رمان دلارای پارت 134

3.5
(4)

 

ارسلان بی خیال خندید

_صدات چرا گرفته ؟

_گرفتگی صدای من که طبیعیه خودتم دلیلشو خوب میدونی

تو بگو چرا صدات اینقدر خوشحاله!
می دونی چند نفرو بدبخت کردید شما دو تا ؟

_حوصله نصیحت ندارم آبجی کوچیکه

_اینجا آشوب به پا شده ارسلان!

اصلا از دلارای خبر داری ؟

برات مهمه ؟

دختر بیچاره رو کشتن

ارسلان زیر چشمی به چشم های بسته دختری که کنارش بود نگاه کرد :

_زندست !

_از کجا میدونی ؟

_کنارمه الان

_وای خداروشکر

_از کی تا حالا نگران دلی میشی تو ؟

_من خودم دخترم ! مثل توهم بی رحم نیستم

درک می کنم وضعیتشو

فکر میکنی آسونه ؟

اینجا همه دارن نفرینش می کنن

از خانواده خودش گرفته تا غریبه ها اما یک بارم اسم تو رو نمیارن !

من نتونستم برم کمکش

حال مامانم بد بود ولی نگرانش بودم

_بسه چقدر حرف میزنی

_کجایی ؟

_تو ماشین

_ما بیمارستانیم

مامانم خوبه ولی مادر دلارای نه

میگن سکته رو رد کرده

ارسلان بی خیال پوزخند زد :

_به ت*مم !

_ارسلان !

_گوش بده ببین چی میگم ، شماره اون دختر رو بده که اون سری آوردیش بالا سر دلارای دانشجو پرستاری بود، پزشکی میخوند

کی بود ؟ همون

_ببرش بیمارستان

من دیدم چطوری زدنش

شاید خونریزی داخلی کرده یا جاییش شکسته

_بده شماره رو میگم

با این وضع ببرمش بیمارستان به پلیس خبر میدن

_خب بدن ! مگه تو زدیش؟

ارسلان صدایش را بالا برد

_من نزدم ، ولی نمی پرسن چیکارشی تو ؟

بعدم تحویلش میدن به خانوادش

به جای ور زدن شماره رو بفرست واسم

گفت و تماس را قطع کرد

وارد پارکینگ که شد نگهبان با دیدن صورت خون آلودش آبرو بالا انداخت

بی توجه به او پایش را روی گاز فشرد و رد شد

ماشین را پارک کرد و دلارای را در آغوش کشید

بی خیال غر زد :

_چقدر لاغر شدی

وارد آسانسور که شدند به صورت دخترک خیره شد

لب هایش ورم کرده و زخمی بود

خونریزی بینی اش ادامه داشت و زیر هر دو چشمش کبود شده بود

پیشانی اش خراش بزرگی برداشته بود و آثار برخورد سگک کمر بند به بازو هایش صحنه ترحم بر انگیزی را پدید آورده بود

گردن و قفسه سینه اش کبود و از میان موهایش خون جاری شده بود

آلپ ارسلان دندان هایش را روی هم فشرد :

_حر*وم زاده تخ*م سگ ، ر*یدم به غیرت لجنت

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.5 / 5. شمارش آرا 4

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20231016 191105 492 scaled

دانلود رمان بامداد عاشقی pdf از miss_قرجه لو 5 (2)

3 دیدگاه
  رمان بامداد عاشقی ژانر: عاشقانه نام نویسنده:miss_قرجه لو   مقدمه: قهوه‌ها تلخ شد و گره دستهامون باز، اون‌جا که چشمات مثل زمستون برفی یخ زد برام تموم شدی، حالا بیچاره‌وار می‌گردم به دنبال آتیشی که قلب سردمو باز گرم کنه…
IMG 20230128 234002 2482 scaled

دانلود رمان گیسو از زهرا سادات رضوی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   آریا رستگار استاد دانشگاه جدی و مغروری که بعد از سالها از آلمان به ایران اومده و در دانشگاه مشغول به تدریس میشه، با خودش عهد بسته با توجه به تجربه تلخ گذشتش دل به هیچ کس نبنده، اما همه چیز طبق نظرش پیش…
00

