رمان دلارای پارت 334

4.3
(407)

 

 

 

 

ارسلان کمرنگ اخم کرد و صورت کوچک هاوژین را میان دستش گرفت

 

نمایشی سرش را پایین آورد و کنار صورت دخترک گرفت

 

_ شبیهم نیست مگه؟

 

ساینا بهت زده پچ زد

 

_ یاخدا … نه!

 

ارسلان پوزخند زد

 

_ آره

 

_ دخترته؟!

 

ارسلان گونه‌ی آویزان هاوژین را بوسید

 

_ خودشه

 

_ خدمتکارو حامله کردی؟!

 

کمرنگ اخم کرد

 

_ خدمتکار نیست ، زنمو حامله کردم با اجازت

 

ساینا خنده‌ی تلخی کرد و گونه‌ی هاوژین را نوازش کرد

 

_ مبارکه … پسرحاجی!

 

هاوژین خودش را عقب کشید و ارسلان پوزخند زد

 

_ خوشش نمیاد لپشو بکشی

 

 

ساینا پشت میز نشست

 

چشمانش خیس بود اما اشکی روی گونه هایش سقوط نمی‌کرد

 

_ به باباش رفته یا مامانشم اعصاب درست حسابی نداره؟

 

سیگاری از پاکت روی میز بیرون کشید و فندک صورتی رنگ دخترانه اش را چنگ زد

 

_ همیشه تصور میکردم بچه‌ات آروم و مظلوم بشه

 

آلپ‌ارسلان پشت میز نشست و هاوژین را روی پایش نشاند

 

هم زمان دستش را لبه میز گذاشت تا در صورت پایین افتادن سر بچه ، صورتش با لبه میز برخورد نکند

 

این کار را از دلارای یاد گرفته بود!

 

_ چرا آروم؟

ننه باباش اصلا آروم نیستن

 

ساینا دود را بیرون فرستاد و از پشت هاله‌ای از اشک به هاوژین خیره شد

 

_ مامانی که من براش تصور میکردم مظلوم بود ولی!

 

ارسلان پوزخند زد

 

گیلاس شراب روی میز را برداشت و سر تکان داد

 

_ کی بود حالا این نقشِ مامانِ مظلوم بچه‌ی من؟

 

 

_ نمیدونی؟

 

_ تا قبل مظلوم گفتنت فکرم رفت سمت خواهرت اما بعدش نه!

صدف شیطون رو درس می‌داد

 

ساینا تلخ و پر کینه پوزخند زد

 

_ مظلوم نبود و رفت زیر خاک؟

 

_ هرکی میره زیر خاک صرفا مظلوم نیست ساینا

 

جرعه ای از گیلاس نوشید و آن را سرجایش برگرداند

 

هم زمان که بلند میشد ادامه داد

 

_ بعضیا بخاطر حماقتشونه!

 

ساینا کام عمیقی از سیگارش گرفت و ارسلان به برگه های اطرافش اشاره زد

 

_ اینجایی چون تو این شهر بیشتر از همه طراحی تورو قبول دارم!

ولی اگر بخوای گذشته رو وسط بکشی هزینه میکنم و طراح برجای حاجی رو از ایران میارم

 

_ ترسیدی ارس؟

 

_ ترس؟ ترسناک تر از تو الان زیر خاکه

 

_ پس بذار حداقل وقتی بعد از چندسال بچه به بغل می‌بینمت خودمو خالی کنم!

 

 

خاکستر سیگارش را در زیرسیگاری تکاند و خیره به هاوژین زمزمه کرد

 

_ شاید اگر تقدیر باهامون مهربون تر بود الان من خاله‌اش بودم!

 

هاوژین کلافه و گیج خواب سرش را روی شانه ی ارسلان گذاشت و بی حوصله به ساینا خیره شد

 

_ ماما

 

دلش مادرش را می‌خواست

 

از ناز کردن خسته شده بود!

 

_ بچه‌ی من خاله نداره ساینی جون!

