خواننده رمان 2
خواننده رمان 2
20 روز قبل

پارت جدید میدید لطفا

بهار
بهار
20 روز قبل

اسپرم قبادم یهو قوی شد/:
عجبااااا
گند خورد تو زندگیت

خب خب بچه ها اینجا یه درس زندگی داره اینکه هرچیو دنبالش بدویی عین چی حسرتشو بخوری کنسله ولی نسبت ب هرچی بی تفاوت باشی دقیقن همون اتفاق میوفته تا درس دیگری از زندگی خدانگهدارتان/:

حانی
حانی
پاسخ به  بهار
20 روز قبل

دقیقا همین طوره من این درس زندگی و خیلی وقته یاد گرفتم..

روا
روا
20 روز قبل

واییییی خدای من چرا الان الان حتما مامان قباد میگه معلوم نیست بچه مال کیه 😞😭

آنی‌ام .
آنی‌ام .
20 روز قبل

اینطوری سخت میشه اثبات خیانت لاله

آدم معمولی
آدم معمولی
20 روز قبل

آخرش خوب بود خوشم اومد😂

رهگذر
رهگذر
20 روز قبل

دورغ چرا خوشحال نشدم میخواستم حورا با یه مرد دیگه ازدواج کنه بعدش یه بچه خوشگل داشته باشه نه بچه قباد رو

Helen Helen
Helen Helen
20 روز قبل

خیلی کوتاهن پارت ها

پخخخ
پخخخ
20 روز قبل

رمان به شدت چرت😐 من سر آوای توکا‌و آس کور افسردگی‌ مزمن گرفتم این حورا هم داره میرینه تو‌مخم…. چرا انقد دخترا شخصیت اولشون بدبختن

...
...
20 روز قبل

خبببب حالاهم بشین مث آدم زندگیتو بکن، نقشه های خاله زنک دوتا پیرزنو نتونستی بخونی میخوای وکیل شی😂
فاطی دیروز و پس پریروز پارت نزاشتی. در مقایسه با بقیه رمانا خیلی پارتا کوتاهه. جدی دیگه گناه داریم بخدا

نازنین
نازنین
20 روز قبل

وای قربون حکمت خدا وقتی می‌خواست نشد حالا هم که شد خودش نمی‌خواد🥺

روا
روا
پاسخ به  نازنین
20 روز قبل

+++++۹۹درصد مواقع همین طوریه

به تو چه😐
به تو چه😐
20 روز قبل

درسته شرایط حورا بده
اما خب چقد ادما عجیب غریبن مگه همینو سه سال منتظرش نبود حالا که باردار شده میگه نمیخواد
عجبببببب

Bahareh
Bahareh
پاسخ به  به تو چه😐
20 روز قبل

خوب هیچ کس دوست نداره تو اون شرایط باردار بشه مخصوصا که قباد نه با عشق و علاقه بلکه با هوس و نوعی تجاوز با حورا بود اون شب… واقعا کار حورا بد پیچیده شده تو هم دیگه نمیتونه خیانت لاله رو هم ثابت کنه.

fateme
fateme
پاسخ به  به تو چه😐
20 روز قبل

سه سال منتظر این بود که باردار شه تا زندگیش از دست نره تا کسی از کسی که دوسش داره بچه داشته تا قباد بچشو ببینه تا در دهن مادرشوهر و خواهر شوهرش بسته شه تا زندگیش شیرین شه زندگیش بهتره شه
زندگیش از دست رفت ، از کسی حاملس که ازش متنفر شده، مادر شوهرش همه انگی بهش زد، زندگیش زهرمار شد و از دستش رفت، دیگه به چه دردش میخوره؟ این بچه الان فقط و فقط مانع آزادیشه

ماهی
ماهی
20 روز قبل

مزخرف

یه بدبخت دنبال پارت
یه بدبخت دنبال پارت
20 روز قبل

حاملس واقعا؟؟؟بیخیال

دلارام
دلارام
20 روز قبل

نههههههههههه شد نور علا نور پس این حورا چجوری به این جماعت خر بفهمونه لاله خیانت کرده

غزل
غزل
20 روز قبل

هووووووووو حامله شده احمق
ذوق گریبان گیرم شددد :/

حانی
حانی
20 روز قبل

نه به اولای رمان ناراحتی حورا از جواب منفی نه به ناراحتی الانش از جواب مثبت 😑
اصلا فکر نمیکردم انقدر ناراحت شه 😐

اسینا
اسینا
پاسخ به  حانی
19 روز قبل

پارتجدید نمیاد

دسته‌ها

23
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x