دانلود رمان رز سفید _ رز سیاه به صورت pdf کامل از ترانه بانو 3.7 (10)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان:   سوئیچ چرخوندم و با این حرکت موتور خاموش شد. دست چپمو بالا اوردم و یه نگاه به ساعتم انداختم. همین که دستمو پایین اوردم صدای بازشدن در بزرگ مدرسه شون به گوشم رسید. وکمتر از چندثانیه جمعیت حجیمی از دختران سورمه ای پوش بیرون ریختند. سنگینی…
InShot ۲۰۲۳۰۲۱۹ ۰۱۱۹۰۱۶۸۸

دانلود رمان جوانه عشق pdf از غزل پولادی 5 (1)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :     جوانه عاشقانه و از صمیم قلب امیر رو دوست داره اما امیر هیچ علاقه ای به جوانه نداره و خیلی جوانه رو اذیت میکنه تحقیر میکنه و دل میشکنه…دلش میخواد جوانه خودش تقاضای طلاق بده و از زندگیش خارج بشه جوانه با تمام مشکلات…
رمان هم قبیله

دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند 4.2 (6)

1 دیدگاه
      دانلود رمان هم قبیله به صورت pdf کامل از زهرا ولی بهاروند خلاصه رمان: «آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینی‌فروشی مقابل مدرسه‌شان کشیده می‌شود و دلش می‌رود برای چشم‌های چمنی‌رنگ «میراث» پسرکِ شیرینی‌فروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و…
IMG 20230123 235641 000

دانلود رمان روزگار جوانی 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :   _وایسا وایسا، تا گفتم بریز. پونه: بخدا سه میشه، من گردن نمیگیرم، چوب خطم پره. _زر نزن دیگه، نهایتش فهمیدن میندازی گردن عاطی. عاطفه: من چرا؟ _غیر تو، از این کلاس کی تا حالا دفتر نرفته؟ مثل گربه ی شرک نگاهش کردم تا نه…
InShot ۲۰۲۳۰۴۲۲ ۱۸۱۰۳۸۳۶۶

دانلود رمان سکوت سایه ها pdf از بهاره شریفی 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :       رمان حاضر در دو زمان حال و گذشته داستان زندگی و سرگذشت و سرنوشت دختری آرام، مهربان و ترسو به نام عارفه و پسری مغرور و یکدنده به نام علی را روایت می کند. داستان با گروهی از دانشجویان که مجمعی سیاسی- اجتماعی…
Romantic profile picture 50

دانلود رمان ما دیوانه زاده می شویم pdf از یگانه اولادی 0 (0)

4 دیدگاه
  خلاصه رمان :       داستان زندگی طلاست دختری که وقتی هنوز خیلی کوچیکه پدر و مادرش از هم جدا میشن و طلا میمونه و پدرش ، پدری که از عهده بزرگ کردن یه دختر کوچولو بر نمیاد پس طلا مجبوره تا تنهایی هاش رو تو خونه عموی…
IMG 20230123 225708 983

دانلود رمان ستاره های نیمه شب 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان:   مهتاب دختر خودساخته ای که با مادر و برادر معلولش زندگی می کنه. دل به آرین، وارث هولدینگ بزرگ بازیار می دهد. ولی قرار نیست همه چیز آسان پیش برود آن هم وقتی که پسر عموی سمج مهتاب با ادعای عاشقی پا به میدان می…
images 1

رمان هیچکی مثل تو نبود 2.5 (4)

بدون دیدگاه
  دانلود رمان هیچکی مث تو نبود خلاصه : آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار. یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و…

آخرین دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از
guest

55 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
rasha
rasha
1 سال قبل

ینی رییددممم ب غیرت اون داداشای دارای و هومن

منیره روشندل
منیره روشندل
1 سال قبل

قسمت بعدی رو چطوربخونم کی میزارید؟

neda
neda
پاسخ به  منیره روشندل
1 سال قبل

هر روز پارت گذاری داره
یکم دیگ پارت جدید میذاره…

Tamana
1 سال قبل

وااایییی🤣
وقتی ارسلان فوش میدهه خنده م میگیرهه😂😂😂

مخصوصا وقتی اون کلمه رو گفتتت🤦‍♀️🤣
اخه معمولا دوستام تو مدرسه اینو میگفتن حالا این پسرهه و میگههه😂😂😂😂🤣🤣🤣
خیلی خوب بودد💔🤣🤣🤣😅