خواستی میتونه خاله صدات کنه به شرطی که قبلا با مادرش هماهنگ کنی

 

_ از قصد میکنی؟

 

_ نمی‌فهمم…

 

_ از قصد خواستی بیام اینجا

که گذشته رو شخم بزنی؟ که اذیتم کنی؟

 

_ به هرحال وقتی صدف خودشو راحت کرد خواهرش باید جورکش بشه

 

_ بسه لعنتی …‌ صدف مرده

چطور دلت میاد؟!

 

_ من دل ندارم

 

_ پس اون بچه چیه بغلت؟

 

_ دل واسه تو و خواهرت ندارم

 

ساینا با حرص سیگارش را در زیرسیگاری خاموش کرد

 

_ مادرش کیه؟

چند دقیقه پیش دیدمش ولی بغل خدمتکار بود

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.3 / 5. شمارش آرا 407

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

سایر پارت های این رمان
رمان های pdf کامل
IMG 20230127 013604 6622

دانلود رمان شوهر آهو خانم 0 (0)

بدون دیدگاه
  خلاصه رمان :           شوهر آهو خانم نام رمانی اثر علی محمد افغانی است . مضمون اساسی این رمان توصیف وضع اندوه بار زنان ایرانی و نکوهش از آئین چند همسری است. در این رمان مناسبات خانوادگی و ضوابط احساسی و عاطفی مرتبط بدان بازنمایی…
1050448 سیم خاردار روی حصار تاریک عکس سیلوئت تک رنگ

دانلود رمان حصاری به‌خاطر گذشته ام به صورت pdf کامل از ن مهرگان 5 (2)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان:       زندگی که سال هاست دست های خوش بختی را در دست های زمستانی دخترکی نگذاشته است. دخترکی که سال هاست سر شار از غم،نا امیدی،تنهایی شده است.دخترکی با داغ بازیچه شدن.عاشقی شکست خورده. مردی از جنس عدالت،عاشق و عشق باخته. نامردی از جنس شیطانی،نامردی…
InShot ۲۰۲۳۰۱۳۱ ۱۷۵۸۱۶۶۸۶

دانلود رمان پرنیان شب pdf از پرستو س 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان :       پرنیان شب عاشقانه ای راز آلود به قلم پرستو.س…. پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست ، دنیایی از ناشناخته های خیال و … واقعیت .مینو ، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی روی کتفش رو به رو میشه خالکوبی که دنیای…
f1d63d26bf6405742adec63a839ed542 scaled

دانلود رمان شوماخر به صورت pdf کامل از مسیحه زادخو 3 (2)

بدون دیدگاه
        خلاصه رمان:   داستان از جایی آغاز میشود که دستها سخن میگویند چشم هاعشق میورزند دردها زخم بودند و لبخند ها مرهم . قصه آغاز میشود از سرعت جنون از زیر پا گذاشتن قوائد و قانون بازی …. شوماخر دخترک دیوانه ی قصه که هیچ قانونی…
InShot ۲۰۲۳۰۶۲۲ ۱۵۵۸۴۷۶۳۹

دانلود رمان دژ آشوب pdf از مریم ایلخانی 0 (0)

3 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستان خاندانی معتبر در یک عمارت در محله دزاشیب عمارتی به نام دژآشوب که ابستن یک دنیا ماجراست… ماجرای یک قتل مادری جوانمرگ پدری گمشده   دختری تنها، گندم دختری مهربان و سرشار از محبت و عشقی وافر به جهاندار خان معین شهسواری پیرمردی چشم…
InShot ۲۰۲۳۰۶۲۹ ۲۳۱۰۴۵۹۰۵

دانلود رمان هشت متری pdf از شقایق لامعی 1 (1)

1 دیدگاه
  خلاصه رمان: داستان، با ورودِ خانواده‌ای جدید به محله آغاز می‌شود؛ خانواده‌ای که دنیایی از تفاوت‌ها و تضادها را با خود به هشت‌متری آورده‌اند. “ایمان امیری”، یکی از تازه‌واردین است که آیدا از همان برخوردِ اول، برچسب “بی‌اعصاب” رویش می‌زند؛ پسری که نیامده، زندگی اعضای محله‌ و خصوصاً خانواده‌ی…
IMG 20230123 235601 807

