رمان حورا پارت 265

4
(176)

 

 

 

 

 

 

وحید بیچاره را نگران کرده بودم، نام زایمان طبیعی همانگونه الکی و از استرس از دهانم پرید و او همان را جدی گرفت.

 

با شرایط دو قلو بودن بچه‌هایش و پارگی کیسه اب، سریع به بیمارستان رساندیمش، نمیدانم اگر دیر میرسید چه میشد اما به خیر گذشت، عملش با موفقیت انجام شد و فقط ماندیم من و محمد و وحید، البته…

 

من در نمازخانه‌ی بیمارستان بودم، دراز کشیده و در تلاش برای کمی استراحت، خانواده‌ی وحید هم آمدند، حتی ظاهرا قباد هم آمد اما من ندیدمش.

 

همانکه تلفنی با وحید حرف زد من به نمازخانه پناه بردم. چشمانم کم کم داشت به خواب میرفت که زنگ موبایلم بلند شد.

 

نگران و پر دلهره موبایل را برداشتم و نگاهش کردم، شماره ناشناس بود و من به کل از یاد برده بودم خاموشش کنم، اگر قباد باشد؟

 

ترسیده بودم و آنقدر خیره به صفحه‌ی گوشی ماندم که قطع شد، وحید وقتی دید وضعیت کیمیا خوب است منی که با وضع بارداری وخیمم سر پا بودم را اینجا فرستاد که از استرس و خستگی دور باشم.

 

اما همین تماس نگرانم کرد. پشت بند قطع شدنش سریع پیامکی امد، به خیال اینکه صاحب شماره‌ی ناشناس باشد سریع بازش کردم اما درواقع شماره‌ی ناشناس دیگری بود.

 

و یک چیز عجیب‌تر، پیامک‌هایی که من هنگام هول و ولای کیمیا به کل حواسم به امدنشان نبود، انگار با روشن شدن موبایلم سیل پیامک‌هایی که نرسیده بود روان شده و حالا از یک شماره، نزدیک به پنجاه پیامک داشتم!

 

با دلهره بازش کردم، خوبی پیامک‌ها این بود که نشان نمیداد خوانده میشود یا خیر.

 

اولین پیامک قلبم را چنگ زد:

«کجایی حورا؟»

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4 / 5. شمارش آرا 176

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230127 013504 2292

دانلود رمان سعادت آباد 3 (1)

1 دیدگاه
    خلاصه رمان :         درباره دختری به اسم سوزانه که عاشق پسر عموش رستان میشه و باهاش رابطه برقرار میکنه و ازش حامله میشه. این حس کاملا دو طرفه بوده ولی مشکلاتی اتفاق میوفته که باعث جدایی این ها میشه و رستان سوزان رو ترک…
IMG 20230123 235641 000

دانلود رمان روزگار جوانی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   _وایسا وایسا، تا گفتم بریز. پونه: بخدا سه میشه، من گردن نمیگیرم، چوب خطم پره. _زر نزن دیگه، نهایتش فهمیدن میندازی گردن عاطی. عاطفه: من چرا؟ _غیر تو، از این کلاس کی تا حالا دفتر نرفته؟ مثل گربه ی شرک نگاهش کردم تا نه…
IMG 20230128 233643 0412

دانلود رمان بغض پاییز 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :     پسرك دل بست به تيله هاى آبى چشمانش… دلش لرزيد و ويران شد. دخترك روحش ميان قبرستان دفن شد و جسمش در كنار ديگرى، با جنينى در بطن!!   قسمتی از داستان: مردمک های لرزانِ چشمانِ روشنش، دوخته شده بود به کاغذ پیش…
IMG 20231031 193649 282

دانلود رمان شاه دل pdf از miss_قرجه لو 1 (1)

9 دیدگاه
    نام رمان:شاه دل نویسنده: miss_قرجه لو   مقدمه: همه چیز از همان جایی شروع شد که خنده هایش مرا کشت..از همان جایی که سردرد هایم تنها در آغوشش تسکین می یافت‌‌..از همان جایی که صدا کردنش بهانه ای بود برای جانم شنیدن..حس زیبا و شیرینی بود..عشق را میگویم،همان…
IMG 20230123 123948 944

دانلود رمان ضماد 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:         نبات ملک زاده،دختر ۲۰ساله مهربونی که در روستایی قدیمی بزرگ شده و جز معدود آدم های روستاهست که برای ادامه تحصیل به شهر رفته است. خاقان ،فرزند ارشد مرحوم جهانگیر ایزدی. مردی بسیار جذاب و مغرور و تلخ! خاقان بعد از مرگ…
InShot ۲۰۲۳۰۶۰۶ ۱۴۳۳۳۳۳۳۳

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمند نیا 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی را می‌گذراند و برای ساختن آینده ای روشن تلاش می‌کند ، تا این که…
InShot ۲۰۲۳۰۶۱۲ ۱۴۳۸۱۸۴۶۹

دانلود رمان همین که کنارت نفس میکشم pdf از رها امیری 5 (1)

2 دیدگاه
  خلاصه رمان:       فرمان را چرخاندم و بوق زدم چند لحظه بعد مرد کت شلواری در را باز میکرد میدانستم مرا می شناسد سرش را به علامت احترام تکان داد ماشین را از روی سنگ فرش ها به سمت پارکینگ سرباز هدایت کردم. بی ام دابلیو مشکی…
IMG 20231016 191105 492 scaled

دانلود رمان بامداد عاشقی pdf از miss_قرجه لو 5 (2)

3 دیدگاه
  رمان بامداد عاشقی ژانر: عاشقانه نام نویسنده:miss_قرجه لو   مقدمه: قهوه‌ها تلخ شد و گره دستهامون باز، اون‌جا که چشمات مثل زمستون برفی یخ زد برام تموم شدی، حالا بیچاره‌وار می‌گردم به دنبال آتیشی که قلب سردمو باز گرم کنه…
Screenshot ۲۰۲۳۰۱۲۳ ۲۲۵۴۴۵

دانلود رمان خدا نگهدارم نیست 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       درباره دو داداش دوقلو هست بنام های یغما و یزدان یزدان چون تیزهوش بود میفرستنش خارج پیش خالش که درس بخونه وقتی که با والدینش میره خارج که مستقر بشه یغما یه مدتی خونه عموش میمونه که مادروپدرش برگردن توی اون مدتت…
اشتراک در
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
me/
me/
23 روز قبل

گایز مشکل مامان بودن کیمیا چیه ؟

...
...
24 روز قبل

الان کیمیا سر زا میمرد اون بچه ها آینده‌شون بیشتر تضمین بود

...
...
24 روز قبل

کیمیا یه بچه‌م واسش زیادیه
بچه پدر و مادر بالیاقت میخواد
دیگه چه برسه دوقلوهم باشن

دسته‌ها

3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x