مسیحا
مسیحا
1 سال قبل

تازه دارم ارسلان و میشناسم و رمان هم تازع خفن شد 😐

آتاناز
آتاناز
پاسخ به  مسیحا
1 سال قبل

دختری یا پسر؟
چون مسیح اسم پسره تا جایی که من میدونم

مسیحا
مسیحا
پاسخ به  آتاناز
1 سال قبل

دختر 😐😂 فک کنم مسیحا یه اسم اسپرت باشه🤦🏼‍♀️😐😂
آخه چون مسیح باس پسره پ مسیحا هم باس برای دختر باشه 😐

Mehrimah
1 سال قبل

شخصیت ارسلان خاص و قشنگه!
البته این نظر منه
محبت ها و احساساتش زیر پوستیه
بلد نیست کسی رو دوست داشته باشه
ولی به روش خودش از دلارای مراقبت می‌کنه

ارسلان این داستان کسی نیست که به همه بدی کنه!
اون بخاطر رفتار پدرش خودشو تو لجن غرق کرده..

ارسلان خیلی زخمی و شکست خوردس

از لحاظ روانشناسی کسایی مثل ارسلان از همه دل مهربون تری دارن!

موافق هستین؟!

Tamana
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

نسبتا بله😂

Mehrimah
پاسخ به  Tamana
1 سال قبل

حالا چرا نسبتاً😂🤦😂

Tamana
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

😂😂🤣
بخاطر اینکه فیلم رو گذاشت ، بعد آبروی دلارای رفت 😕
بعد همهههه دارن میگن دلارای بده اما ارسلان خوبه چرااا چون پسرهه😐🙄
اما دخترهه هرزس🤐
اما ارسلانم لاشیه😐🤣

Mehrimah
پاسخ به  Tamana
1 سال قبل

این تنها راهی بود که می‌توانست دلارای رو بدست بیاره!:)
اما خوب درست میگی درست نبود کارش😂

Elina
Elina
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

دقیقاا

Shaghayegh
Shaghayegh
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

اوهوم!احساس میکنم برخلاف ظاهرش داره برای جلوه توجه از دلارای تلاش میکنه

سپیده
سپیده
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

تا حالا ابنجوری بهش نگاه نکرده بودم
موافقم

...
...
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

دقیقا

آتاناز
آتاناز
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

خوب من ی رمانی خوندم ولی خریدنیه اسم پسری که شخصیت اصلیه هیربده اونم شخصیت خاص و خیلی قشنگی داره تقریبا مثل ارسلان ولی اهل دختر بازی نیست و زندگی بقیه رو خراب نمیکنه باید داستان رو بخونی تا بفهمی که من منظورم چیه دلارای به خاطر ارسلان کتک خورد برای دوست داشتنش از مهم ترین چیز هاش گذشت این عشق چه فایده ای داره این عشق نیست مریضیههههه ارسلان خیلی اشغاله اما اگر دلارای هم از راه درستی می‌رفت شاید اخلاق این آشغال هم درست میشد حالا هم به جا حرص خوردن شیر بنوشید دوستان🥛🥛 بفرمایید ببخشید دیگه بودجه کم بود شیر هم گرونه این دوتا لیوان رو یجوری بین خودتون تقسیم کنید
آها درضمن عشق هم باید سالم باشه جوری که به کسی از این دو طرف آسیبی نرسه اینا دوتا یعنی ارسلان و دلارای دوتا روانی مریض و عقده ای هستن مثلاً توی رمان خدمتکار اجباری انالی و هیربد یا کلاه داران یا رمان در پناه اهیر یا دروغ شیرین یا صد ها رمان دیگه عشق سالمی بین خودشونه روانی هم نیستن

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط آتاناز
rasha
rasha
پاسخ به  Mehrimah
1 سال قبل