دانلود رمان به نام زن 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :       به نام زن داستان زندگی مادر جوانی به نام ماهور است که در پی درآمد بیشتر برای گذران زندگی خود و دختر بیست ساله‌اش در یک هتل در مشهد به عنوان نیروی خدمات استخدام می شود. شروع ماجرای احساسی ماهور همزمان با…
IMG 20230127 015557 9102 scaled

دانلود رمان نقطه کور 0 (0)

بدون دیدگاه
    خلاصه رمان :         زلال داستان ما بعد ده سال با آتیش کینه برگشته که انتقام بگیره… زلالی که دیگه فقط کدره و انتقامی که باعث شده اون با اختلال روانی سر پا بمونه. هامون… پویان… مهتا… آتیش این کینه با خنکای عشقی غیر منتظره…
IMG 20230123 230820 033

دانلود رمان با هم در پاریس 0 (0)

10 دیدگاه
  خلاصه رمان:     داستانی رنگی. اما نه آبی و صورتی و… قصه ای سراسر از سیاهی وسفیدی. پسری که اسم و رسمش مخفیه و لقبش رباته. داستانی که از بوی خونی که در گذشته اتفاق افتاده؛ سر چشمه می گیره. پسری که اومده تا عاشق کنه.اومده تا پیروز…

[vc_wp_recentcomments number=”5″]

اشتراک در
اطلاع از
guest

Captcha loading...

96 دیدگاه ها
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
هیچ کس
هیچ کس
8 روز قبل

دمستان هیچ رمان خوبی بارداری ناخاستە یا اجباری سراغ دارین

مریم
مریم
پاسخ به  هیچ کس
8 روز قبل

تقاص

به انتظار نشسته
به انتظار نشسته
9 روز قبل

خدا نیامرزدش روحش غمگین😁😁

Maedeh
Maedeh
11 روز قبل

خدابیامرزه نویسنده رو آدم خوبی بود 🖤

نازی برزگر
نازی برزگر
11 روز قبل

دوستان به نظر من اگه برای رمانای اینجوری اصلا نه نظر بدیم نه امتیاز بهتر باشه تا بدونن چقدر دارن به ماها توهین میکنن من که دیگه امتیاز نمیدم

delvin
delvin
پاسخ به  نازی برزگر
10 روز قبل

شما امتیاز میدادین؟
ما نزدیک یه ساله امتیاز نمیدیم اصن😂

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

بمیر

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

کاش اصن من بمیرم از دست تو راحت بشم،توکه جون سختی نمیمیری الکی فقط همه و اذیت میکنی خودتم فهش میخوری

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

لعنت به روزی که داشتم تو سایت میگشتم چشمم به این رمان کوفتی خورد

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

خسته شدمممم

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

ماهم خیالمون راحت شه که کلن دیگه خبری از پارت نیست

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

کاشکی بمیری

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

دیگه خسته شدممممم

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

بمیرررر

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

خدالعنتت کنههه

قاتل نویسنده
قاتل نویسنده
11 روز قبل

نویسنده بمیر،اوکی

گوربه ناراحت
گوربه ناراحت
14 روز قبل

خواستم یاداوری کنم الان بعد از دوماه شایدم بیشتر فقط یه شب از شبی که این هاوژین کچه سگ (توله سگ) از بیمارستان اومده میگذره حتی شاید همون یه شب هم نشده(بس که نویسنده تند تند پارت میده یادم نمی مونه)

آخرین ویرایش 14 روز قبل توسط گوربه ناراحت
ماهرخ
ماهرخ
پاسخ به  گوربه ناراحت
12 روز قبل

یه شب هم نگذشته
همین دیشب بیمارستان بود

Behgol
Behgol
14 روز قبل

بچه ها رمان خوب پلیسی ،مافیایی اگر سراغ دارید معرفی کنید ممنون.

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  Behgol
13 روز قبل

تیری در مسیر
اکالیپتوس
گریز از تو
گرد باروت

ماهرخ
ماهرخ
پاسخ به  ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
12 روز قبل

تیری در مسیر خوبه

بانو
بانو
پاسخ به  Behgol
13 روز قبل

تا تباهی خیلی دوسش داشتم
بال های خیس
دل یار
ناقوس مرگ
مرده شور که ادامه قتل سریالی هست
نفوذ ناپذیر

Fati
Fati
14 روز قبل

تو اگه اینطور بودی نویسنده از همون اول رمان نمیزاشتی 😑

مریم
مریم
16 روز قبل

بچه ها رمان پیچک و آیین رو کسی خونده ؟کسی میدونه از کجا باید پیداش کنم ؟

دلوین
دلوین
پاسخ به  مریم
16 روز قبل

منم به شدت دنبال این رمانم
میگن نویسنده چاپش کرده
هرچی میگردم پیداش نمیکنم
آخرین تیکه ای که من خوندم اونجا بود که پیچک فهمید آیین استادش شده

مریم
مریم
پاسخ به  دلوین
14 روز قبل

من تا اونجا خوندم ک پیچک تو خونه آیین میرفت ب عنوان خدمتکار بعد فامیلاشون از روستا اومدن پیچک غذا درست کرده بود سر سفره غذا همه میگفتن این غذا مثل دستپخت مامانه پیچکه و …
واقعاااا دلم میخواد بقیشو بخونمممم

مینا
مینا
پاسخ به  مریم
14 روز قبل

اسم اصلی اش چیع

مریم
مریم
پاسخ به  مینا
14 روز قبل

اونموقع ک من میخوندمش اسمش پیچک بود

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  مریم
13 روز قبل

فک کنم تو تلگرام توی کانال بانوی امروز پارت گذاری میشه

مریم
مریم
پاسخ به  ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
12 روز قبل

ایدی کانالشو بهم میدی ؟

hedy
hedy
16 روز قبل

ای کاش حداقل به نظر کابران اهمیت بدی قبول دارم نویسنده خوبی هستی ولی باید قبل اون مسئولیت پذیری رو یاد بگیری یا از اول شروعش نمیکردی ولی الان که شروع کردی و تا اینجا اومدی باید تا تهش بری و تمومش کنی😐😑

delvin
delvin
16 روز قبل

کاش ادمین سایت یه فکر اساسی کنه و یه اطلاعیه ای بعد از همین پارت بزنه که به دلیل بی نظمی نویسنده دیگه پارت گذاری نداریم(هم رمان دلارایش و هم رمان ماتیکش)چون همه تا 5 سال دیگه درگیریم
و درس عبرتی باشه برای هممون که هر جا اسم حنانه فیضی رو دیدیم فرار کنیم فقط😐نویسنده ای که ذره ذره پارت میده برای پول آدمیه که باید فرار کرد ازش…

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  delvin
16 روز قبل

اره واقعا چون بعضیا فک میکنن این بی نظمی از سایته و نمیدونن ک تا نویسنده پارت نده ادمین هم معطله، ولی خب هستن کسایی ک میخان هنوز این رمان پارت گذاری شه

ورونیکا
ورونیکا
پاسخ به  ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
14 روز قبل

نه توروخدا پارت گذاریش کنین هممون داریم انتظار میکشیم برای یه پارت میگیم دیگ نمیایم ولی دو سه روزی یبار میایم سر میزنیم به امید پارت جدید بعدش اگ از اینجا نذارین ما از کجا دنبالش کنیم🥲💔

ꜱᴇᴘɪᴅᴇʜ
پاسخ به  ورونیکا
13 روز قبل

ن عزیزم تا زمانی ک نویسنده حتی خط خط هم پارت بده پارو گذاری اینجا قرار داره

Asdfgh
Asdfgh
پاسخ به  ورونیکا
9 روز قبل

تو تلگرام کاملش هست به صورت pdf

[vc_wp_categories]

96
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x