کاملا
ولی اگه اون فیلما کار ارسلان باشه ک رییدم بش

zohre
zohre
1 سال قبل

چی همه فحش یاد گرفتم

Hassti
Hassti
1 سال قبل

فاطمه جون میشه به نویسنده بگی بیشتر بنویسه لطفااااااا❤❤

مامان دوگل پسر😍
مامان دوگل پسر😍
1 سال قبل

فقط عاشق این رکیک حرف زدن ارسلانم😁😁😁😁

سپیده
سپیده
1 سال قبل

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سپیده
سپیده
پاسخ به  سپیده
1 سال قبل

وا من کی اینو فرستادم😂😂😂حتما دستم خورده😂وگرنه مرض دارم اینقدر بخندم😂

Shaghayegh
Shaghayegh
1 سال قبل

خط آخر همش سانسور بود🤣🤣

سپیده
سپیده
پاسخ به  Shaghayegh
1 سال قبل

چ فایده ما ک میدونیم منظورش چیه😂
ما ازین حرفت بدترش هم بلدیم🤣🤣🤣

ادا
ادا
پاسخ به  سپیده
1 سال قبل

توروخدا به منم یاد بده🥺🥺

Shaghayegh
Shaghayegh
پاسخ به  سپیده
1 سال قبل

تازه ارسلان همه حرفای رکیکش در یک سطحن.تغییر تنوع خواست ما هستیم🙂😂😂

Äßý
Äßý
1 سال قبل

بیچاره دلارای . داراب نفهم بیشعور الاغ اه چقدر حالم از این جور آدما به هم میخوره. پدصک

سپیده
سپیده
1 سال قبل

دیوونه تر داراب ارسلانه

کفی جون
کفی جون
1 سال قبل

یعنی قشنگ ی پارت هیجانی مینویسی ی چنتا پارت بدرد نخور…. لطفا ب شخصیتمون احترام بزار و یکم خلاصه ش کن.. از کل پارت فقط ی خطش روند رمان و ادامه داده. بقیه چرت و پرت

......
......
1 سال قبل

😂😂😂😂🤣فقط اونجا گفت ب ت خ م م

سکوت
سکوت
1 سال قبل

ارسلان اگه غیرت حالیش میشد که آبروی دلارای رو نمی‌برد
این کارو کرد که دلی واسه همیشه تو بغلش باشه
شخصیتش لجنه

سما
سما
پاسخ به  سکوت
1 سال قبل

ارسلان از همشون با غیرت تره
اونجا فقط زن بودن و چنتا مرد
مرد که نبودن همه
بعدشم اگه اون یکیا خیلی غیرت داشتن این بلا رو سرش نمیاوردن
از همون غیرت های بیخودی که الان وضع دلارای این

سپیده
سپیده
پاسخ به  سما
1 سال قبل

حرفت درسته
وقتی به یه دختر ب زور میگن چادر سرت کن باعث میشه ک دختره از دینش و حجاب بدش بیاد
البته مشکل از دین ما نیست مشکل از خانواده هایی هست ک یه عمر با ریاکاری زندگی میکنن ک بعدش برن ب دیگران بگن این دختر منه
البته بعضی خانواده ها هستن ک همین کارا رو با پسرهاشون هم میکنن ولی خب الان بحث سر دلارایه

سپیده
سپیده
پاسخ به  سکوت
1 سال قبل

البته فکر کنم بیشتر بخاطر این بود ک آبروی حاج ملک شاهان رو ببره
و حرص هومن رو دربیاره

Shaghayegh
Shaghayegh
پاسخ به  سکوت
1 سال قبل

ببخشید البته.ولی ارسلان هرگوهی بود اومد سراغ دلی.

Elina
Elina
1 سال قبل

کمههه بوخودا

Sana
Sana
1 سال قبل

دیدید گفتم به‌هنگامه میگه دوستت رو بیار و بعدش دامون رو مورد عنایت قرار میده

najme
najme
پاسخ به  Sana
1 سال قبل

😂👍

ادا
ادا
پاسخ به  Sana
1 سال قبل

دامون چیه این وسط؟

anisa
anisa
1 سال قبل

این فحش اخری برا هف جد دلاری بره

بی تام
بی تام
1 سال قبل

بازهم مزخرف تراز قبل

You
You
1 سال قبل

فاطمه رمان مارتینی هم بزار انلاینه تو تلگرام میسی

دسته‌ها

55
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x